سندروم آرنج تنیس بازان


 
آرنج‌ تنيس‌بازان‌
                                 
ضايعه(Tennis elbow)ناشي از ورزش قهرماني که منجر به بروز التهابات و صدمات و پارگي مختصر تاندون‌هاي عضلات بازو نزديک آرنج مي‌شود. اين وضعيت براثر تکرار ضربه به اين ناحيه از بازو پيش مي‌آيد و مخصوصا" ازحرکت پيچ‌خوردگي ناگهاني ساعد در جريان ضربه بک هند آونگي شکل تنيسور صورت مي‌گيرد. اين
اشکال در برق کارها و فرش باف‌ها هم ديده مي‌شود. عضلات اکستنسور در ساعد به تاندون‌هايي که به قسمت خارجي آرنج مرتبط هستند متصل مي‌شوند و کار اين اکستنسور خم کردن مچ به عقب است. اصطلاح پزشکي اين وضعيت در موقعي که عضلات ساعد درحال اکستانسيون هستند در بازي تنيس را lateral epicondilitis مي‌گويند ولي در ورزش گلف مديال اپي‌کوند‌يليت در شرايطي اطلاق مي‌شود که اين عضلات درحال فلکسيون مي‌شوند. علاوه بر حرکت جلو عقب بک هند تنيس باز و گلف باز غلتاندن و پرت کردن ممتد و تکراري يک توپ در «آرنج بيس بال» نقاشي کردن ساختمان با برس يا غلطک، جلو عقب کردن اره آهني دستي، کارکردن با آچار پيچ‌گوشتي و ساير دست ابزارها هم ممکن است چنين ضايعه يي را در آرنج توليد کنند. علائم و تشخيص: علامت شايع حساس در معاينه حساسيت به لمس است که  وقتي به قسمت خارجي آرنج فشار داده شود، درطول آن در قسمت خارجي و محل اتصال استخوان در مفصل آرنج درد حس مي‌شود. در عضلات  طرف خارجي ساعد غالبا" خارش به همراه درد در بافت‌هاي نرمي که مفصل آرنج را احاطه کرده‌اند، وجود دارد. سعي در به چنگ آوردن اشياء (grasp) ممکن است بر شدت درد بيفزايد و سبب شود که راست کردن کامل آرنج به سختي صورت گيرد. تشخيص بيماري تنيس باز  بامعاينات فيزيکي ميسر است. راديوگرافي را براي مطمئن شدن از وجود احتمال اشکالاتي در استخوان و مفصل آرنج انجام مي‌دهند. تاندينيت درساعد: هر وقت تاندوني که عضلات اکستانسور ساعد را به دگمه‌ خارجي (اپي‌کونديل) استخوان بالايي بازو  (Humerus) متصل مي‌کند، ملتهب شود و آرنج يا ساعد مخصوصا" در شرايط بلند کردن، چنگ زدن يا حمل بار صدمه ببيند، تاندونيت تلقي مي‌شود. درمان: اگر بيماري آرنج تنيس باز درشرايط ملايمي قرار دارد بهترين درمان ممکن است محدود کردن يا توقف کامل ورزش تنيس باشد تا وقتي که درد به کلي ازبين برود، دراين حالات بايد ورزشکار يادش باشد که هميشه در طول ورزش و ساير فعاليت‌ها مچ بند محکم و مخصوص ببندد. اگر درد تداوم دارد و مرتبا" شديدترمي‌شود، مشاوره با پزشک متخصص ورزش  ممکن است مفيد باشد. دارو‌هاي ضدالتهاب و گذاشتن کيسه‌ي يخ‌گاهي در برطرف شدن علائم کمک مي کند. فيزيوتراپي براي تقويت عضلات اطراف آرنج را مي‌توان توصيه کرد. گاهي تزريق کورتيکواستروئيد‌ها را مي‌توان مورد توجه قرار داد. جراحي يک انتخاب احتمالي براي درمان بعضي از موارد بيماري آرنج تنيس باز است.
شرح بیماری
بيماري‌ آرنج‌ تنيس‌بازان‌ عبارت‌ است‌ از التهاب‌ نواحي‌ استخواني‌ آرنج‌. عضلات‌، تاندون‌ها و اپي‌كونديل‌ (يك‌ برجستگي‌ استخواني‌ در سطح‌ خارجي‌ آرنج‌ كه‌ در آنجا عضلات‌ ساعد به‌ استخوان‌ بازو مي‌چسبند) آرنج‌ را درگير مي‌كند. بيشتر، بزرگسالان‌40-20) ساله‌) را مبتلا مي‌كند.
 
علائم شایع
درد و حساسيت‌ به‌ لمس‌ در اپي‌كونديل‌ مشت‌ ضعيف‌ درد در هنگام‌ حركات‌ پيچشي‌ دست‌ يا بازو مثلاً حين‌ استفاده‌ از پيچ‌گوشتي‌ يا بازي‌ تنيس‌
 
علل
پارگي‌ نسبي‌ تاندون‌ يا كشيده‌ شدن‌ تاندون‌ روي‌ استخوان‌ به‌ علت‌: استرس‌ مكرر مزمن‌ بر بافت‌هايي‌ كه‌ عضلات‌ ساعد را به‌ ناحيه‌ آرنج‌ وصل‌ مي‌كنند. كشيدگي‌ ناگهاني‌ ساعد
 
عوامل تشدید کننده ی بیماری
شغل‌هايي‌ كه‌ مستلزم‌ حركات‌ شديد يا مكرر ساعد باشند مثل‌ مكانيكي‌ يا درودگري‌ شركت‌ در ورزش‌هايي‌ كه‌ مستلزم‌ حركات‌ شديد يا مكرر ساعد باشند مثل‌ تنيس‌ وضعيت‌ فيزيكي‌ نامناسب‌
 
پیشگیری
تا وقتي‌ كه‌ در شرايط‌ عالي‌ قرار بگيريد، ورزش‌هايي‌ مثل‌ تنيس‌ را به‌ مدت‌ طولاني‌ انجام‌ ندهيد. راكت‌هاي‌ تنيس‌ مي‌توانند آرنج‌ تنيس‌بازان‌ را بدتر كنند. انتخاب‌ اندازه‌ يا نوع‌ متفاوت‌ (بزرگ‌تر، قابل‌ انعطاف‌تر، دسته‌ بزرگتر( ممكن‌ است‌ كمك‌كننده‌ باشد. اگر به‌ تازگي‌ يادگيري‌ تنيس‌ را آغاز كرده‌ايد، از فرد متخصص‌ كمك‌ بگيريد. روش‌ و وضعيت‌ قرارگيري‌ در پيشگيري‌ از آسيب‌ها مهم‌ هستند. براي‌ افزايش‌ تدريجي‌ قدرت‌ خود، از تمرينات‌ وضعيت‌ دهنده‌ ساعد استفاده‌ كنيد. قبل‌ از شركت‌ در ورزش‌ها به‌ ويژه‌ رقابت‌ها، به‌ آهستگي‌ و به‌طور كامل‌ خود را گرم‌ كنيد.
 
عواقب مورد انتظار
معمولاً قابل‌علاج‌ است‌ اما درمان‌ ممكن‌ است‌ 6-3 ماه‌ زمان‌ ببرد.
 
عوارض احتمالی
پارگي‌ كامل‌ رباط‌ كه‌ براي‌ ترميم‌ نيازمند جراحي‌ است‌.
 
درمان
اصول کلی
آزمون‌هاي‌ تشخيصي‌ معمولاً لازم‌ نيستند (راديوگرافي‌ معمولاً هميشه‌ منفي‌ است.) براي‌ تسكين‌ درد از گرما يا يخ‌ استفاده‌ كنيد. از پوشش‌هاي‌ مرطوب‌ و گرم‌، لامپ‌ گرمادهنده‌ يا غوطه‌ور شدن‌ در گرداب‌ يا كمپرس‌ سرد يا كيسه‌ يخ‌ (هر كدام‌ مؤثرتر به‌ نظر برسد) استفاده‌ كنيد. ممكن‌ است‌ درمان‌هاي‌ ديامتري‌، فراصوت‌ يا ماساژ دريافت‌ كنيد. اين‌ موارد به‌ تسكين‌ سريع‌تر علايم‌ و بهبودي‌ كمك‌ مي‌كند: ماساژ درماني‌ ممكن‌ است‌ مجبور باشيد براي‌ بي‌حركت‌ كردن‌ آرنج‌ از يك‌ اسپلينت‌ ساعد استفاده‌ كنيد. در زمان‌ استفاده‌ از اسپلينت‌، ورزش‌ زير را 4-3 بار در روز انجام‌ دهيد: بازوهاي‌ خود را بكشيد؛ مچ‌ دست‌ خود را خم‌ كنيد؛ سپس‌ پشت‌ دست‌ خود را روي‌ يك‌ ديوار فشار دهيد. آن‌ را به‌ مدت‌ يك‌ دقيقه‌ نگه‌ داريد. در صورت‌ شكست‌ ساير روش‌هاي‌ درماني‌ ممكن‌ است‌ آزاد كردن‌ تاندون‌ در اپي‌كونديل‌ با جراحي‌ لازم‌ باشد. استفاده‌ از تسمه‌ آرنج‌ تنيس‌بازان‌ را هنگام‌ از سرگيري‌ فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري طبيعي‌ پس‌ از درمان مدنظر قرار دهيد.
 
داروها
داروهاي‌ ضد التهاب‌ غيراستروييدي‌ براي‌ كاهش‌ التهاب‌ تزريق‌ بي‌حس‌ كننده‌ها يا داروهاي‌ كورتيزوني‌. كورتيزون‌ التهاب‌ را كاهش‌ مي‌دهد و بي‌حس‌ كننده‌ها موقتاً درد را تسكين‌ مي‌دهند.
 
فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
تا زمان‌ محو علايم‌، فعاليتي‌ را كه‌ باعث‌ ايجاد آرنج‌ تنيس‌بازان‌ بود، تكرار نكنيد. سپس‌ به‌ تدريج‌ پس‌ از وضعيت‌گيري‌ مناسب‌، فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري طبيعي‌ خود را از سر بگيريد.
 
رژیم غذایی
رژيم‌ غذايي‌ خاصي‌ ندارد.
 
در چه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان‌ علايم‌ آرنج‌ تنيس‌بازان‌ را داشته‌ باشيد. اگر علي‌رغم‌ درمان‌، علايم‌ ظرف‌ 2 هفته‌ بهبود نيابند.
درمان اختلال موسوم به آرنج تنيس بازان با استفاده از آرتروسکوپي
محققان مي گويند با استفاده از روش آرتروسکوپي موفق شده اند اختلال ارتوپدي موسوم به آرنج تنيس بازان را با موفقيت قابل توجهي درمان کنند. به نوشته پايگاه اينترنتي دانشگاه دوک، اختلال آرنج تنيس بازان که بر اثر وارد آمدن ضربه هاي شديد به آرنج پس از زدن ضربه با راکت به وجود مي آيد شيوع نسبتاً زيادي در بين تنيس بازان دارد و موجب درد و اختلال حرکتي زيادي در آنان مي شود. در مواردي شدت اين اختلال بسيار زياد است و ممکن است در فعاليت هاي ورزشي ورزشکار اشکالات جدي ايجاد کند. البته در مفاصل ديگر نيز امکان بروز عوارض مشابه وجود دارد که نوع مفصل درگير و شدت آن بستگي به نوع ورزش دارد. روش جديدي که محققان به تازگي براي درمان عارضه آرنج تنيس بازان به کار گرفته اند با درجه زيادي از موفقيت همراه بوده است. در روش جديد با استفاده از آرتروسکوپ وارد مفصل مي شوند و قسمت هاي آسيب ديده درون آرنج را ترميم مي کنند. به گفته محققان در اين روش بايد ظرافت زيادي به کار گرفت و پزشکان با تجربه مي توانند از عهده آن به خوبي بر آيند. روش هاي متعارف که در درمان اين عارضه به کار برده مي شوند معمولاً کارايي لازم را ندارند و پس از مدتي درد و محدوديت حرکتي ورزشکار عود مي کند. در روش جديد حداقل پس از گذشت نزديک به يازده سال همچنان بيمار بدون درد يا علائم حرکتي بود که اين رقم در مقايسه با روش هاي موجود قابل ملاحظه است.
مقدمه:
   اپي كنديليت خارجي يا آرنج تنيس بازان يكي از علل شايع مراجعات به شمار مي آيد به طوريكه به ازاي هر 1000 نفر در سال حدود 7 نفر با اين شكايت به پزشك مراجعه مي كنند (1و2).
اين بيماري اكثرا در جمعيت فعال جامعه مشهود است و بيشترين شيوع آن بين سنين 30 الي 55 است(3).
حدود 64-35% موارد بروز اين بيماري به دنبال فعاليت هاي شغلي  حاصل مي شود (4).
 اطلاعات آماري به دست آمده از مبتلايان به آرنج تنيس بازان، نشان دهنده چندين روز غيبت از فعاليت هاي كاري و نيز ايجاد محدوديت هاي بلند مدت در توانايي انجام كارها مي باشد (5و6).
با وجود شيوع قابل ملاحظه اين بيماري كه باعث غيبت از فعاليت هاي شغلي شده و به دنبال آن كارايي افراد را كاهش مي دهد ، هنوز اتفاق نظر اندكي در مورد نحوه درمان و اداره بيماري به چشم مي خورد (7).
بيش از 40 نوع روش درمان تا كنون شرح داده شده اند كه هيچ كدام ارجحيت قابل ملاحظه اي بر ديگري ندارند(8).
 اين موضوع بيانگر اين است كه اتيولوژي بيماري هنوز به خوبي شناخته نشده و بهترين روش براي درمان آن هنوز مشخص نمي باشد (7).
تزريق موضعي استروئيد از درمان هاي شايع آرنج تنيس بازان مي باشد . با وجود مطالعات فراوان در اين زمينه هنوز دلايل كافي جهت قبول يا رد اين اقدام وجود ندارد (9) .
با اين وجود بسياري از مقالات بي خطر بودن تقريبي تزريق موضعي استروئيد و نيز نتايج باليني كوتاه مدت (6-2 هفته) آن را بيان داشته و انجام مطالعات بلند مدت در اين زمينه را ضروري دانسته اند (9) .
يكي از روش هايي كه مي توان به همراه تزريق موضعي استروئيد به كار برد، Complete the lesion نام دارد(10) .
 در اين روش علاوه بر تزريق موضعي استروئيد ، مچ دست به صورت ناگهاني و قدرتمندانه خم مي شود . به نظر مي رسد كه اين كار موجب تحريك و شروع آبشار التهابي و به دنبال آن القاي روند بهبودي مي گردد(10).
تاثير اين روش و لزوم انجام آن به همراه تزريق استروئيد هنوز به خوبي شناخته نشده است . در بررسي مقالات، نمونه مشابهي بر انجام اين مطالعه يافت نشدو لذا در اين مطالعه بر ان شديم نتايج دوروش درماني را مقايسه كنيم.
در اين تحقيق طي يك مطالعه باليني شاهد دار به مدت 6 ماه به مقايسه اثر تزريق موضعي استروئيد به تنهايي و همچنين به همراه عمل Complete the lesion  پرداخته ايم.
 
  موادوروشها:
  اين مطالعه بر روي 50 نفر مبتلا به اپي كنديليت خارجي(lateral epiordylitis) صورت گرفته است.
 اين افراد از ميان مراجعه كنندگان به درمانگاه فوق تخصصي جراحي دست كلينيك قائدي( يكي از كلينيك هاي وابسته به دانشگاه علوم پزشكي اصفهان واقع در مركز شهر اصفهان ) و در طي ماه هاي  آذر ،  دي ، بهمن و اسفند 1385 ، بر اساس شاخص هاي ورودي انتخاب شده اند.
 كه عبارتند از:
1) درد و ناراحتي در قسمت خارجي آرنج طي يك ماه اخير.
2) تندرنس موضعي در ناحيه خارجي آرنج ( در محل اتصال extensor هاي ساعد) .
3) تشديد درد به همراه supination ساعد در برابر مقاومت در حالي كه آرنج در وضعيت flexion قرار دارد .
4) تشديد درد به همراه dorsiflexion مچ دست در برابر مقاومت .
5) تشديد درد به همراه مشت كردن همراه با فشار دست و يا ضعف مشهود بيمار در مشت كردن دست.
 بيماران در صورت داشتن افيوژن در ناحيه آرنج ، سابقه ي تروماي حاد و يا تروماي گذشته در ناحيه اندام فوقاني درگيركه منجر به شكستگي شده باشد ، بروز هم زمان اپي كنديليت داخلي ، وجود بيماري هاي داخل مفصل و التهابي، وجود بيماري هاي سيستميك و مصرف طولاني مدت دارو ، سابقه ي تزريق قبلي استروئيد در ناحيه آرنج مذكور،  وارد مطالعه نگرديده اند.
در بدو ورود به مطالعه از آرنج مبتلا در تمامي بيماران راديو گرافي به عمل آمده است ، تا از نظر بيماري هاي دژنراتيو مفصل و استئوكندريت ديسكان كاپيتولوم ( osteochondritis dissecant of capitellum) و نيز ساير بدشكلي ها و اختلالات احتمالي بررسي شوند .
وجود هر كدام از موارد ذكر شده باعث شده بيمار وارد مطالعه نشود و اگر علائمي دال بر درد ارجاعي از ناحيه شانه و يا گردن مانند تشديد درد به همراه حركت اين دو عضو وجود داشته ، راديوگرافي و اقدامات لازم جهت بررسي انجام شده و در صورت رد آن ، فرد وارد مطالعه گرديده است.
 در مواردي كه پزشك به اختلالات نورولوژيك همچون سندرم تونل كارپال       (carpal tunnel syndrome)ويا سندرم تونل راديال (radial tunnel syndrome ) شك داشته نيز بيماران تحت EMG و اقدامات لازم قرار گرفته اند و در صورت رد آن ها اين افراد به مطالعه پيوستند .
معاينات و بررسي هاي اوليه توسط يك پزشك ارتوپد فوق تخصص دست ، صورت گرفته است و بيماران بر اساس معيار هاي ورودي و در صورت داشتن رضايت براي شركت در اين طرح انتخاب شده اند .پس از اداي توضيحات كافي ،رضايت نامه كتبي از بيماران اخذميگرديد.  
بيماران وارد شده در اين طرح ، توسط پزشك متخصص ، به صورت يك در ميان و به ترتيب مراجعه در گروه مداخله و شاهد  قرار داده شده اند .
نمونه گيري تا زماني ادامه يافت كه تعداد بيماران به 25 نفر در هر گروه رسيد و حدود 4 ماه به طول انجاميد . طرح كلي نمونه گيري وانجام مطالعه در شكل شماره 1 مشهود است.
براي هر 2 گروه از بيماران در محل حداكثر تندرنس ، در ناحيه ي اپي كنديل خارجي و در حالت flexion  آرنج ، 40 ميلي گرم متيل پرو نيزولون تزريق گرديد .
تزريق بيمار در ناحيه ي ساب كوتانئوس (sub cutaneous ) و بر روي تاندون صورت گرفته است .در اين حالت بيمار كمي احساس ناراحتي مي كند . در صورتي كه بيمار درد شديدي احساس كرد ويا در هنگام تزريق مقاومتي حس شد ، كه ناشي از عمق بيش از حد سوزن و ورد آن به تاندون است، سوزن از حدود 2 الي 5 ميلي متر به خارج كشيده مي شود .
 در تمام بيماران از سوزن شماره 18 (18-gauge needle ) استفاده شده است.
سپس براي دست مبتلا به مدت 3 هفته ، گچ بلند گرفته شده است.
براي تمامي بيماران تا زماني كه درد وي كاهش نيافته روزي 2 عدد استامينوفن 500 ميلي گرم تجويز گرديده و توصيه هاي لازم، به صورت شفاهي و كتبي ، در مورد عدم انجام فعاليت هايي كه موجب تشديد درد در ناحيه مذكور گشته و نيز فعاليت هايي كه با خم كردن و يا چرخاندن مچ دست همراهند و عدم مصرف خودسرانه دارو و يا درمان هاي ديگر و همچنين روند كلي و طول مدت درمان و پيگيري، داده شد.
بر روي بيماران گروه مداخله علاوه بر موارد فوق ، قبل از تزريق متيل پردنيزولون ، عملي موسوم به complete the lesion ، صورت گرفت.
 بدين ترتيب كه آرنج بيمار را در حالت فلكسيون قرار داده و سپس به صورت ناگهاني و پرقدرت مچ دست بيمار را خم كرده (hyper flexion ) و دست بيمار را كامل و پرقدرت به داخل(pronation) چرخانديم(شكل شماره 2).
براي بيماران گروه شاهد  ، به جاي عمل complete the lesion ، عمل ديگري انجام شد.
آرنج بيماران به صورت نمايشي در حالت flexion قرار داده شد و مچ دست آنها به آرامي و بدون قدرت خم شده و به خارج گردانده شد(شكل شماره 2).
لازم به ذكر است كه تمامي بيماران توسط يك پزشك معاينه شده و وارد مطالعه گرديدند و تمامي اقدامات اوليه ذكر شده توسط وي انجام شده است.
در طول مدت پيگيري و در طي معاينات منظم ، بيماران ، در 12،6،3 و24 هفته پس از شروع درمان ، مورد سنجش و معاينه قرار گرفتند .
معاينات دوره اي بيماران توسط يك پزشك عمومي صورت گرفته كه از نحوه ي تقسيم بندي و گروه بندي آنها آگاه نمي باشد.
در اين مطالعه ، جهت بررسي نتايج ، از ابزار اندازه گيري دست (hand dynamometer) ، طي معاينات دوره اي ، استفاده نگرديد.
برخي از مقالات ، اعتبار(validity) اندازه گيري اين وسيله را زير سوال برده اند و از احتمال تاثير ساختار غير استاندارد اين وسيله برروي نتايج ابراز ترديد كردند(11،12). در عوض جهت بررسي بيماران از معيارهاي ورهار   (.verhaar et al) (13،14)(جدول شماره 1) استفاده شده كه قبلا نيز در مطالعات مشابه مورد استفاده قرار گرفته بود(11). بر اساس اين معيار بيماران در هر بار معاينه در يكي از چهار گروه ذكر شده وارد شده  و تغييرات آنها مورد ارزيابي قرار مي گيرد.
در صورت عدم همكاري و يا عدم رضايت ، جهت ادامه ي پيگيري ، بيمار از طرح خارج گرديده است و بيماراني كه پس از 6 هفته همچنان در گروه ضعيف (poor )  بوده اند مجددا تحت تزريق متيل پرونيزولون قرار گرفته اند .
جهت آناليز آماري داده ها با در نظر گرفتن05/0=α از آزمون فريدمن(Friedman Test) ومان ويتنيManwithney Test)) استفاده گرديد.
يافته ها :
از ميان 50 بيمار شركت كننده در طرح ،4 نفر از گروه مداخله و 3 نفر از گروه شاهد در طي زمان پيگيري، از مطالعه خارج گرديدند.(follow up failure rate:14% ) از 43 نفر باقيمانده 19 نفر مرد (44%)بودند كه 9 نفر آنها در گروه مداخله (4/47%) و 10 نفر آنها در گروه شاهد (6/52%) تحت مطالعه قرار داشتند . همچنين در هر دو گروه 12 زن (50%) حضور داشته اند (جدول شماره 2).
از اين ميان، 8 نفر كارمند (6/18%) ، 18 نفر كارگر(9/41%) و 17 نفر (5/39%) خانه دار بوده اند . هيچكدام از بيماران به صورت دائمي و منظم ورزشكار نبودند .
4 نفر از كارمندان(50%) ،8 نفر از كارگران(4/44%) و 9 نفر از خانه دار ها (9/52%) در گروه مداخله و بقيه در گروه شاهد مورد ارزيابي قرار گرفتند (جدول شماره 2) .
ميانگين سني در گروه مداخله 8/4±9/44 و در گروه شاهد 4/5± 8/45 بوده است.
در بين دو گروه بيماران تفاوت معني داري در توزيع سني ، جنسي و شغلي به چشم نمي خورد(p>0.05) .
طي پيگيري در هفته ششم، بر اساس معيار ورهار (Verhaar et al .) ،3 نفر در گروه مداخله و 2 نفر در گروه شاهد درجه ضعيف گرفتند كه براي آنان تزريق مجدد استروئيد با همان دوز و تكنيك قبلي به كار گرفته شد .
براي بررسي تاثير هر كدام از روش هاي درماني طي شش ماه پيگيري از تست فريدمن (Friedman test) استفاده گرديد . جهت آناليز داده ها معيار هاي ورهار (Verhaar et al.)، به ترتيب عالي، خوب، متوسط و بد با نمرات 1و2و3و4 معين گرديدند.
بر اين اساس در هفته سوم گروه مداخله ،ميانه 02/3 در مقابل 77/2 در گروه شاهد را داشته است .
در هفته ششم ميانه 67/2 در گروه مداخله و 64/2 در گروه شاهد نشانگر نزديك شدن داده ها در هر دو گروه بوده است . در هفته دوازدهم نيز همين روند ادامه يافته است (07/2در گروه مداخله و 36/2در گروه شاهد)در هفته بيست و چهارم افزايش اندكي در ميانه نمرات هر دو گروه مشهود است ( 24/2 در گروه مداخله و 36/2 در گروه شاهد )
 در هفته بيست و چهارم شاهد يك عود مجدد هم در گروه مداخله و هم در گروه شاهد به دنبال بهبود كامل اين افراد بوده ايم .
بر اين اساس هر كدام از گروه هاي مداخله و شاهد طي شش ماه پيگيري نشان دهنده نتايج آماري معني دار (p
جهت مقايسه دو روش درماني با يكديگر در طي هفته هاي متوالي، از تست مان ويتن
(Man Withney test)استفاده شد . بر اين اساس تفاوت معني داري طي پيگيري هاي انجام شده در هفته هاي 3و6و12و24 بين دو گروه مشهود نبود (p>0.05 و جدول شماره 3).
بعد از 6 ماه پيگيري، 4 نفر در ميان هر دو گروه، نتيجه ضعيف و متوسط گرفتند (30/9%) كه 2 نفر آنها در گروه مداخله و 2 نفر در گروه شاهد بودند (5/9%گروه مداخله و 0/9%گروه شاهد ).
در گروه مداخله يك نفر با وجود تزريق دوم متيل پرونيزولون و نفر ديگر به صورت عود مجدد بعد از بهبود كامل و در گروه شاهد يك نفر عود مجدد بعد از بهبودي كامل و فرد ديگر به صورت عدم پاسخ به درمان از ابتدا قرار گرفتند .
 در ميان بيماران عوارضي همچون هيپوپيگمانتاسيون پوست در ناحيه تزريق و يا پارگي تاندون و نيز عفونت و يا گرگرفتگي و قرمزي صورت به دنبال تزريق موضعي استروئيد ديده نشد.
بحث:
  با وجود روش هاي متعدد مطرح شده در درمان اپي كنديليت خارجي، طي چند دهه اخير، هنوز شواهد علمي كافي جهت انتخاب روش درماني مناسب وجود ندارد (7و8و15).اين موضوع مي تواند علل مختلفي را در بر گيرد . از آن جمله مي توان به خود محدود شونده بودن بيماري اشاره كرد (15و16و17).
دربسياري تحقيقات موردشاهدي(Case-Control) ،گروه شاهد بدون دريافت مداخله درماني ،بهبود وضعيت داشته اند (18و19).  همچنين در تعدادي مطالعات بلند مدت تفاوت چنداني بين دو گروه مشهود نبوده است (14و20-27).كه خود مي تواند بيانگر خود محدود شونده بودن بيماري باشد.
اسميت و همكارانش (Smidt N et al) (27)ضمن بررسي 185 بيمار مبتلا به اپي كنديليت خارجي، در طول مدت يك سال ،كه تحت درمان با تزريق موضعي استروئيد،يا روش هاي فيزيوتراپي ويا بدون تداخل درماني قرار گرفته بودند ،  به اين نتيجه رسيده اند كه پيگيري، بدون تداخل درماني و نيز انجام فيزيو تراپي بهترين سياست درماني بلند مدت مي باشد . بهبود بيماران بدون انجام تداخل درماني بر خود محدود شونده بودن بيماري دلالت دارد .
مي توان به اين موضوع اشاره كردكه عوامل متعدد وفراوان در درمان و نتيجه اپي كنديليت خارجي دخالت دارند (15).از آن جمله مي توان به  محل درد و ابتلاي قبلي(28) ، طول مدت بروز علائم(29) ، جنسيت (26) ، شدت بيماري در ابتدا(30 ) ، درگيري هر دو اندام فوقاني(31 )،  شغل بيمار(32 ) و عوامل متعدد ديگر اشاره كرد.
Haahr و همكارانش(33) در يك كار آزمايي  باليني انجام شده، بر روي 266 مورد جديد ابتلا به اپي كنديليت خارجي در طول مدت يك سال ،به اين نتيجه رسيدند كه پس ازگذشت  يك سال تفاوتي ميان روند بهبودي بيماري و روش درماني انتخابي وجود ندارد. همچنين اشتغال به كار هاي دستي، كشش زياد وارده در حين كار ، درد شديد در ابتداي ابتلا و نيز ابتلاي دست غالب بيمار از عواملي است كه در عدم بهبود بيماري تاثير به سزايي ايفا مي كند .
شواهدي مبني بر افزايش درد آرنج و ساعد در زمينه كشش و فشار فيزيكي، در همراهي فاكتور هاي روانشناختي  موجود مي باشد (34-39 ).
بر اساس نظر ولين و لينتون (Vlaeyen and Linton) (40 ) ، پيشرفت مسائل استخواني- عضلاني به سمت مزمن شدن ممكن است با ترس و رفتار هاي اجتنابي افزايش يابد .
 بر اين اساس ترس از درد و نيز ابتلاي مجدد، در بيمار ، منجر به افزايش توجه به حس هاي بدن شده و به دنبال آن موجب افزايش مراقبت از خود و همينطور مزمن شدن بيماري مي شود .
همانطور كه بيان گرديد طيف وسيع عوامل موثر بر درمان اپي كنديليت خارجي اعم از مسائل فيزيكي و جسمي تا مشكلات روانشناختي،  بر پيشرفت و يا بهبود بيماري و به صورت كلي در روندآن تاثير به سزايي دارد.
از دلايل ديگر مبني بر عدم وجود شواهد كافي در انتخاب روش درمان مناسب مي توان به شواهد ناكافي در مورد مكانيسم هاي پاتوفيزيولوژيكي بيماري اشاره كرد فرضيه هاي پاتوژنيك فراواني مطرح گرديده اند كه بسياري از آن ها با يكديگر متناقض مي باشند (15).
با وجود اينكه كلمه اپي كنديليت بيان كننده وجود مكانيسم التهابي مي باشد ، تعدادي از مطالعات موفق به يافتن سلول هاي التهابي به خصوص در فاز مزمن بيماري نگرديدند (35و36و40).
به علت سير تحليل رونده (Degenerative Proccess) مطرح شده در برخي از مطالعات ، لغت تاندونيز آرنج (Elbow Tendinosis) به جاي اپي كنديليت مناسب تر دانسته  شده است (37و38و39).
نيرشل(Nirsehl) (31)بيان داشت كه در ظاهر هيستولوژيكي، فيبروبلاست هاي آتيپيك                              ( Atypical fibroblast) و هجوم بافت عروقي (Vascular tissueinvasion) مشاهده مي گردد كه بيان كننده اين است كه بافت مورد نظر بيش از حد مورد استفاده قرار گرفته(Over use).
وارد شدن ميكروتروماهاي مكرر ، به دنبال مورد استفاده قرار گرفتن بيش از حد تاندون ،مي توانند منجر به بروز پارگي هاي نسبي و يا پارگي در كل ضخامت تاندون گردند (15).
برخي نظريات نيز به غير موضعي بودن اپي كنديليت خارجي، به خصوص در فاز مزمن دلالت مي كنند و اختلالات گردن ، گير افتادگي عصب راديال (  Radial entrapment synd) و بسياري موارد ديگر را موجب اصلي اپي كنديليت خارجي مي دانند( 15-16).
درمان موضعي استروئيد يكي از روش هايي است كه از ديرباز مورد استفاده در درمان اپي كنديليت خارجي بوده است. با وجود مطالعات فراوان در اين زمينه هنوز شواهد علمي كافي جهت برتري اين روش در دسترس نيست(8و9 ).  بسياري از مقالات مروري انجام شده پيگيري هاي بلند مدت را مورد پيشنهاد قرار داده اند (7و9و15).
آسندلف و همكارانش (Assendelf et al .)(15) بيان داشتند كه به نظر مي آيد، تزريق موضعي استروئيد تقريبا بدون خطر بوده و مزاياي كوتاه مدت (2تا6 هفته ) آن مشهود است .
بسياري از مقالات با وجوداينكه تاثيرتزريق موضعي استروئيد، در بهبود علائم در مرحله حاد را مد نظر قرار داده اند ، بيان داشته اند كه اين روش نتيجه درماني واضحي را بعد از گذشت يك سال نشان نمي دهد (14و2).
با اين وجود برخي مطالعات اخير بر تاثير بلند مدت درمان موضعي استروئيد در درمان  اپي كنديليت خارجي در مقايسه با عدم تداخل درماني خاص و نيز عدم تغيير بارز نتايج در همراهي آن با فيزيو تراپي دلالت مي كنند (33 ).
روش Complete the lesion به همراه تزريق موضعي استروئيد كه بر اساس اين نظريه موجب شروع ابشار التهابي (Inflammatory cascade) و به دنبال آن القاي بهبودي مي گردد در كتاب جراحي ارتوپدي كمپيل مطرح گرديده است.(10 ).
به نظر مي رسد در اين زمينه تحقيقات كمي صورت گرفته و اطلاعات كمي از آن در دسترس است . علاوه بر آن با توجه به زير سوال بودن پاتوفيزيولوژي التهابي اپي كنديليت خارجي و مطرح بودن مكانيسم هاي متعدد ديگر ، موثر بودن اين روش مورد سوال واقع شد . با اين وجود با توجه به تاثير واضح كوتاه مدت تزريق موضعي استروئيد در مقالات قبلي ، اين احتمال كه اين روش بر اساس مكانيسم مطرح شده موثر واقع شده ، قويا مطرح بود .
در بدو ورودبه مطالعه جهت ورود بيماراني كه دچار اختلال در ناحيه اپي كنديل خارجي بودند، آنهايي  كه مشكوك به دردهاي ارجاعي و يا مشكلات نورولوژيك بودند تحت بررسي هاي لازم قرار گرفتند و سپس وارد مطالعه گرديدند تا بتوان پاتوفيزيولوژي هاي مطرح در اپي كنديليت خارجي را محدود تر نمود .
علاوه بر آن انجام عملComplete the lesion  ، فقط توسط يك نفر متخصص ارتوپد جراح دست براي تمام بيماران صورت گرفت تا تفاوتي در انجام عمل در آنها  ايجاد نشود.همينطور پيگيري نيز توسط يك نفر پزشك عمومي انجام شد تا نحوه ارزيابي بيماران و ميزان دقت آنها تقريبا يكسان باشد .
 افرادي كه بعد از 6 ماه در گروه ضعيف قرار گرفتند ( غير از افرادي كه دچار بروز مجدد شدند) جهت اقدامات جراحي معرفي گرديدند .
طبق بررسي هاي صورت گرفته ميان دو گروه مداخله و شاهد،  در هفته سوم در گروه مداخله افزايش اندك ميانه نسبت به گروه شاهد مشهود است .(براساس Friedman test و 02/3 در گروه مداخله در مقابل 77/2 در گروه شاهد ) اين اختلاف مي تواند بيانگر تاخير در بهبود درد ناشي از انجام عمل Complete the lesion، در برخي بيماران در گروه مداخله باشد. از هفته ششم روند درمان در هر دوگروه نسبتا مشابه با يكديگر ادامه يافته است.
در پيگيري هفته 24 افزايش اندك در ميانه نمرات هر دو گروه مشهود است .به نظر مي آيدكه اين افزايش به علت بروز موارد عود مجدد در هر دو گروه مي باشد . ( در هر دو گروه يك نفر به دنبال بهبود كامل دچار عود مجدد شده اند ) طي بررسي بيماران تا هفته دوازدهم شاهد عود مجدد در بيماران بهبود يافته نبوديم حال آنكه در هفته بيست چهارم 2 مورد جديد عود مجدد مشاهده گرديد .
در هر دو گروه بيماران ، طي بررسي شش ماهه به نتايج قابل قبول درماني دست يافتيم . به نظر مي رسد درين تحقيق، تزريق موضعي استروئيد، علاوه بر تاثير درماني موثر كوتاه مدت (هفته سوم و هفته ششم پيگيري) ،داراي اثرات درماني طي شش ماه دوره پيگيري بوده است . متاسفانه امكان بررسي طولاني تر بيمارن موجود نبود و با توجه به بروز عود مجدد در پايان مطالعه ، بررسي طولاني تر به خصوص از نظر موارد بروز عود مجدد و برسي علل آن و عوامل موثر احتمالي در بروز مجدد بيماري لازم به نظر مي رسد .
در مقايسه روند درماني بين دو گروه مداخله و شاهد، تاخير اندكي كه در بهبود علايم در 3 هفته اول در گروه مداخله انجام شد وهمچنين نتايج مشابه طي دوره شش ماهه ،حاكي از آن بود كه تغييري به دنبال انجام عمل Complete the lesion  ، در بهبود بيماران حاصل نگرديده و علاوه بر آن اين بيماران نسبت به گروه شاهد در هفته سوم درد بيشتري را نيز ابراز داشته اند .
به نظر مي رسد مطالعات بلند مدت ، با تكيه بر مواردي كه دچار عود مجدد مي شوند،  به همراه بررسي عوامل موثر در بروز بيماري و يا عود آن،  راهبرد مناسبي جهت مطالعات آتي باشد.
 علاوه بر آن، بررسي پاتوفيزيولوژي بيماري مي تواند در محدود كردن روش هاي موثر درمان و هدايت تحقيقات به سمت بررسي در زمينه هاي محدودتر و عدم پراكندگي  تحقيقات در عرصه هاي متعدد درماني كمك كننده باشد .
نتيجه گيري:
بر اساس يافته هاي اين مطالعه ،تفاوتي ميان تزريق موضعي استروئيد به تنهايي و يا همراه با عمل  Complete the lesion  ،به صورت خم كردن پر قدرت مچ دست به همراه پروناسيون آن در طي شش ماه پيگيري مشهود نبود .
علاوه بر آن در افرادي كه  تحت عملcomplete the lesion قرار گرفتند، طي سه هفته اول، درد بيشتري  نسبت به گروه مقابل ديده شد . در هر دو گروه، طي بررسي كوتاه مدت (3و6 هفته) و نيز بلند مدت (24 هفته)،  نتايج درماني قابل قبولي به دنبال درمان با تزريق موضعي استروئيدمشهود بود و تفاوت معني داري ميان دو گروه مطالعه مشاهده نگرديد .
در هفته بيست و چهارم چند مورد بروز عود مجددديده شد .مطالعات بلند مدت با تكيه بر عوامل موثر در بروز مجدد بيماري به نظر مفيد مي رسد
 
 

اختلالات شغلی ناخن

اختلالات شغلي ناخن

 

مهندس معصومه جزء كنعاني

مقدمه:

 

ناخنها بعلت موقعيت خاص انتهائيشان، حساسيت خاصی به عوامل زيان آور شغلی دارند. از آنجائيکه مشکلات مربوط به کار در مطبهای تخصصی پوست عمومیت یافته و نیز تقریبا 5 الی 10 درصد موارد مراجعه به این مطبها بعلت مشکلات مربوط به  ناخن است ، لذا ایجاب می کند که پوست شناسی شغلی همواره مشتمل بر اونیکوپاتولوژی[1][1] نیز باشد.

هدف از این مقاله ، معرفی بعضی از اختلالات شغلی ناخن است که به پزشک معالج در راستای ارزیابی ، تشخیص و درمان این بیماران کمک می کند .

 

ساختمان و عملکرد ناخن:

 

ناخن از انگشت زیرین خود ، نگهداری می کند ، عمل خاراندن را انجام می دهد ، به عمل لمس کمک می کند و برای بعضی افراد ، از لحاظ آرایشی و زیبایی اهمیت بسیار دارد.

نیمی از اختلالات ناخن ، از عفونت قارچی ناشی می شود. سایر اختلالات ناخن شامل پسوریازیس[2][2]،لیکن پلان[3][3] و اونیکودیستروفیهای[4][4] متفرقه می باشد. گروه اخیر شامل تومورهای خوش خیم و بدخیم نیز هستند. علاوه براین ،ناخن ممکن است در یک بیمار بدون علامت مبتلا به یک بیماری سیستمیک ، اولین علامت آن بیماری را ظاهر سازد. بنابراین آگاهی از آسیب شناسی ناخن ، می تواند این امکان را برای پزشک فراهم کند تا با تشخیص و درمان سریع ، مراقبت موثرتری را از بیماران به عمل آورد.

واحد ناخن ترکیبی است از ساختار زیر:

ماتریکس[5][5]، بستر ناخن،هیپونیکیوم[6][6]،صفحه ناخن وحصارهای احاطه کننده فوقانی و جانبی ناخن.

بعضی از منابع ،بند انتهایی انگشت را نیز بعنوان بخشی از این ساختار، به حساب می آورند. ماتریکس ناخن مانند ماتریکس مو، در زیر حصار فوقانی ناخن قرار دارد. این قسمت،محل ساخته شدن صفحه ناخن است و به این ترتیب در صورت جراحت ماتریکس ناخن ، آثار آن ، هفته ها و حتی ماهها در صفحه ناخن کاملا آشکار است. ماتریکس از طرف فوقانی حدود 5 میلی متر تا زیر حصار فوقانی ناخن امتداد می یابد و از سمت تحتانی، هلال ناخن را در برمیگیرد که بخش انتهایی ماتریکس ناخن را نمایش می دهد.

درجائیکه هلال ناخن خاتمه می یابد، ماتریکس ناخن هم پایان یافته و بستر ناخن شروع می شود. بستر ناخن ترکیبی است از شیارهای طولی و برآمدگیهایی که شامل اپی تلیوم و بافت همبند پوست می باشند. این شیارها و برآمدگیهای طولی ، مکانیزم تشکیل خونریزی خطی را روشن می کند. اگر یک کانون کوچک خونریزی در زیر ورقه ناخن در محل بستر ناخن وجود داشته باشد و خون در آن محدوده جمع شود ،منجربه بروز خطوطی می شود. گلومرلها ازجمله ساختارهایی هستند که در بستر ناخن قرار دارند. این اجسام شریانی- وریدی گاهی اوقات بزرگ شده و تبدیل به تومور می شوند،که این تومورها درد و ناراحتی شدیدی برای بیمار ایجاد می کنند. بستر ناخن د ربخش تحتانی به نقطه ای امتداد می یابد که در آنجا لایه روی ورقه ناخن از بستر جدا می شود. در این منطقه هیپونیکیوم آغاز می شود . هیپونیکیوم  ساختار کوچکی است که از نظر بافت شناسی ، مجزا است و در صورت ورود قارچها ، این منطقه دچار آلودگی قارچی می شود. هیپونیکیوم به طرف پایین امتداد یافته و به شیار انتهایی ختم   می شود. این شیار جایی است که اپیدرم طبیعی انگشت شروع می شود. در ماتریکس و بستر ناخن ، لایه کراتولئین وجود ندارد . این ماده د رمحل هیپونیکیوم ، مجددا  ظاهر می شود. حصار فوقانی ناخن که در بالای ماتریکس ناخن قرار دارد همان امتداد انگشت است و نیز یک لایه واقعی پوست است که شامل هردو بخش اپیدرم  و درم است اما بافت زیر جلدی ندارد. این قسمت در امتداد حصار جانبی ناخن ( درهر قسمت)قرار گرفته که ساختمانی مشابه حصار فوقانی دارند. این لایه ها ی پوست ، سه چهارم مرز صفحه ناخن را تشکیل می دهند. محصول شاخی چین فوقانی ناخن ، کوتیکول است واغلب زیر لایه سطحی کوتیکول ، یک لایه شاخی بنام اپونیکیوم [7][7]دیده می شود.

 



بيماريهای ناشی از عوامل شيميايی:

 

گرچه بحث پیرامون تمام مواد شیمیایی صنعتی که به ناخن آسیب می رسانند مقدور نیست ولی در اینجا بعضی از معروفترین آنها مورد بحث قرار خواهد گرفت.

در ناخن کارگران صنعت عکاسی ، تغییراتی مشابه لیکن پلان رخ داده است. التهاب همراه با هیپرکراتوز زیر ناخنی ، افتادن ناخن  و هیپرپیگمانتاسیون دیده شده است .در این حالت  اونیکورکسی[8][1] بدون تشکیل ناخنک [9][2] اثبات شده است. در کارگران سیمانکار ، حساسیت به کروماتها ممکن است با التهاب حاد نسوج نرم مجاور ناخن همراه با جداشدن ناخن از بستر و پیدایش خطوط بیو ی[10][3] ناشی از درماتیت تماسی دور ناخن ، ظاهر شود. 

درماتیت تماسی آلرژیک ناشی از استفاده از انواع لوازم آرایشی ناخن در مانیکوریستها ، شایع است. ناخنهای مصنوعی از ترکیب مونومرهای آکریلی مایع مانند متیل متاکریلات و پلیمرهای آکریلی پودری در حضور یک کاتالیزور تسریع کننده مانند پروکسید بنزوئیل ، تولید می شود. از پروکسید بنزوئیل در تهیه داروهای ضد جوش صورت ( آکنه) نیز استفاده می شود. از آنجائیکه ناخنهای مصنوعی در درجه حرارت اتاق تهیه می شوند ، مقادیر ناچیزی از مونومر در آن باقی مانده و ممکن است در مانیکوریستها یا مشتریان ( افراد استفاده کننده) منجر به آلرژی شود. از این مواد  در ساخت دندان مصنوعی نیز استفاده می شود، اما دندانهای مصنوعی در حرارتهای بالا تهیه می شوند که درچنین درجه حرارت بالایی ، مونومرها از بین می روند ، بنابراین ، این مواد نمی توانند آثار حساسیت زای شدیدی داشته باشند. استرهای آکریلی با زنجیره بلندتر که اکنون استفاده می شوند گرچه چندان حساسیت زا نیستند ، با این وجود می توانند مشکلاتی به وجود بیاورند. مواد آکریلی عموما در چسبهایی که در ساختمان ناخنهای دائمی و جعبه بسته بندی های ناخن استفاده می شوند، نیز وجود دارند. این مواد آکریلی نه تنها منجر  به التهاب ناخن می شوند بلکه نقاط دورتر را نیز مبتلا می کنند. مانیکوریستها به التهاب آلرژیک نسوج نرم ناخن ناشی از فرمالدئید آزاد که بطور وسیعی د رسخت کننده ها ، حالت دهنده ها و تقویت کننده های ناخن یافت می شوند نیز مستعد هستند. رزین فرمالدئید و سولفونامید تولوئن موجود در لاک ناخن ، هرچند بطور معمول حساسیت زا نیستند ، ممکن است منجر به درماتیت تماسی شوند. گاهی تماس بیش از حد با مواد دهیدراته کننده مانند استونها و استاتها ( که در مواد براق کننده ناخن یافت می شوند) سبب درماتیت تحریکی اولیه ناخن می شوند. ممکن است در اثر استفاده از مواد بردارنده لایه شاخی سطحی ناخن و نرم کننده هایی که دارای هیدروکسید پتاسیم هستند واکنش مشابهی رخ دهد. در پایان لازم به ذکر است که در باغبانها و گل آرایان در اثر تماس با پیا زگل لاله ، ضایعاتی ایجاد می شود.

 

 

 

بيماری های عفونی ناخن:

 

ممکن است در نتیجه فعالیتهای شغلی، عفونتهای باکتریایی اتفاق بیفتد. این نوع عفونتها ، معمولا حاد هستند و دراغلب موارد به آسیبهای فیزیکی مربوط می شوند. میکروارگانیسمهای مسئول از طبقه خاصی نیستند و این ضایعات عموما با آنتی بیوتیکهای سیستمیک درمان می شوند، بنابراین تنها ذکر گذرای آنها در اینجا کافی است . در پاتولوژیستها د ر اثر سوراخ شدن اتفاقی پوست ، مایه کوبی با  میکروب سل اتفاق افتاده است. این نوع عفونت در بیشتر موارد ، د رحصارهای اطراف ناخن بروز می کند و لازم است با درمان ضد سل معمول ، معالجه شود.

در مناطقی که دوشیدن شیر هنوز با دست انجام می شود و در کارگران مزرعه ، عفونت ویروسی بصورت «جوش شیردوشان[11][4]» اتفاق افتاده است . اخذ تاریخچه  دقیق منجر به اثبات تشخیص خواهد شد. این بیماری خودبخود بهبود می یابد  وهیچ درمانی برای آن لازم نیست . در صاحبان مشاغل بهداشتی ، عفونتهای ناخن ناشی از ویروس «هرپس سیمپلکس»(تبخال) شناخته شده است. استفاده از آسیکلاویر خوراکی برای درمان عارضه مناسب است.

بیماری قارچی ، بیشترین عفونتی است که در اثر فعالیت شغلی ، در ساختار ناخن پیدا می شود. عفونتهای قارچی به سه دسته تقسیم می شوند: درماتوفیتوزها ، کاندیدا[12][5] و ساپروفیتها.

عفونتهای کاندیدایی شایعترین فرم عفونتهای قارچی ناخن است. C.Albicans و C.Parapsilosis دو زیر گروه کاندیدا هستند.

خدمتکاران ، باربرها ، پرسنل اداره کننده هتلها و افرادی مانند زنان خانه دار و ظرفشویها که دستهایشان دائما خیس است و مجبورند چندین دفعه در روز آنها را بشویند ، افراد مستعدی برای اینگونه عفونتها هستند.عفونت کاندیدایی[13][6] معمولا بصورت عفونت حاد و عود کننده نسوج نرم مجاور ناخن همراه با تورم و قرمزی حصارهای فوقانی و جانبی ناخن ، بروز می کند. معمولا بعلت التهاب ماتریکس زیرین ناخن ، خطوط بیو [14][7]  پیدا می شوند. اونیکولیز کاندیدایی [15][8]همراه با کبودی ورقه و بستر ناخن (سندرم ناخن سبز ) وجود pseudomonas aeroginosa را مشخص می کند. اونیکولیز کاندیدایی اولیه ناخن بصورت شغلی اتفاق می افتد، اگرچه برخی از محققین در وجود این ماهیت تردید می کنند. بیماری کاندیدوز با نشان دادن پزودوهیفه [16][9]            و اسپورها در نمونه شفاف شده با هیدروکسید پتاسیم در روی محیط کشت سابورا [17][10]یا  D.T.M. تشخیص داده می شود. قند خون همه بیماران باید اندازه گیری شود تا مبتلایان به بیماری دیابت تشخیص داده شوند، چراکه بیماران هیپرگلیسمی به عفونتهای قارچی مستعدتر هستند . زنان بیمار بایستی مورد معاینه ژنیکولوژیک نیز قرار بگیرند، زیرا التهاب مهبل ناشی از کاندیدا ، عموما همراه با این عفونتهاست. اگر دیابت یا واژینیت وجود داشته باشد ، بیماران بایستی برای ارزشیابی و درمان مناسب ارجاع شوند. درمان عفونت ناشی از کاندیدا ،وسیع و متنوع بوده است . داروهای موضعی شامل ایمیدازولها ، سیکلوپیروکسالامین، تیمول[18][11] در کلروفرم، سولفاستامید، نیستاتین، آمفوتریسین B و هالوپروگین می باشند. پرتو درمانی و تزریق کورتونها به داخل ضایعه که قبلا در در مان کارگران مورد استفاده قرار می گرفت ، امروزه راههای مفیدی به شمار نمی آیند.

اخیرا تاثیر کتوکونازول خوراکی در پیشگیری از تشدید حاد علائم بیماری و عفونت کاندیدایی مزمن و عود کننده نسوج نرم ناخن ، مشخص شده است . اما این دارو بایستی برای مواقع خاص و در کمال احتیاط مصرف شود. در طول مدت استفاده از این دارو ، اندازه گیریهای آزمایشگاهی مناسب و تستهای بررسی کبد مورد نیاز است. برش و جراحی حصار فوقانی ناخن پیشنهاد شده است اما کتوکونازول این امر را غیر ضروری می کند.

 

ضايعا ت  ناشی از تروما ( ضربه ) :

 

شاید شایعترین علامت ضربه وارده به ناخن ، هماتوم زیر ناخن یا خونریزی در لابلای لایه شاخی بستر ناخن باشد. این حالت عموما در یک یا چند ناخن پا دیده می شود و اهمیت آن از این لحاظ است که ممکن است از یک ضایعه ملانوسیتی یا یک ملانوم بدخیم ، غیرقابل تشخیص باشد. چنانچه این عارضه در شست پا ایجاد شده باشد ، ممکن است بعلت بلند بودن ورقه ناخن یا تنگ بودن کفش و فشرده شدن انگشتان پا به کفش باشد. این حالت بیشتر اوقات د رنتیجه تکرار شروع وتوقف ناگهانی یک حرکت اتفاق می افتد و دربین بازیکنان تنیس ، اسکواش یا راکت بال معمول است و بعنوان « انگشت پای ورزشکار» یا « انگشت پای تنیس » نام گرفته است. در جاگرها  و  دوندگان هم با مکانیسم مشابهی ، انگشت چهارم و پنجم پا مبتلا می شود که بنام « انگشت پای جاگر» نامیده می شود. به نظر می رسد در بین بازیکنان فوتبال ، بعلت نحوه پرتاب توپ ، انگشتان دوم وسوم پا مکررا درگیر شده و این عارضه ، «انگشت پای ساکر» نامیده می شود. باید اضافه کرد که این تقسیم بندیها تا حدودی اختیاری و دلبخواه بوده و هریک از انگشتان پا یا تعدادی از آنها ممکن است در فعالیتهای ورزشی مبتلا شود. اگر هرگونه ابهامی درباره ماهیت تغییر رنگ ناخن از آبی به قهوه ای و به سیاه وجود داشته باشد ، برای تشخیص درست بایستی بیوپسی[19][12] انجام شود. بر طبق گزارشات اولیه 20 تا 25 درصد از موارد ملانوم لنتیگو نوک انگشتان که ناخن را در گیر می کند سابقه ضربه وجود دارد، هرچند وجود سابقه ضربه به تنهایی برای تشخیص این عارضه ،کافی نیست.

علاوه بر هماتومای زیر ناخنی ، خونریزی خطی ممکن است نمودی از وارد شدن ضربه ناشی از ورزش یا سایر صدمات باشد. تشخیص این علامت بالینی آسانتر است و از ضایعات ناشی از ملانین ، افتراق داده می شود. خونریزی خطی ممکن است در نتیجه بیماریهای اولیه ناخن( پسوریازیس و عفونت قارچی) و بعضی اختلالات سیستمیک ( دیسکرازی خونی، لوپوس اریتماتو) نیز ایجاد شود.

درعلاقمندان و ورزشکاران حرفه ای ورزش کاراته ، در اثر ضربات سریع و محکم انگشتان دست و پا ، به ماتریکس ناخن آسیب وارد می شود. در این ورزش ماتریکس ، صدمه می خورد که این خود منجر به اختلال زودگذر در تشکیل کراتینوسیت[20][13] می شود. بطور کلینیکی این عامل منجربه سفیدی غیر عادی ناخن[21][14] ( معمولا در باندهای افقی) می شود. بستر ناخن هم سفید می شود  ولی بیماریزایی این تغییر مشخص نیست.

عقیده براین است که این حالت در نتیجه اختلالات زود گذر در تامین خون بستر ناخن به وجود می آید. این تغییرات دائمی نیستند و اگر ورزش کاراته ادامه نیابد ، ظاهر ناخن ، در مدت 3 الی 6 ماه مجددا به حالت عادی بر می گردد.

 اسکیت بازان حرفه ای ( بازی چوگان و تفریح ) دچار دیستروفی ناخن د رانگشتان پا می شوند. پوشیدن کفشهای تنگ اسکیت برای مدت بسیار طولانی ، فشار شدیدی را به انگشتان پا وارد می کند و منجر به اونیکوکسی[22][15] می شود. در این افراد سایر تغییرات تروماتیک که در بالا ذکر شد شامل: هماتومای زیر ناخنی ، خونریزی خطی، لوکونیکیا[23][16] و اونیکولیز [24][17] نیز ممکن است ظاهر شود. یک نوع ضایعه دیگر که رفع آن خیلی مشکل است « ناخن انبری» است. این ضایعه در اثر انحنای بیش از حد ورقه ناخن است که صفحه ناخن بر روی بستر ناخن تجاوز می کند و به آن فشار وارد می کند و منجر به درد شدیدی در ناخن می شود. اغلب بند انگشت  انتهایی ، دچار اگزوستوز[25][18] ، آرتریت مفصل تحتانی انگشت یا هر دو می شود. این بیماری می بایست با جراحی معالجه شود، در غیر این صورت شخص قادر نخواهد بود که به شغل خود ادامه دهد . درمان یا برداشتن بخشی از ماتریکس ( نازکتر کردن ناخن) و بریدن استخوان اضافی علاوه بر درمانهای محافظه کارانه و تسکین بخش ، انجام می شود. د رنجاران ، قالیبافان و کارگران ساختمانی اغلب ، ناخنک ناشی از ضربه دیده می شود که براحتی قابل تشخیص است ولی به سختی درمان می شود. برخورد چکش با انگشت سبب تخریب دائمی ماتریکس ناخن و زخمی شدن  آن می شود. اپی تلیوم زیرین حصار فوقانی ناخن با قسمتی از بستر ناخن ( از زمانیکه ماتریکسی وجود ندارد تا ورقه ناخن را تولید کند و آنها را جدا نماید) ممزوج شده و باهم رشد کرده و ایجاد یک بد شکلی بال مانند سه گوش را می کنند که «پتریجیوم » نامیده می شود. این نقص قابل برگشت و قابل درمان نمی باشد ولی با جراحی اصلاح می شود ، بدین ترتیب که ماتریکس زخمی را بریده و خارج کرده و بافت سالن باقیمانده را کنارهم می آورند و درنتیجه، زخم برطرف می شود ، اما یک ورقه ناخن پیوسته و نازکتر را ایجاد می کند.

 

حالات متفرقه اختلالات  شغلی ناخن:

 

پسوریازیس ناخن ، اگرچه یک اختلال شغلی اصلی نیست اما تحت تاثیر شغل فرد قرار می گیرد. بعنوان مثال ، آرتریت پسوریاتیک مفصل بین بند انگشتان تحتانی و تغییرات ناخنی مربوط به آن با احتمال بسیار زیاد ( بیشتر از 80درصد ) در نتیجه ضربه وارده به انگشتان یا ناخن ایجاد می شوند. گزارش شده است که در تایپیستها و اپراتورهای کامپیوتر و سایر افرادیکه دارای شغل مشابهی هستند ، این نوع تظاهرات د رحین فعالیت کاری طولانی مدت  ، شدت یافته است . احتمالا این پدیده ها یک نوع واکنش «کوبنر» را نشان می دهند و تشدید آرتریت و از جا در رفتن ناخنها را به همراه دارند. در این حالت ، خصوصا  اونی کولیز و هیپرکراتوز زیر ناخنی ، تشدید می شود. کاهش تماس شغلی ، منجربه فروکش کردن آرتریت و دستروفی ناخن می شود.

تماسهای مکرر با اشعه ها در صاحبان حرف بهداشتی ، بخصوص دندانپزشکان و رادیولوژیستها ، باعث اثراتی شبیه رادیو درماتیت بر روی ورقه ها ی ناخن می شود و ناخنها همراه با فرسایش و شکاف انتهایی براحتی شکسته می شوند. اغلب ، اونیکورکسی و خرد شدن ناخن هم بروز می کند. در این افراد ، تومورهای ثانویه ناخن ، نمودهای دیگری از این عارضه است.

 

پيشگيری از بيماريهای ناخن:

 

1-      رعایت بهداشت فردی شامل تمیز و خشک نگهداشتن دستها

2-      محافظت دستها از صدمات مکانیکی و برخورد تصادفی سوزن به سر انگشتان

3-      استفاده بجا از دستکش محافظتی

4-      اتوماسیون فرایندهایی مانند شیردوشی

 

خلاصه :

 

ارزیابی کامل شغل بیمار ، لازمه  بررسی  دیستروفی ناخن می باشد. اثبات تشخیص درست ممکن نخواهد بود مگر اینکه این ارزیابی انجام شود و بدون آن ، درمان موفق ناممکن است. طیف تغییرات کلینیکی که ناخنها از خود نشان می دهند ، محدود است ، بنابراین هر نوع تلاشی باید برای تضمین دقت و درستی کار انجام شود.

 

 



[1][1] - شناسایی بیماریهای ناخن

[2][2] - پوسته شدن

[3][3] - التهاب پوست

[4][4] - بیماریهای ناخن

[5][5] - محل پیدایش

[6][6] - زیرناخن

[7][7] - لایه شاخی پوست و روی ناخن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

افسردگی : سرما خوردگی روانی

  این روزها تقریباً همه از افسرده بودن حرف می زنند ولی افسرده بودن یعنی چه؟ آیا یک اصطلاح پزشکی نظیر«عفونی شدن» است و یا به مفهوم عامیانه «بی دل و دماغ بودن» نزدیک تر است؟ وقتی می گوئید افسردگی، منظورتان دقیقاً چیست؟ آیا می توانید افسردگی را به طور روشن و با کلماتی که قابل درک برای دیگران باشد توصیف کنید؟ به احتمال زیاد درخواهید یافت که جواب روشن و واضح دادن در این مورد کاری بس دشوار است، زیرا کلمه افسردگی به طریق مختلف توسط آدم های مختلف به کار برده می شود. برای بعضی ها افسردگی یک حالت است، برای بعضی دیگر یک نوع خاص تجربه، برخی از مردم آن را یک واکنش عاطـفی در قبال زندگـی می دانند و برخـی افسردگـی را یک بیمـاری به شمار می آورند. به همه آنچه که گفتیم به طور کلی افسردگی می گویند؛ ولی منظور واقـعی ما از این واژه چیـست و چه تفاوت هایی میان حالاتی که گفـته شده وجود دارد؟

ماهیت افسردگی : افسردگی زمانی روی می دهدکه خلق ما تنگ است و بی حوصله هستیم. اصطلاحات عامیانه نظیر «پکر بودن، بی خبر بودن، دمغ بودن، سرخورده بودن و غیره، برای بیان افسردگی به کار می رود.

  کلمه ی افسردگی هنگامی که به یک حالت روحی نسبت داده می شود، تمام معانی عامیانه ای را که گفته شد در خود دارد و نشانگر احساس روان، کمبود انرژی، از دست رفتگی، ناامیدی و بی فایده بودن است. حالت افسردگی اغلب پس از نومیدی و یا احساس از دست دادن چیزی به وجود می آید؛ ولی بسیاری از اوقات هم ظاهراً ناگهانی و خود به خود ایجاد می شود. برخی از مردم بیشتر استعداد بروز چنین حالات ناگهانی را دارند و افراد دوره ای نامیده می شوند. گفتیم ظاهراً ناگهانی و خود به خود، زیرا تجارب کلینیکی با بیماران نشان داده که تقریباً همیشه یک عامل قبلی برای تغییر حالت وجود دارد ولی شخصی که به آن حالت گرفتار می شود همیشه از وجودش آگاه نیست، هنگامی که این شخص با پزشک صحبت می کند به تدریج نسبت به وقایعی که باعث تغییرحالت او شده اند آگاهی می یابد.بیماران معدودی به شدت آنها را انکار می کنند ولی می توان دریافت که با این کار می کوشند از موقعیت یا رویدادی که برای آنان دردناک یا ناراحت کننده بود بگریزند. افسردگی می تواند به تنهایی پدید آید ولی اغلب به همراه احساس تشویش و اضطراب است. این حالت احساس ناخوشایند پیش بینی بروز ناراحتی است. خود حالت افسردگی می تواند در افراد متعدد ایجاد نگرانی کند. در برخی دیگر افسردگی در پیوستگی با نگرانی به وجود آید و یا توسط آن آغاز می شود.

 عوامل سبب ساز افسردگی

   افسردگی تقریباً همیشه ناشی از ترکیب چند عامل است. عوامل ارثی یا ژنتیک، عوامل مربوط به دوران رشد (مانند از دست دادن زود هنگام پدر یا مادر) و عوامل روانی(مانند واکنش های شدید در برابر اندوه و استرس)، روبرو شدن با بیکاری یا بیماری جسمانی، این عوامل با هم ترکیب می شوند تا راه نهایی منتهی به اختلال افسردگی را هموار کنند.

احتمال بروز افسردگی چقدر است؟

  احتمال افسرده شدن زنان یک و نیم برابر مردان است.کسانی که با سابقه افسردگی جدی روبرو هستند، در عمر خود به طور متوسط 5 بار افسردگی را تجربه می کنند. البته تعداد این دوره ها در افراد مختلف بسیار متفاوت است در حالی که عده ای تنها یک بار گرفتار افسردگی عمده می شوند، کسانی هستند که بارها و بارها افسردگی را تجربه می کنند. درمان سریع و به موقع می تواند از مدت وشدت افسردگی در اغلب اشخاص بکاهد. دست کم 10 درصد افسرده ها با دوره های شیدایی(مانیک) نیز روبرو  می شوند.

  این بیماران دچار عارضه شیدایی ـ افسردگی یا اختلال دو قطبی هستند. در حالت شیدایی، خلق و خوی افراد از شرایط عادی و طبیعی به نشاط، وجد و یا حتی شنگولی تغییر می کند. بیمار در شرایطی قرار می گیرد که احساس می کند بر بام جهان زندگی می کند. در دوره شیدایی از خواب بیمار تا حدود زیادی کاسته می شود. بیمار به سرعت و پیوسته حرف می زند. تند غذا می خورد. افکارش سرعت و شتاب می گیرد. گاه شیدایی به حدی می رسد که قضاوت را مخدوش می سازد و تماس فرد با واقعیت قطع می شود.

  تقریباً در سراسر جهان و در همه کشورها و فرهنگ ها دیده شده که شیوع اختلال افسردگی عمده در زنان بیشتر از مردان است. طبق فرضیه های ارائه شده دلایل این تفاوت عبارت است از تفاوت های هورمونی، اثرات زایمان، تفاوت فشارهای روانی ـ اجتماعی زنان و مردان و الگوهای رفتاری مربوط به درماندگی آموخته شده.

نشانه های افسردگی

 افسردگی ممکن است به صورت های زیرزندگی شخص راتحت تأثیرقرار دهد:

1- تغییر در احساسات و ادراک

•        گریه های مکرر و یا فقدان پاسخ دهی عاطفی

•        ناتوانی از لذت بردن از هر چیزی

•        احساس ناامیدی و یا بی ارزشی

•        احساس افراطی گناه و یا خود سرزنشی

•        فقدان میل جنسی

•        فقدان احساس های گرم نسبت به خانواده و دوستان

2- تغییرات در رفتار و نگرش

•        فقدان علاقه نسبت به فعالیت های فردی و کناره گیری از دیگران

•        غفلت از مسئولیت ها و ظاهر شخصی

•        تحریک پذیری، شکایت از چیزهایی که قبلاً انجام می گرفته

•        نارضایتی کلی از زندگی

•        کاهش در حافظه و ناتوانی در تمرکز، بلاتصمیمی و آشفتگی

•        کاهش در توانایی مقابله با مسائل روزمره

3- شکایات بدنی

•        خستگی مزمن و فقدان نیرو

•        فقدان کامل اشتهاء و یا در سوی دیگر آن اجباری خوردن

•        بی خوابی، بیداری زودهنگام صبحگاهی یا خواب افراطی

•        سردردها، پشت دردها و سایر شکایات مشابه بدون دلیل

•        مشکلات گوارشی شامل درد معده، تهوع، اشکال در هضم و تغییر در کارکردهای روده ای

آیا افسردگی نشان دهنده ضعف شخصی است؟

  افسردگی نشانه ضعف شخصی نیست، آبراهام لینکلن، ملکه ویکتوریا و وینستون چرچیل فقط  نمونه هایی از افراد سرشناس تاریخ هستند که دچار افسردگی بوده اند. افسردگی وضعیتی نیست که با خواست یا آرزوی شما از بین برود. افراد دچار افسردگی نباید از خود انتظار بهبودی داشته باشد. بدون درمان، علائم افسردگی تداوم یافته و یا حتی بدتر می گردد. با شروع درمان شما در عرض 3 تا 6 هفته بهبودی معنی داری را تجربه خواهید کرد.

در چه مواقعی کمک حرفه ای الزامی است؟

افسردگی قابل درمان است وکسانی که از آن رنج می برند می توانند بهبود یابند:

1- زمانی که ناراحتی و مشکلات آنقدر زیاد است که در اغلب اوقات توانایی لذت بردن را از شما می گیرد.

2- زمانی که نشانه ها شدید بوده و عملکرد روز به روز بدتر می شود.

3- زمانی که فشارها آن قدر غیر قابل تحمل هستند که خودکشی به عنوان یک راه حل به ذهن شما می رسد.

تب مالت    

تب مالت                   * فرشید ایمانی«دانشجو از بندر عباس» و دكتر محمد محمدي «پزشك عمومي»

   تب مالت بیماری مشترك بين انسان و دام است. این بیماری در انسان به نام های تب مواج، تب مالت و تب مدیترانه ای معروف است. این بیماری در مناطقی که گاو، بز و گوسفند زیاد است به صورت بومی وجود دارد.

در ایران افراد بیشتر به نوع گوسفندی تب مالت یا بروسلوزگوسفندی مبـتلا می شوند کـه اغلب در استان های فارس، مازندران، سمنان، خراسان، اصفهان وچهارمحال وبختیاری دیده می شود. این بیماری، در فصل های بهـار و تابستان به دلیل تولید مثل حیوانات، در انسان بیشتر دیده می شود.

اتيولوژي و راه های انتقال تب مالت : بروسلوز انساني توسط بروسلامليتنيس كه يك باسيل كوچك است ايجاد مي شود و به طور معمول تب مالت به سه طریق از جانوران آلوده به انسان منتقل می شود:

1-  تماس با خون، ادرار وخراش های پوستی ومخاط دهان وچشم آلوده، این نوع انتقال بیشتر در کارگران کشتارگاه ها و دامداری ها دیده می شود.

2-  میکروب تب مالت با مصرف مواد لبنی مثل پنیر، کره، کشک، سرشیر، خامه و بستنی كه از شير حيوان آلوده تهيه شده، به انسان منتقل می شود. سبزی های تازه وخامی که با کود حیوانات آلوده رشد کرده اند نیز می توانند سبب بیماری شوند.

3-  تنفس در هوای آلوده به میکروب تب مالت به خصوص در مراکز نگهداری از حیوانات، می تواند باعث بیماری افراد شود.

علائم بیماری : علائم زیر در تب مالت حاد به طور ناگهانی ظاهر می شوند: تب و لرز، تعریق، خستگی، درد در هنـگام لمس ستون فقرات- سردرد و بزرگ شدن گره های لنفاوی علائم زیر در تب مالت مزمن (طول کشیده) به تدریج ظاهر می شوند: خستگی، دردعضلانی، کمردرد، یبوست،کاهش وزن، افـسردگـی و ناتـوانـی جـنسی. این بیـماری به نـدرت ممکن است باعث بروز آبسه در تخمدان ها، کلیه ها ومغز گردد. در صورت عدم مراقبت و درمان کافی، بیماری ممکن است مزمن شود و یا موجب معلولیت، عفونت قلب، استخوان، مغز، کبد یا طحال شود.

تشخیص و درمان : تشخیص قطعی تب مالت با آزمایش خون انجام می گیرد و با درمان کامل دارویی معمولاً در مدت 3 تا 4 هفته بهبودی حاصل می شود.

راه های مبارزه با تب مالت :

1-  راه مبارزه با تب مالت در حیوانات، کشتار حیوانات بیمار، تزریق واکسن و دفع ادرار و مدفوع آن ها با راه های بهداشتی است.

2-  راه مبارزه با تب مالت در انسان، با پاستوریزه کردن شیر یا جوشاندن آن به مدت 20 دقیقه و مصرف ساير مواد لبني به صورت پاستوريزه و جلوگیری از تماس با حیوان آلوده صورت می گیرد.  کـشاورزان، چـوپان ها، شیردوش‌ها وکارگران کشتارگاه ها بایدبه هنگام تماس با حـیوان، بسـیار دقت کنند و قسـمت هایـی از پوستـشان را که در تمـاس بـا حـیوان است شست و شـو دهـند و هم چنـین لباس های آلوده خود را عوض کنند.

بیماری مینیر(Meniere )   

بیماری مینیر(Meniere )            * دکتر محمد محمدی «پزشک عمومی»

   بیماری مینیر یک اختلال در گوش داخلی است که با افـزایش فشـار مایع درونی گوش داخـلی عارض می گردد. بیماری میـنیر نادر است و فقـط 5 - 10 درصـد از افـراد دارای سرگـیجه چرخشی، دچار میـنیر هستند. سـن شروع بیمـاری بین دهـه سوم تا پنجـم است، اما می تواند در افـراد جـوان تر یا مسن تر نیز رخ دهد.

علت : علت اصلی این بیماری ناشناخته است ولی در زمینه اختلال ژنتیکی عوامل متعددی موجب بروز یا تشدید آن می شود که می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1- آلرژی  2- اختلال متابولیکی (مانند دیابت)  3- اختلال عروقی (مانند میگرن)  4- عفونتهای ویروسی  5- سفلیس

علائم بالینی : این بیماری غالباً یک گوش را درگیر می کند و با نشانه های زیر مشخص می شود :

1-  فراز و نشیب در کاهش شنوایی

 

2-  وزوز گوش که مهم تر است اما از نظر شدت متغیر است.

3-  احساس پری در گوش

4-  حملات سرگـیجه چرخشی و تهـوع و استـفراغ که برای چند ساعت طـول  می کشد. (ممکن است عدم تعادل و گیجی از مدت کوتاهی قبل و تا مدت طولانی بعد از حملات وجود داشته باشد.). علاوه بر این بیماران از تعرق شدید، احساس داغی و عدم تعادل که ممکن است تا چند روز طول بکشد شکایت می کنند. بیماران ممکن است دچار حملاتی شوند که شبانه آن ها را از خواب بیدار کند اما در فاصله بین حملات بیماران خوب هستند.

راه های درمان : شامل رژیم غذایی و دارویی می باشد.

رژیم غذایی : 1- کاهش مصرف آب و مایعات  2-کاهش مصرف غذاهای پروتـئین دار مانند گوشت و حبوبات 3- کاهش مصرف غذاهای پتاسیم دار مانند گوجه فرنگی، موز و آلو بخارا

درمان دارویی : با مشورت و تحت نظر پزشک

مصرف زیاد شکر...

مصرف زیاد شکر...


-  شکر سیستم ایمنی بدن را از کار می اندازد. پس از هر بار مصرف محصولات شکردار گلبولهای سفید بدن (نوتروفیلها) از کار می افتند و تا  ۲  الی  ۵  ساعت بدن کاملا آماده آلوده شدن به هر نوع ویروس یا باکتری خواهد بود. طبق تحقیقات پس از هر بار خوردن چیزی  شیرین سیستم ایمنی بدن تا  ۷۵٪  کارایی خود را از دست می دهد و این دقیقا بهترین زمان برای فعال شدن میکروبها و ویروسها است.

- شکر تعادل مواد معدنی بدن را بر هم می ریزد. چرا ؟ شکر ماده ای است فاقد ویتامین- فاقد مواد معدنی و فاقد فیبر. شکر ماده ای زائد است که بدن انسان قادر به هضم و جذب آن نیست از این رو برای اینکه ساختار ملکولی شکر شکسته شود بدن مجبور است از مواد معدنی محلول در بدن مصرف کند تا بتواند شکر را هضم کند . در نتیجه تعادل عناصر معدنی مثل کلسیم- منیزیوم و پتاسیم و سدیم و...بر هم می ریزد.


- شکر سبب ترشح بیش از اندازه هورمون آدرنالین در بدن می شود. احساس اضطراب بیش از اندازه - آشفتگی و بد خلقی از نتایج آن هستند.


  -  شکر سبب بی حوصلگی است و کسانی که شکر مصرف می کند به هیچ عنوان میلی به ورزش کردن و فعالیت های بدنی ندارند.


 

-  شکر در کودکان سبب کاهش هوش و پایین آمدن نمره های درسی است.

-  برخلاف آنچه پزشکان به شما می گویند خوردن چیزهای چرب تری گلیسیرید را بالا نمی برد بلکه این خوردن شکر است که تری گلیسیرید را بالا می برد !


 

-  شکر باعث ضعف سیستم دفاعی بدن در برابر کلیه بیماریها میگردد


 - شکر به کلیه ها آسیب می زند. عامل اصلی ایجاد سنگ کلیه مصرف شکر است

-  عامل اصلی سنگ مثانه مصرف شکر است.


- بر خلاف تصور همگان این شکر است که کلسترول بد خون  LDL   را به شدت بالا می برد و کلسترول خوب را پایین می آورد و در کل سبب بالا رفتن کلسترول می شود. این روغن حیوانی نیست که کلسترول را بالا می برد.


 

-  شکر مقدار عناصر کروم و مس بدن را کاهش می دهد.


-  شکر در جذب شدن کلسیم و منیزیوم اختلال ایجاد می کند. یعنی اگر لیوان شیر خود را با کیک یا شکلات میل می کنید هیچ کلسیمی در استخوانهای شما ذخیره نخواهد شد!


-  شکر عامل اصلی سرطان از جمله سرطانهای سینه و پروستات و کلون و رکتوم است.


- شکر مقدار گلوکز خون را بی جهت افزایش می دهد.


-  شکر باعث ضعیف شدن بینایی است.


-  شکر باعث باریک شدن رگهای خونی و در نهایت سکته می شود.


-  شکر باعث ترش کردن معده است. برخلاف تصور عامه که وقتی ترش می کنند چیزی شیرین می خورند تا آن را رفع کند!


-  شکر ریسک مبتلا شدن به بیماریهای قلبی را زیاد می کند.


-  پیر شدن زود هنگام بدن - سفید شدن موها و چین و چروک پوست به دلیل مصرف خوراکیهای شیرین است نه مصرف گوشت و پروتئین!


-  شکر سرعت اعتیاد به الکل و میل به اعتیاد به مواد مخدر را زیاد می کند.


-  شکر تنها عامل پوسیده شدن دندانهاست یعنی اگر شکر مصرف نشود کسی به دندانپزشک نیاز نخواهد داشت.


-  شکر عامل اصلی چاق شدن است.


-  شکر عامل آرتروز مفاصل است. کسانی که آرتروز دارند و مواد شیرین زیاد می خورند روز به روز بدتر می شوند.


- یکی از عوامل اصلی بیماری آسم مصرف شکر است.


- شکر باعث آپاندیسیت می شود.


- شکر عامل اصلی پوکی استخوان است. چگونه؟ شکر ماده ای زائد است که فاقد هر گونه ویتامین یا مواد معدنی است و بدن قادر به هضم و جذب آن نیست. از این رو سلولها مجبور هستند برای شکستن ملکولهای شکر از املاح کلسیم و منیزیوم ذخیره در استخوانها استفاده کنند. هر چه بیشتر چیزهای شیرین مصرف شود کلسیم بیشتری از استخوانها خارج شده و در فرایند هضم شکر مصرف می شود. در نهایت استخوانها بعد از چند سال پوک می شوند. دلیل اصلی خرابی دندانها نیز  همین است. کلسیم از دندانها استخراج شده و دندان به مرور پوسیده و خراب می شود. مصرف شیر در این هنگام سودی ندارد مخصوصا اگر همراه کیک و شیرینی باشد.


-  شکر آب بذاق دهان را اسیدی می کند که برای دندانها ضرر دارد.


- شکر میزان ترشح هورمون رشد را کم می کند. جوانان کوتاه قد نتیجه مصرف شکر هستند.


-  شکر عامل اصلی بالا رفتن فشار خون است.


- شکر ساختار پروتئین ها را به هم می ریزد در نتیجه بدن قادر به جذب آنها نخواهد بود.


-  آلرژی به غذاهای گوناگون نتیجه مصرف شکر است.


-  ایجاد اگزما در کودکان از عواقب مصرف شکر است.


-  آب مروارید بر اثر مصرف شکر به وجود می آید.


-  بزرگترین خطری شکر این است که ساختمان  DNA   را می شکند و آن را تغییر می دهد که در نتیجه سلولها سرطانی می شوند.


- شکر سبب تولید رادیکالهای آزاد در خون و افزایش ریسک سرطان است.


-  شکر فعالیت هورمونها را بر هم میزند.


- مصرف شکر انعطاف پذیری ماهیچه ها و اندام بدن را کم می کند به طوریکه با کوچکترین حرکت ورزشی عضلات منقبض می شوند و درد می گیرند.


-  شکر سبب افزایش تقسیم سلولهای کبد و سرطان کبد می شود.


- شکر مقدار چربی کبد را زیاد می کند.


-  شکر اندازه کلیه ها را بزرگ می کند.


- اختلال در کار پانکراس از اثرات شکر است.


-  عامل یبوست و خشکی روده شکر است.


-  سردردهای بی موقع و بی دلیل و میگرن بر اثر مصرف چیزهای شیرین است.


- شکر امواج مغزی دلتا- آلفا و تتا را زیاد می کند که در نتیجه این افزایش قدرت تمرکز و تصمیم گیری در انسان از بین می رود.


-  عامل اصلی افسردگی شکر است. مردم عامی تصور می کنند با خوردن چیزی شیرین روحیه شان شاد خواهد شد در حالیکه کاملا بر عکس است. شادی حاصل از خوردن شیرینی به خاطر اعتیادی است که به آن دارید و با خوردن آن آرامش می یابید اما در روحیه و امواج مغزی شما اثر متضاد دارد.


-  شکر ریسک بسته شدن رگهای خونی را زیاد می کند.

 وحشتناکترین بیماری قرن یعنی آلزایمر که با حواس پرتی های کوچک شروع می شود بر اثر مصرف شکر به وجود می آید. این به آن معناست که تا  ۲۵  سال دیگر نیمی از جمعیت میانسال کره زمین آلزایمر خواهند داشت و مرگ زجرآوری در  انتظارشان خواهد بود.
 منبع: Javan_goroh

انواع سرطان هاي ناشي از پرتوها

انواع سرطان هاي ناشي از پرتوها

 

لوسمی

وقوع لوسمی در اثر تابش به شدت وابسته به جنس است. وقوع این بیماری در کودکی در مقایسه با سنین بالاتر خیلی زیادتر است. دلایلی که شاهد بر تاثیر اشعه در ایجاد لوسمی است از منابع زیر بدست آمده است: بازماندگان بمب اتمی در هیروشیما و ناکازاکی ، بعضی بیمارانی که با اشعه درمان شده‌اند، تابش گیریهای شغلی ، رادیوتراپی و تابش اشعه به لگن موجب افزایش وقوع لوسمی می‌شود. تاثیر اشعه در ایجاد سرطان خون در مردان 2 برابر زنان است.

 

 

سرطان تیروئید

با توجه به آنکه غده تیروئید بسیار کوچک است، احتمال وقوع این نوع سرطان در اثر تابش پرتو زیادتر است. و لذا به نظر می‌رسد که غده تیروئید نسبت به اشعه حساس است. سرطان تیروئید در زنان 2 برابر مردان اتفاق می‌افتد. ریسک وقوع در زنان که قبل از سن 20 سالگی مورد تابش واقع شده‌اند بیشتر است.

 

 

سرطان استخوان

مطالعات انجام شده در تاثیر اشعه بر ایجاد سرطانهای استخوان بسیار محدود است. ولیکن نشان داده شده که اشعه‌های یونیزان در ایجاد این بیماری موثر است. اشعه‌های یونیزان سنگین مثل آلفا در ایجاد این بیماری موثرتر هستند. این بیماری در اثر ورود مواد رادیو اکتیو مثل رادیوم به داخل بدن و جذب آنها بوسیله استخوان صورت می‌گیرد

 

 

سرطان پوست

پوست بزرگترين عضو بدن و وظيفه آن ذخيره چربي، خنک نگهداشتن بدن و ساختن ويتامين D در بدن است و بدن را از عفونت، نور، از دست رفتن آب و ساير مايعات و جراحت حفاظت مي کند. سرطان پوست بيماري است که در آن سلولهاي بدخيم از بافت پوست نشات مي‌گيرند و به طور نامنظم و فزاينده‌اي تکثير و به طريقي از سيستم ايمني دفاعي بدن عبور مي‌کنند بدون اينکه موجب عکس‌العمل تدافعي و تهاجمي در سيستم ايمني بدن شوند. مهمترين عامل پيشتاز و مستعد سرطان پوست، جهش در DNA سلول بر اثر اشعه ماوراي بنفش است که منجر به شروع تراريختي سلول و سرطاني شدن آن مي‌شود.

با توجه به نوع سلول پوستي که دچار تراريختي و سرطان شده است اشکال مختلفي از سرطان پوست وجود دارد که هر کدام نشانه‌ها و عوارض خاص خود را دارند. شايع‌ترين اشکال سرطان پوست عبارتند از:

1 ـ سرطان سلولهاي بنياني يا پايه

2ـ سرطان سلولهاي فلسي

3ـ سرطان سلولهاي ملانوسيست ( ملانوما)

 

 

سرطان سلول‌هاي بنياني

سرطان سلولهاي بنياني شايع‌ترين نوع سرطان پوست به شمار مي آيد و نسبت به ديگر اشکال سلولهاي سرطاني پوست خطر کمتري دارد. سرطان سلولهاي بنياني که در پايه اپيدرم (لايه خارجي پوست) قرار دارند سرعت رشد کم و آرام داشته و به ندرت گسترش مي‌يابند.

افرادي که پوست و موي روشن و چشم آبي، سبز و خاکستري دارند و همچنين اشخاصي که مشاغل آنها در فضاي باز است و به طور متوالي در معرض نور آفتاب هستند نيز از خطر بالا تري براي ابتلا به سرطان سلولهاي بنياني پوست برخوردارند.

 

علائم هشدار دهنده سرطان بنياني پوست

زخمهاي بازي که خونريزي در آن پس از سه هفته يا بيشتر ترميم نيافته باشد.

لکه سرخ يا حساسيتي که ممکن است حالت خشکي درد و يا خارش داشته و بهبود نيابد.

بر آمدگي شفافي که به رنگ صورتي، قرمز، سفيد است و يا در افراد با پوستهاي تيره به رنگ قهوه‌اي و سياه نمايان شود و گاهي با خال اشتباه گرفته مي‌شود.

لکه صورتي که با حاشيه بر آمده و فرو رفتگي خشک در مرکز آن همراه است در اين مورد با رشد لکه، رشته‌هاي نازک رگهاي خوني ممکن است بر سطح آن ايجاد شود.

 

 

سرطان سلولهاي فلسي پوست

سرطان سلولهاي فلسي دومين شکل شايع سرطان پوست به شمار مي‌رود که مي‌تواند تمام بدن از جمله لايه‌هاي مخاطي را در بر گيرد. اکثر اشکال سرطان سلولهاي فلسي مدتها به لايه اپيدرم محدود مي‌ماند و در صورت درمان نشدن به لايه هاي زيرين پوست سرايت کرده و بافتهاي ديگر را مورد تهاجم قرار مي‌دهد. در معرض تابش نور شديد آفتاب قرار گرفتن اعضاي بدن مانند صورت، گردن، اطراف گوشها، پوست سر بدون پوشش مو، دست، شانه، پشت بدن و لب پايين دهان از جمله علل ابتلا به اين نوع سرطان است. زخمهاي باز، تابش اشعه ايکس و تماس با مواد شيميايي مانند آرسنيک و فراورده هاي نفتي از ديگر عوامل ابتلا به سرطان سلولهاي فلسي پوست است. درمان توسط داروهاي سرکوبگر سيستم دفاعي بدن احتمال ابتلا به اين نوع سرطان پوست را افزايش مي‌دهد. نشانه هاي ابتلا به اين نوع سرطان در موارد بسيار معدودي در پوستهاي سالم ديده شده است که محققان آن را ناشي از عوامل ژنتيکي تلقي مي‌کنند.

علائم هشدار دهنده سرطان سلولهاي فلسي پوست:

رشد ضايعه زگيل مانند که حالت خشکي پيدا و خونريزي کند.

لکه فلس مانند با حاشيه نامنظم که ممکن است حالت خشکي و خونريزي داشته باشد.

زخم بازي که خونريزي داشته و يا خشک شده و براي مدت طولاني بهبود نيافته باشد.

وجود توده‌اي برآمده که مرکز آن فرو رفته و خونريزي کند. چنين توده اي ممکن است سريع بزرگ تر شود.

 

 

سرطان ملانوما

سرطان ملانوما رشد بدخيم سلولهاي ملانوميسم است. اين سلولها رنگدانه تيره پوست، مو، چشم و خال‌هاي بدن را توليد مي‌کنند. از اين رو تومورهاي ملانوما اکثراً قهوه‌اي و يا سياه است. ولي در موارد معدودي نيز سرطانهاي ملانوم رنگدانه توليد نکرده و به رنگ پوست صورتي، قرمز و يا بنفش ظاهر مي‌شوند.

ملانوما از خطرناک ترين انواع اشکال سرطان پوست بشمار مي رود. اين نوع سرطان اگر زود تشخيص داده شود درمان آن 100 درصد امکان پذير است. اما چنانچه حالت تهاجمي پيدا کرده و به ساير بافتهاي بدن سرايت کند درمان آن امکان پذير نخواهد بود .

برگرفته از وبلاگ بهداشت حرفه ای تهران

امداد و فوريتهاي پزشكي در صنعت


امداد و فوريتهاي پزشكي در صنعت

مسمومیتها:

سم ماده ای است که اگر چنانچه از هر راه و طریقی مورد استفاده قرار گیرد موجب اختلال در اعمال طبیعی بدن گردیده و موجب مشکلاتی برای فرد شده تا جائیکه فرد را از پای در م آورد. سم موجب تحریک سلولهای بدن شده و باعث پرکاری و یا کم کاری و گاهی هم سبب زائل کردن اعمال طبیعی آنها شده و به کلی آنها راخراب و فاسد می نماید.

مسمومیت از چهار طریق ( خوراکی – تزریقی – استنشاقی و تماس جلدی و از طریق پوست و مخاطهای بدن) پیش می آید. و تشخیص صحیح و به موقع و لزوماٌ انجام اقدامات سریع اولیه می تواند جان بیمار را نجات دهد.

برای انجام امور اولیه درمانی لازمست اطلاعات کافی را هر قدر هم جزئی کسب کرده و به نکاتی چون ذرات مواد سمی روی پوست، دور دهان ، زیر ناخنها و ظروف اطراف بیمار به دقت توجه نماییم.

علائم مسمومیتها:

مسمومیتها برحسب راه جذب سم تفاوت اولیه دارند ( تنفسی – گوارشی – پوستی) ولی در نهایت علائم مشترک می شوند که عبارتند از:

تهوع – استفراغ -  اسهال - دردهای شکمی - قلنج های عضلانی -  بوی ماده مصرف شده کمی تند تر- حساسیتهای جلدی - دیسترس تنفسی -  وجود لکه های رنگی در اطراف دهان و بینی -  خواب آلودگی -  نبض ضعیف و تند - اغماء و شوک.

 

اقدامات اولیه در مسمومیتها:

الف) پوستی: سمومی که از طریق پوست و مخاطهای آن بدن را متأثر می سازد باید :

1- هر چه سریعتر دفع آلودگی از روی پوست انجام شود و بعد شستشوی کامل انجام شود

2- سطح بدن را سرد موضعی نمود تا گردش خون در بدن و نیز در محل آلودگی کاهش یابد

3- مراقبت از وضعیت تنفسی

4- جلوگیری از خواب رفتن بیمار

5- انتقال به مرکز درمانی

ب) از راه خوراکی: تقریباٌ اغلب مسمومیتها از این راه می باشد و این نوع مسمومیت را با مشاهده ذرات مواد خورده شده در اطراف بیمار و دور دهان او تا حدودی می توان تشخیص داد به خصوص اگر با مواد شیمیایی باشد.

برای انجام کارهای اولیه در مسمویتهای گوارشی باید :

1- سریعاٌ نسبت به خارج نمودن سم از بدن در صورت امکان( راههای آن توضیح داده شود)

2- نسبت به رقیق کردن سم خوردهشده اقدام شود(توضیح لازم)

3- مراقبت A.B.C

4- دادن اکسیژن

5- انتقال به مرکز درمانی

ج) از راه استنشاقی(دستگاه تنفسی): وارد شدن سم از راه دستگاه تنفسی هنگامی پیش می آید که ماده و یا گازهای سمی مخلوط با هوای تنفسی شده باشد. بعضی از این گازها مانندCO (منواکسید کربن) بسیار سمی و خطرناک می باشد ولی تحریک کننده نیست چرا که گازی است بی رنگ، بی بو، بی مزه و با حواس طبیعی انسان قابل تشخیص نیست و به همین خاطر فرد را بدون هیچگونه واکنشی خفه می کند.

نوع دیگری از گازها که مسموم کننده می باشند گازهای آمونیاک و گاز کلرین است که این گازها تحریک کننده هستند و فرد را به واکنشهایی چون، سوزش – آبریزش از چشمها - سرفه و عطسه - دیسترس تنفسی و نیز آبریزش از بینی وا می دارد.

گازهای دیگر هم وجود دارد که ایجاد مسمومیت می کند ولی خیلی خفیف است و اهمیت چندانی ندارد.

گاز آمونیاک: این گاز بیشتر در مناطق زراعی که زارعین از کود آمونیاک در مزارع خود استفاده می کنند اتفاق می افتد. گاز تولید شده از آن بوی بسیار تند و تحریک کننده ای دارد و بسیار هم سمی است و استنشاق آن در مدت زیاد باعث از بین رفتن حس بویایی و تحریک شدید ریه ها و نیز راههای هوایی و سوختگی آنها و نیز پوست می شودبه همین لحاظ آموزش راههای استفاده از آن و نیز بکار گیری تجهیزات حفاظتی فردی بسیار لازم است.

گاز کلرین : مکانهای بروز مسمومیت با آن گاز،، اغلب در استخرهای شنا و مراکز آب درمانی می باشد این گاز نیز مانند گاز آمونیاک تحریک کننده بوده و موجب بروز سوختگیهای پوستی و نیز راههای هوایی فوقانی می شود. به همین لحاظ در مکانهایی که از این گاز استفاده می کنند افراد لازم است از لوازم حفاظتی مناسب استفاده کنند. بطور کلی گازهای سمی بسیار خطرناکند زیرا علاوه بر سمی بودن آنها بدلیل اینکه از راه دستگاه تنفسی وارد بدن می شوند بسیار سریع الاثر بوده و به سرعت بر دستگاه عصبی و سیستم گردش خون اثر گذاشته منجر به اختلال دردستگاه عصبی و آینه تنفسی گردیده و ایست قلبی را به دنبال خواهد داشت که در میان آنها گاز CO از همه خطرناک تر است که مختصری به آن اشاره گردید.

گاز CO یا همان منواکسید کربن از سوخت ناقص اتومبیل و احتراق ناقص چوب، کاغذ، ذغال سنگ و کلاٌ سوختهای فسیلی تولید می شود و به دلیل خصوصیات خاص این گاز ( قبلاٌ گفته شد) فرد متوجه به وجود این گاز در محیط نخواهد شد و دچار مشکل می گردد که اگر چنانچه این گاز در محیطهای بسته متساعد گردد بسیار خطرناکتر و سریع الاثرتر خواهد بود.

از اثرات مهم آن کاهش قوه ادراکی، تصمیم گیری و بینایی می باشد و به همین لحاظ فرد مرگ آرامی را خواهد داشت.

مهم( انجام عملیات احیاء C.P.R در اینگونه مواقع بسیار موثر می باشد.)

یکی دیگر از گازهای سمی گازسیانید هیدروژن ( H.G.N ) است که از سوختن ناقص مواد زائد لوازم پلاستیکی، چرمی، دودکش صند لیها، پارچه های مواد نفتی ، پشم ، اسفنجها و... تولید می شود و گاز آن در تماس با پوست و مخاط بینی و مجاری تنفسی تولید مواد اسیدی و قلیایی کرده باعث سوزش چشمها و بینی شده و موجب آبریزش از آنها و التهاب می شود و نیز باهث سوزانندگی پوست می گردد.

گاز فسژن (Phosgene) : این گاز از تماس و ترکیب مواد آتش خاموش کنها با مواد و لوازم داغ متساعد می گردد و اغلب آتش نشانها به آن گرفتار می گردند و علائم آن سوزش در قفسه سینه، سرفه های شدید، التهاب و قرمز شدن شدید چشمها شده و این علائم ممکن است شروع شده و و زود هم از بین برود و لی مجدداٌ پس از چند ساعت و یا حتی چند روز بعد مجدداٌ به همراه علائم جدی تری چون : اختلالت شدید تنفسی، تغییر رنگ، و سیانوزه شدن بروز نماید که اگر درمان نشود مرگ را به دنبال دارد.

یکی دیگر از گازهایی که می تواند ایجاد حساسیت جلدی و تنفسی نماید گاز آشپزخانه است که چندان خطرناک نمی باشد.

د) در مورد مسمومیت از راه تزریقی: این نوع مسمومیت بوسیله تزریق مواد سمی و یا از طریق گزش و یا گاز گرفتن حیوانات و حشرات و نیز بدلیل تزریق دارو ها بیش از دوز تعیین شده و یا مواد افیونی بروز می نماید و ایجاد واکنشهای آنافلاکیتک شدید می نماید و امکان کلاپس عروقی شدید را هم دارد که در نتیجه باعث بیهوشی و در نهایت فوت شدن فرد می گردد.

علائم و نشانه های ظاهری آن عبارتند از : درد و تورم در محل گزش، خطوط قرمز منتشر شده در محل گزش، ضعف و گیجی و در نهایت مرگ

اغلب گزندگان چون رتیل، عقرب و مار تشدید خطر آفرینی و عارضه آن بیشتر به علت ترس و وحشتی است که از این حیوانات دارند و نیز به علت واکنشهای شدید حساسیتی و در هنگام گزش بوجود می آورند تقریباٌ اقدامات اولیه یکسانی را دارند.

در گزش توسط رتیل تدابیر درمانی اولیه اغلب از آنتی هیستامین و تمیز نگهداشتن محل آسیب می باشد و در صورت آنژیوادم می توان از آدرنالین و کورتون استفاده نمود.

و اما در عقرب زدگی اثر زهر این گزنده اغلب نورتوکسیک می باشد غیر از یک نوع از آنها به نام گاردیم که با اثر سیتوتوکسیک شدید می باشد که به علت تحریک کانالهای سدیمی باعث افزایش سیستم عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک می شود و علائم پاراکلینیکی آن عبارت است از:

چند دقیقه بعد از گزش، درد موضعی و ادم، ایجاد می شود و سپس طی 4 ساعت علائم فعالیتها غیر عادی سیستم عصبی نشان می دهد که به دنبال آن، تاکیکاردی – هیپرتانسیون ( Hipertantion ) -  استفراغ - دفع ادرار و مدفوع غیر ارادی و بعد هم اشکال در اعمال تنفسی ( دیسترس تنفسی) – تشنج -  شوک و مرگ.

بطور کلی در عقرب گزیدگیها گاهی ممکن است 2 تا 7 روز بعد هم علائم خطرناک ظاهر شود لذا باید تا 10 روز بعد از گزش هم مراقبتهای لازم انجام گیرد و مصدوم تحت مراقبت باشد تا آنجا که توصیه می شود برای اطفال کمتر از 10 سال بهتر است در I-C-U بستری شود.

در انجام مراقبتهای اولیه در مانی بایستی، استراحت - بی حرکت نمودن عضو- کمپرس سرد - ساکشن کردن در دقایق اولیه در صورت آرتیمی و تاکیکاردی بطنی از پروپراتول در صورت تشنج از دیازپام و یا فنوباربیتال ( Phenobarbital ) برای کاهش اسپاسم از متوکاربامول - اکسیژن و انتقال به یک مرکز درمانی.

مار گزیدگی: بیش از 3000 نوع مار را در دنیا شناسایی کرده اند که فقط 200 نوع از آنها سمی و خطرناک می باشدو این تعداد هم خود به دو گروه مرجانها و مارهای افعی تقسیم می شوند.

مارهای سمی و غیر سمی را از شکل ظاهرشان می توان شناخت. سر مارهای سمی مثلثی ولی سر مارهای غیر سمی به شکل بیضی می باشد. دیگر اینکه محل گزش مارهای سمی دو سوراخ در محل گزش می باشد که جای نیش آنهاست ولی محل گزش مارهای غیر سمی دو ردیف جای دندانها ایجاد می شود به شکل گاز گرفتن.

اغلب نیش زدگیها از نوع مارهای افعی می باشد که بیشتر آنها هم سمی هسستند سم مار افعی 15 نوع آنزیم مختلف و چندین پلی پپتید با وزن مولکولی پائین می باشد که بسیار خطرناک و کشنده است.

سم مارها دارای اثر نوروتوکسیک می باشد و علائم پاراکلینیکی آن مانند سایر گزیدگیها از این خانواده است و در محل نیش آنها درد شدید، حساسیت، تورم با سوزش و چنانچه این علائم پس از یک ساعت ظاهر نشد مار سمی نبوده و یا اینکه سم خود را آزاد نکرده است.

ادم معمولاٌ بین 30 دقیقه تا 4 ساعت بعد از گزش ظاهر گردیده و از 12 تا 24 شاعت بعد هم افزایش یافته و ممکن است که تمام اندام را هم در بر گیرد و بدنبال آن تهوع و استفراغ هم صورت گیرد که اگر اینطور نشد معمولا مسمومیت با زهر را می توان رد کرد.

گزیدگیهای غیر سمی را که (Dry bite ) می گویند. معمولاٌ 20% از نیش زدنها را شامل می شود و اغلب هم بدون علائم هستند ولی گاهی بدلیل ترس حاصل از آنها به خصوص در بچه ها و خانمها. ایجاد شوک ناشی از ترس می نماید که آن خود باید که تحت مراقبت های اولیه درمانی قرار گیرد.

معمولاٌ گزشها به حسب پیش آگیها و علائم و سندرم های کلینیکی، روش درمان و اقدامات اولیه درمانی متفاوتی را دارند و از لحاظ کلینیکی به پنج درجه تقسیم می شود.

درجه صفر بدون علائم و مسمومیت است و درجه 4 و 5 اختلالات انعقادی و آزمایشگاهی واضحی را دارند و معمولاٌ کرامپهای همراه با درد های شدید عضلانی را دارند و به دنبال آن بی اختیاری ادرار، تشنج، شوک، کما و مرگ عارض می شود.

در این حالت معمولاٌ بایستی آزمایشات روتین PT – PTT ، شمارش پلاکتها انجام شود و چند واحد خون کامل و FFP رزرو شود و ECG نیز انجام شود.

اقدامات قبل از بیمارستان:

1- عضو آسیب دیده پائین تر از تنه باشد

2- از گارو استفاده شود بطوریکه که فقط جریان خون لنفاتیک و وریدی قطع شود و باید بتوان نبض دسیتال را حس کرد

3- اگر رسیدن به بیمارستان بیش از یک ساعت زمان می برد عمل برش و ساکشن کردن حداقل به مدت 30 دقیقه انجام شود

4- بی حرکت نگهداشتن عضو و خود بیمار

5- مراقبت از A.B.C

6- دادن اکسیژن

7- گرفتن I.V.Laime حتی الامکان دو رگ

8- انتقال به یک مرکز درمانی.

انجام امور بیمارستانی:

1- آزمایشات روتین

2- عکس سینه (chest – ray)

3- برای افراد بالای 40 سال تتابولین تزریق شود

4- مصدوم تا 12 ساعت اول M.P.O باشد

5- علائم حیاتی 15 تا 30 دقیقه کنترل شود

6- در صورت لزوم و امکان سوند فولی برای جذب و دفع گذاشته شود

7- در صورت لزوم انجام C.P.R.

مهم( بطور کلی مصدومین ناشی از نیش حیوانات معمولاٌ تا 36 ساعت باید دقیقاٌ تحت نظر باشند و بعد از آنهم تا 72 ساعت تحت کنترل باشند.

مسمومیت با قارچها: این نوع مسمومیت بر حسب اثر به دو گروه سریع الاثر مانند موسکاریا که بین 20 تا 30 دقیقه بعد از مصرف اثر می کند

2- طولانی اثر مانند فالوئیدین که بین 6 تا 24 ساعت بعد اثر و علائم خود را ظاهر می سازد.

بطور کلی این نوع مسمومیتها هم مانند سایر مسمومیتهای گوارشی و با همان تابلوی علائم (البته علائم اختلال در سیستم پاراسمپاتیک آن بیشتر است). مهم ( در هنگام مصرف قارچهای سمی و یا سایر گیاهان سمی خورده شده به خصوص در اطفال بهتر است که نوع آن به همراه فرد به مراکز درمانی ارسال شود.)

داروها:مسمومیتهای دارویی که از گروه مسمومیتهای شیمیای محسوب می شود و از دو راه گوارشی و تزریقی تفاق می افتد و اکثر آنها بدلیل استفاده های غلط و یا سوء استفاده از آنها و در هر گروه و سنی هم ممکن است بکار رود. داروها درسری های گوناگونی ایجاد عارضه می کند. یک سری از آنها از گروه محرکها هستند که روی اعصاب مرکزی اثر می کند و آنها را تحریک می کند مانند: کوکائین، آمفتامین که مصرف کنندگان آنها می تواند هم به خود و هم به دیگران آسیب برسانند و تا زمان رفع اثر آنها باید کنترل شوند. یک سری دیگر از این داروها مضعف هستند(بدخلقی) مانند الکل، باربیتوراتها، ماری جوانا که مصرف آنها که اغلب بصورت اوردوز ( Over doze) مصرف می شود باعث دپرسیون تنفسی و حتی ایست آن می شود.

یک سری از داروهای دیگر است که توهم زا می باشد مانند L.S.D، حشیش و مصرف کنندگان این مواد چون درد را حس نمی کنند و ایجاد توهم و هیجانات کاذب می نماید ممکن است خود و دیگران را مجروح کنند و می توانند خسارت زیاد و خطرات بزرگی را به وجود آورند.

اغلب مواد مخدر اعتیاد آور هستند و اغلب آنها بر روی مغز اثر می گذارد و اعمال طبیعی آن را مختل می کند و نیز باعث بروز مسمومیت می شود.

عواملی که افراد را در خطر اعتیاد قرار می دهد به دو دسته تقسیم می شود: 1- عوامل فردی چون کمبود اعتماد به نفس -  زمینه ارثی - تمایل فرد به اعمال خلاف -  ناراحتیهای روحی - درد و یا بیماری خاص.

2- عوامل اجتماعی چون مصرف مواد توسط اعضاء خانواده -  عدم توجه به رفتارهای فرزندان – درگیریهای خانوادگی- دوستان معتاد – فراوانی و دسترسی آسان – طرد شدن از اجتماع.

سایر مواد اعتیاد آور که به فراوانی هم یافت می شود عبارت است از : مواد افیونی چون تریاک، شیره، کدئین، هروئین و مرفین که ازگیاه خشخاش استحصال می شود و از عوارض مصرف طولانی و مداوم، آن اعتیاد می باشد که منشاء بسیاری از عوارض از جمله مسمومیت می باشد.

ترک مواد خود دارای عوارضی می باشد که اگر چنانچه بدون روش صحیح انجام شود علائم خوشایندی را ظاهر میکند که معمولاٌ 6 تا 8 ساعت پس از آخرین مصرف ظاهر می شود و تا 10 روز طول می کشد و اوج آن 2 تا 3 روز بعد از آخرین مصرف است این علائم عبارت است از : درد استخوانی و عضلانی شدید، دل پیچه و اسهال، آبریزش از بینی و چشمها، عطسه و سکسکه و خمیازه های متعدد، بلند شدن موهای بدن، احساس سرما و لرز، بی قراری، بی خوابی و پرخشگری و عصبانیت.

علائم مسمومیت خاص مواد مخدر :

این علائم معمولاٌ بسته به کیفیت مواد و مقدار مصرف و راه وارد شدن آن به بدن دارد و اغلب با دیدن وضع ظاهری و موقعیت می توان تا حدودی مسمومیت را تشخیص داد.

وبرای مثال فردی چند بسته ویا ظرف  خالی قرص و یا پوکه آمپول و سرنگ وبطری خالی مواد سفیدکننده یا نفت وبنزین دارد می توان حدس زد که  استفاده از آنها منجر به مسومیت شده است و علائم و نشانه های آن همان علائم گوارشی و یا عصبی و یا ازراه پوست میباشد0 یعنی همان علائم (تهوع واستفراغ – دردهای شکمی – ترشح فراوان بزاقی – اسهال – مشکل تنفسی ایجاد سرفه – خلط خونی – احساس سوزش درسینه – عرق زیاد همراه بادرجه حرارت پائین – انقباض مردمک ها وگاهی هم انبساط آنها – هذیان گوئی – گیجی وحتی کما)

البته به علت اینکه علائم مسمومیت های ناشی ازمواد مخدر معمولاٌ یکباره وبه سرعت ظاهرنمی شود. لذا برای پیشگیری ازخطرا ت خطرناکتر باید به دقت وضعیت بیمار را بررسی  کرده و تمام تغییرات را مد نظر قرارداد تابه سرعت بتوان اقدامات اولیه را به مرحله اجرا در آورد ازجمله مواردی که مسمو میت آنها علائم دیررسی را ظاهر می سازد عبارت است از: استامینوفن ها که برای کاهش تب ومسکن استفاده می شود- حشره کش ها- علف کش ها که درکشاورزی به کارمی رود- متانل (الکل چوب ) – اتانل (الکل صنعتی) – ضدیخ

( اتیلن گلیگول ).                                

همچنین زمان ومقدار مصرف مواد بسیارمهم است ودرمقدار مصرف ونیز تاریخ مصرف آنها بخصوص درمورد داروها ونیز شکل آنها بسیارباید دقت شود زیرا بسیاری ازآنها تقلبی میباشد.

الکل :

 الکل ازمعروفترین ومهمترین مواد و دارویی است که اغلب مورد سوء استفاده قرار میگیرد و همواره بیش از حد خورده می شود و خود آن و یا یکی از عوامل مرگ ومیر های ناشی از مصرف آن میباشد. الکل خود یک داروی اعتیاد آور است و آنهایی که مرتبا ازآن استفاده می کنند ویکباره از آن محروم می شوند دچارعلائم محرومیت ترک می شوند که به آن Delirium Tremens می گویند وعلائم آن لرز- بی قراری – گیجی – توهم – دیسترس گوارشی – درد سینه و تب میباشد. این علائم معمولاٌ  سه الی چهار روز پس از ترک ویا قطع مصرف آن ظاهر می شود و بایستی که سریعاٌ به یک مرکز درمانی انتقال داده شوند .

اقدامات اولیه : ازاقدامات اولیه مهم دراین مواقع که باید برای بیماران انجام شود همانا (B.L.S) ودرنهایت انتقا ل به یک مرکز درمانی است .

تزریق مواد سمی : تزریق مواد سمی دراغلب موارد به علت عدم آگاهی ازمحتو یات مواد ویا تاریخ مصرفی آن که در بیشتر موارد درمصرف داروهای خیابانی ومراکز غیرمجاز وجود دارد پیش می آید ویا مصرف بیش از دوز لازم وتجویز شده میباشد. این نحوه مصرف از داروها علاوه بر بروز مسمومیت گاهی منجربه بیماریهای منتقله از راه خون مانند هپاتیت وایدز می شود .

مسمومیت های عمدی : این نوع ازمسمومیت ها دراغلب موارد به خاطر خودگشی میباشد وافرادی هم که دست به این عمل می زنند در مراقبتهای اولیه معمولاٌ بیش از یک فرد بیمار و مصدوم ناشی از شکستگی، نیازمند درمانهای طبی و حمایتهای روحی و روانی می باشد.

سوختگیها:

سوختگی از جمله حوادث و آسیبهایی است که در اغلب واحدهای صنعتی، خدماتی و معدنی و ... امکان بروز آن می باشد و به همین خاطر لازمست پرسنل شاغل در این مکان ها آموزشهای لازم امنیتی و ایمنی و همچنین راههای مقابله با آن و نیز انجام کارهای اولیه درمانی را ببیند و مسئولین هم وظایف خود را در تهیه وسایل و امکانات و رفع موانع انجام دهند.

سوختگی عبارت است از آسیب دیدن پوست و لایه های زیرین آن که با شدتهای مختلف ناشی از دریافت انرژی حرارتی بالا بر پوست ایجاد می شود.

علل سوختگی:

 عواملی که باعث سوختگی می شوند عبارت است از: آتش – اجسام داغ – مایعات داغ – مواد مذاب – الکتریسیته – مواد شیمیایی – اشعه ها – سوختگیهای ناشی از رعد و برق و حرارتهای بالا از قبیل انفجار مواد منفجره – اصطکاک .

 

 

عوامل موثر در سوختگی: عواملی که در شدت و وخامت سوختگی موثر می باشد عبارت است از:

1- ناحیه سوخته

2- میزان حرارت

3- زمان حرارت

4- سن افراد

5- جنسیت.

بطور کلی سوختگی یک بیماری و یک حادثه حاد می باشد که می تواند مزمن هم باشد زیرا که برای درمان آن گاهی سالها زمان لازمست.

طبقه بندی سوختگی:

سوختگی را برحسب مقدار صدمه ای که وارد می کند دسته بندی نموده اند بدین شرح : عمق یا شدت سوختگی – وسعت سوختگی – علت یا نوع سوختگی و نیز شدت سوختگی را برحسب مقدار و عمق آسیب به سه درجه دسته بندی می کنند:

1- شدید یا (درجه 3) با شدتها و درجه بالاتر هم حدوداٌ مانند درجه 3 می باشد.

2- متوسط (در جه 2) 3- ضعیف یا درجه 1

برای تعیین سطح و مقدار سوختگی روی بدن از قانونی بنام 9 ( RULL OF NAIM) استفاده کرده اند. بنابراین تقسیم بندی روی بدن انسان بدین شرح می باشد:

ناحیه سر و گردن9% - ناحیه سینه و شکم18% - ناحیه پشت و کمر معادل 18%- دستها هر کدام 9% - پاها برابر با 18% و ناحیه تناسلی 1% سطح کل بدن می باشد.

سوختگی سطحی که از نوع درجه 1 می باشد آسیبی است که تنها ناحیه اپیدورم را آسیب رسانده و با تغییر و علائمی چون، 1- پوست قرمز رنگ و گاهی هم خشک و داغ 2- کمی تورم 3- پوست نرم و حساس بوده 4- درد که گاهی هم شدید است.

برای این نوع از سوختگی ها معمولاٌ کار چندانی لازم نمی باشد و تنها سرد کردن موضعی و نیز رعایت موارد بهداشتی اکتفا می نماییم و به منظور کاهش درد از مسکنها می توان بهره جست.

سوختگیهای درجه 2: این درجه از سوختگی علاوه بر ناحیه اپیدرم قسمتهایی از درم را نیز آزرده کرده و دراین نوع از سوختگی به دلیل تجمع پلاسما و آب بافتها در زیر پوست باعث ایجاد تاول می شود. دراین نوع سوختگی سوزش شدید و ناحیه دردناک است و گردش خون در ناحیه آسیب کند می شود رنگ پوست علاوه بر قرمزی شدید در بعضی از قسمتها سفید رنگ می شود.

برای انجام کارهای اولیه برای این گونه مصدومین بایستی :

1- سرد نمودن دائم ناحیه آسیب

2- بی حرکت نگهداشتن فرد

3-  بی حرکت کردن عضو آسیب دیده

4- پانسمان سرد و استریل

5- دادن آرامش به مصدوم

6- دادن اکسیژن

7- انتقال به مرکز درمانی.

در نوع سوختگی درجه 3 که در این دسته از سوختگیها تمام ضخامت پوست حتی گاهی استخوان را هم در بر گرفته. علائم این سوختگی عبارت است از : رنگ پوست قهوه ای تیره یا سیاه رنگ است - پوست خشک و سخت – چرمی شدن پوست . در این نوع سوختگی ها به علت آسیب دیدن عروق و رشته های عصبی فاقد درد و حس می باشد و به همین لحاظ بایستی مراقبتهای ویژه انجام شود.

در انجام کارهای اولیه این نوع از سوختگی :

1- بی حرکت نمودن ناحیه آسیب

2- مراقبت از A.B.C

3- پانسمان استریل و مرطوب

4- دادن اکسیژن

5- انتقال به یک مرکز درمانی از الزامات می باشد.

 

سوختگیهای تنفسی :

سوختگی تنفسی معمولاٌ هنگام گرفتار شدن فرد مصدوم در یک فضای محدود که دچار آتش سوزی گردیده و یا اینکه گازهای شدید شیمیایی متساعد شده اتفاق می افتد که در این حالت مجاری تنفسی فوقانی و تحتانی را متأثر کرده و آسیب می بیند.

علائم این حالت از سوختگی بدین شرح می باشد:

1- سوخته شدن پرزهای داخل بینی و اطراف دهان

2- دوده گرفتن دور دهان و بینی

3- سوختگی در ناحیه صورت

4- تنفس مشکل و دردناک .

انجام کارهای اولیه در سوختگیهای تنفسی، شامل :

1- مراقبت از A.B.C

2- آماده شدن و فراهم کردن امکانات برای انجام C.P.R

3- دادن اکسیژن

4- انتقال سریع به یک مرکز درمانی.

 

خفگی ناشی از آتش سوزیها:

در آتش سوزیها معمولاٌ علاوه بر استنشاق گازهای سمی تولید شده که باید برای پیشگیری از شدت آن اقدام شود بایستی به دلیل آسیب دیدن مجاری تنفسی از آنها مراقبت گردد که علائم آن:

1- سوختگی و تغییر رنگ چهره و گردن

2- سوختگی مژه ها و ابرو ها و موهای بینی

3- تغییر صدا

4- وجود رسوبات دود در گلو، دهان و اطراف بینی، می باشد.

یکی دیگر از مواردی که در آتش سوزیها باید مورد توجه باشد عبارت است از نوع آتش سوزی که از چه نوع ( مواد شیمیایی – مواد پلاستیکی و یا اینکه مواد انفجاری) است چرا که انتخاب در نوع و نحوه انجام خدمات اولیه درمانی و نیز درمان آن بسیار موثر می باشد.

سوختگیهای شیمیایی:

آسیب های ناشی ازسوختگهای شیمیایی معمولا" به دلیل فعل وانفعالات شیمیایی و واکنش آنها در آزمایشات واثراسیدها و بازها روی بافتهای زنده  صورت می گیرد.

بمنظور انجا م اقدامات اولیه در اینگونه آسیبها چیزیکه بسیا ر با اهمیت میبا شد اینستکه به صرف اینکه چون ظاهر ناحیه آسیبدیده مصدوم خوش خیم به نظر می رسد نباید فرد را رها کرد زیرا بعد از چند روز تبدیل به آسیبی بسیار جدی و وخیم میگردد، لذا بایستی حتماٌ مصدوم را بعد از انجام کارهای اولیه سریعا به یک مرکزدرمانی منتقل نمود .

 دیگرازمواردی که بایستی موردتوجه باشد بررسی مصدوم از حیث مسمومیت ناشی از شیمیایی میباشد.  

آسیبهای ناشی از سوختگی الکتریکی :

آسیبها و صدمات به علت عوامل الکتریکی معمولا با صدمات جدی همراه است و یک فوریت محسوب می شود و باید اقدامات فوری انجام شود. جریانات الکتریسیته علاوه بر آسیبی که در محل ورود و خروج جریان ایجاد می کند، در مسیر حرکت جریانات در ناحیه آسیب، هر چه قرار گرفته آسیب زده و می سوزاند.

بر طبق قانون اهم (شدت جریان) آمپر  A= مقاومت/ ولت، می باشد بنابراین شدت آسیب عمدتا بسته به ولتاژ جریان دارد و هر قدر ولتاژ بالاتر باشد آسیب هم شدید تر خواهد بود.

البته در این میان استثنا ها هم وجود دارد و گاها شوکهای الکتریکی با ولتاژ صد هزار ایجاد شده و مشکلی برای بیمار نداشته و بر عکس گاهی با ولتاژ 50 ولت فرد را از پای درآورده.

مهم( بطور کلی ولتاژ بیش از 40 خطرناک می باشد).

شدت آسیب ها به عواملی چون، سطح تماس بدن با زمین – نوع جریان برق( مستقیم یا متناوب) – مدت زمان تماس و مقاومت بافتها، بستگی دارد.

جریان برق اغلب از مسیرهایی عبور می کند که مقاومت کمتری دارد وبه همین دلیل دراغلب موارد افراد بیشتراز ناحیه مچ دست ، سا عد اگزیلاگرفتارمیشوند.

هرچه مقاومت پوست بیشترباشد درنتیجه تخریب بافتهای موضعی آن بیشترخواهد بود و هر چه مقاومت جلدی کمتر باشد اثرات سیستماتیک جریان برق برقلب  ومغز بیشترخواهد شد.

مقاومت پوست به چندعامل بستگی دارد: رطوبت – خودپوست – ضخامت – تمیزی پوست وبیشترین مقاومت اعضای بدن در چریانهای الکتریکی مربوط به استخوانها- بافتهای چربی – تاندونها – عضلات – عروق خونی واعصاب ، درردیفهای بعدی آن می باشند.

یکی ازدلایل مهم آسیبهای عضلات واجزای اطراف استخونها همین مقاوم بودن آنهاست که متاسفانه دید بالینی نداشته و بایستی که بسیار مورد توجه باشد. میزان آسیبهای جلدی باصدمات عمقی آن رابطه مستقیم ندارد.

تظاهرات بالینی : درافرادی که دچاربرق گرفتگی با ولتاژ بالا می شوند، عارضه ایست قلبی، تنفسی بسیارشایع است مغز هم ازاین عارضه درامان نمی باشد، لذا لازم است سریعاٌ عملیات تجدید حیات انجام شود و بعد از بازگشت هم به مدت 48 ساعت دربخش مراقبتهای ویژه بایبستی تحت کنترل باشد.

همچنین نارسایی کلیوی هم نسبتاٌ بالاست واین نارسایی بعلت مختل شدن سیستم متابولیسم بدن میباشد و تخمین مایع مورد نیازدراین شرایط مشکل میشود وآزادی میوگلوبین از عضلات آسیب دیده به وجود می آید که اگرا ز طریق ادرار دفع نشود، درتوبولهای کلیوی رسوب کرده ، باعث نکروز شدن واشکال درکاردستگاهای بدن میشود. همجنین بعلت خرابی بافتها باعث آزادسازی پتاسیم شده ایجاد هیپرکالمی می گردد که درنتیجه باعث اختلال درکار قلب میشود.

برق گرفتگی نیزمنجر به ادم بافتهاشده که درنتیجه درجریان خون رسانی به بافتهای عمقی ناحیه دسیتال سوخته وآسیب دیده اختلال به وجود می آید لذا دراین مواقع انجام فاشیوتومی الزامی خواهدبود. برق گرفتگی حتی می تواند باعث پرفوراسیون (تورم) روده هاشود. و نیزمی تواند ایجاد نکروز درکبد گردد و به کیسه صفرا وخود کبد آسیب وارد نماید.

برق به سیستم عصبی حرکتی بیش ازاحساس آسیب می رساند وبطورکلی ، دستگاه عصبی بیش ا ز سایراندامها تحت تأثیر جریانهای الکتریکی قرار می گیرد. ودر بچه ها می تواند تا سه سال بعد هم ایجاد عارضه نماید ودرنتیجه باعث بروزتشنج های شدیدشود. به عروق صدمه می زند ومنجربه خونریزی درقسمتهای مختلف بدن میشود.

جریان الکتریکی باعث التهاب شراین ودرادامه موجب ترمبوزعروق کوچک که نقش مهمی درتغذیه اندامها دا رند شوند ودرنتیجه نکروز موضعی به وجود آید وهمچنین به دلیل اسپاسم شدید عضلات موجب شکستگی استخوانها گردد.

اقدامات اولیه : به منظوردفع کاهش مایعات محلول درعروق محلول سرم رینگرلاکتات تزریق می شود باسرعت 75-50 میلی لیتردرساعت البته درموارد کاهشهای زیاد وازبین رفتن مایعات ، می توان سرعت انفوزیون را افزایش داد وچنانچه مقداردفع ادرار پائین باشد درهرلیترسرم رینگر5/12گرم مانیتول اضافه می نمایم.

افزودن بی کربنات سدیم به محلولهانیزباعث قلیائی شدن ادرا رشده ودر نتیجه باعث حلالیت میوگلوبین شده ودفع میگردد.

درسوختگیهای جلدی دویاسه باردرروز بایستی زخمها ومحل سوختگی را کاملاٌ شستشوداده وازکرمهای ضدمیکروبی موضعی مانندStadmanfid استفاده نمود به خصوص سوختگیهای ناشی ا زبرق. برای میزان فشارکمپارتمانهای عضلات اندامها بایستی ازطریق لمس فیزیکی و نیزسونوگرافی داپلرنبضهای شریانی انجام شود. وچنانچه دورتادور ناحیه ای ازاندامها دچار سوختگی ازنوع درجه سه شده باشد بطور قطع جریان خون دچارمشکل شده که دراین گونه مواقع اسکاروتومی اندی کاسیون انجام میشود. ومعمولاٌ انجام دبریدمان عضلات درمحل سوختگی را 24تا48 ساعت بعدازسوختگی ودرانتهای مراحل احیاء باید انجام داد و بافتهایی راکه دچارنکروز گردیدند برداشته میشوند.

عوارض ناشی ازسوختگی:

سوختگیها بعلت آسیبهای شدیدی که به عضووا رد می نمایند لزوماٌ طول درمان زیادی را به همراه دارند درنتیجه فرد مسدوم دچاراختلالات و استرسهای شدید روحی میشود و بطور جدی به همراهی و همدردی فردی که موقعیت او را درک واحساس کند ، نیازمبرم دارد وبرخوردها و رفتاری خاصی  رامی طلبد.که خوشبختانه به خوبی به رفتارهای مناسب و روان درمانی ها پاسخ می دهد.

ازعوارض های دیگر آن مشکلات کلیوی – سنگ کلیه – سنگ کیسه صفرا ومشکلات صفراوی دراین افراد شایع است. کاتاراکت نیز دیگر عوارض سوختگی می باشد لذا ا ز این حیس هم باید دقیقا مورد معاینات چشمی قرارگیرند.کاهش بینائی نیزدرسوختگیها شایع است که به درمانها خوب پاسخ می دهد دیگرازعوارض سوختگی آنوریسم آئورت به خصوص دراطفال می باشد(بچه هابعلت جویدن سیمهای حاوی جریان برق دچارسوختگی زبان ودوردهان میشوند که همراه با خونریزی شدید هم می شوند که دراین مواردکلامپهای لبی برای کنترل آن بسیارمفید میباشد)دیگر ا زعوار ض ناشی ازسوختگیها هزینه های بسیار بالا همراه با صرف وقت ومدت زمان بسیارطولانی آن میباشد.

صدمات ناشی از رعد وبرق:

درهنگام رعد و برق که بعلت اختلاف پتانسیل بین سطح زیرین ابرها که منفی و منفی ترمی شوند وسطح زیرین زمین که مثبت است از قدرت هوا بیشتر شده انرژی الکتریکی آزاد شده و به صورت رعد و برق نمایان میشود که این انرژی الکتریکی باولتاژ 3 میلیون تا200 میلیون ولت خواهد بود که نشان از قدرت آسیب آن خواهد بود. و معمولا بین 1تا100 میلی ثانیه بدن را تحت تاثیر قرار می دهد وآسیبهائی که وارد می سازد درفضاهای باز، نزدیک اسکلتها وپل های فلزی، ساختمانهای بلند نزدیک پنجره هاو... قرار دارند بیشترخواهدبود.

کارهای اولیه آن مانند سایرعوا رض سوختگیها میباشد. بطورکلی باید توجه داشت که سوختگیهای الکتریکی درابتدا ممکن است زیاد جدی وشدید بنظر نیاید ولی دراغلب موا رد بطور .گام به گام شدید وشدیدتر شده تاآنجا که حیات فرد رابه مخاطره می اندازد به همین لحاظ مراقبتهای خاصی را طلب می کند.

سوختگی با اشعه :

اشعه ها امروزه کاربرد زیادی درصنایع و علوم پزشگی دارد وبه سرعت جایگاه خودرا تقریباٌ درتمامی ابعاد جامعه بشری به نوعی پیدا کرده وکارساز می باشد. ودر کنارآن و با تمام اهمیتی که درامور دارد ، دارای خطراتی میباشد که الزاماٌ باید دربکارگیری آن موارد ایمنی را بطورجدی ،رعایت نمود. بطورکلی سه نوع اشعه در زندگی روزمره بکار گرفته میشود بنا مهای (آلفا- بتا- گاما( اشعه X) که به دوصورت (ماوراء بنفش ومادون قرمز میباشد) ازاین سه نوع اشعه، دو نوع آن یعنی آلفا وبتا از نوع کم خطر بوده وخطرات زیادی را ندارد و تقریباٌ دربسیاری ازلوازم برقی خانگی بکار گرفته میشود ودرنور خورشید هم وجود دارد وتنها با رعایت چند نکته از خطرات احتمالی آن که بصورت جزیی هم خواهد بود می توان ایمنی را تأمین کرد. ( البته اشعه بتارا بهتر است با پوشیدن لباسهای مناسب و زخیم وبا پیش بندهای مشمعی قدرت نفوذ پذیری آنرا از بین برد). مواردی را که به هنگام به کاربردن لوازم برقی خانگی که تولید اشعه می نمایند علاوه بر پوشیدن لباسهای بایستی رعایت نمود عبارتست از،،

1-    نگاه نکردن مستقیم به دستگاه هنگام کار ( نور خورشید نیز دارای این نوع اشعه
 می باشد)

2-    قرار نگرفتن در نزدیکی آن به مدت طولانی

3-    استفاده کردن از عینکهای مخصوص

4-    استفاده نمودن از لوازم ایمنی هنگام کار به خصوص دستکش و ماسک . مهم( در هنگام تمیز کردن لوازم برقی به خصوص تلوزیون حتما از دستمال مرطوب که قدرت جذب بالایی دارد استفاده شود.)

5-    استفاده کردن از کلاه یابستن دستمال به سر هنگام کار.

ولی اشعه گاما از قدرت نفوذپذیری بسیار بالایی برخوردار می باشد و به سرعت باعث تخریب سلولها شده و تولید امراض بسیاری را باعث می گردد و به همین لحاظ در مورد بکارگیری این نوع اشعه باید احتیاط لازم بشود و نکات ایمنی دقیقا رعایت گردد( اشعه مادون قرمز در کارگاههای ذوب فلز – کوره های آجرپزی – کارخانجات شیشه سازی – باطری سازی) وجود دارد.

اشعه گاما به سرعت جذب بافتها شده و موجب تجزیه شدن آنها شده در نتیجه تولید حرارت بالا نموده که منجر به سوختگی شده. اشعهX نوع ضعیف شده اشعه گاما می باشد که در علوم پزشکی بسیار کاربرد دارد.

 

آسیبهای شیمیایی:

آسیبهای شیمیایی اغلب توسط اسیدها و مواد قلیایی (بازها) اتفاق می افتد که مواد قلیائیها آسیبهای شدید تری را وارد می نمایند. و به همین لحاظ مراقبتهای ویژه را می خواهد . برای نمونه هرگاه قسمتی از بدن با املاح سدیم مانند سود سوز آور آغشته گردد باید به منظور از بین بردن و خنثی نمودن آن با آب آهک شستشو گردیده و سپس یک یا دو قاشق سرکه با نیم لیتر آب مخلوط کرده شستشو می دهیم.

در مورد اسیدها شستن با آب کفایت می کند مشروط به اینکه بصورت صحیح انجام شود.

غیر از اسید کربولیک چون با آب حل نمی شود که در این صورت از الکل اتیلیک با الکل سفید استفاده می کنیم بعد با آب شستشو می دهیم. غیر از مواردیکه آسیبهای وارد شده به چشمها که در این صورت فقط از آب خالص استفاده می کنیم به مدت 30 تا 45 دقیقه.

( از جوش شیرین – سرکه و الکل، برای خنثی کردن مواد قلیایی استفاده می کنیم).

ضربه مغزی:

 ضربه های  مغزی که به دلیل وارد شدن تروما به جمجمه پیش می آید، عبارت است از: بروز اشکال در اعمال طبیعی مغز که با تغییر و اشکالی در اعمال معمول یک قسمت از اندامهای بدن انسان علائم خود را نمایان می کند. این تغییر وضعیت مغزی به 4 صورت عمده اتفاق می افتد: (شکل 2- 33)

 

1-  تشکیل یک لخته خونی در یکی از شریانهای مغز

2- پاره شدن یکی ا زعروق خون رسان به مغزکه درنتیجه باعث ایجاد فشاربه نسج مغز میشود

3-حرکت یک لخته خونی از نقطه ای از بدن به طرف مغز که باعث مسدود شدن یکی از رگهای خونرسان می گردد.

4- ایجاد هماتوم وتورم و آزوردگی نسج مغز به علت ایجاد ضربه

علائم ضربه مغزی:

علائم ضربه مغزی عبارتست از:

1-        بی حسی یا فلج اندام ها

2-        حواس پرتی و سرگیجه و سیاهی رفتن چشمها

3-        اشکال در حرف زدن و بلع

4-        کاهش هوشیاری و یا از بین رفتن آن

5-        تشنج

6-        بی اختیاری ادرار و مدفوع

ا قدامات اولیه درمانی:

ضربه های مغزی جزء آسیبهای اورژانسی محسوب می شود و از مواردی می باشد که مهمترین اقدامات اولیه  سریع رساندن به یک مرکز درمانی می باشد زیرراانجام  اعمال خاصی در خارج از این مراکز امکان پذیر نمی باشد واما تا رساندن به یک مرکز درمانی لازم است کارهای ذیل انجام شود:

1-  دادن اکسیئژن o2 2- کنترل A.B.C3-انتقال به یک مرکز درمانی ،ا زضروریات است 0

بیماریهای قلبی :

قلب بصورت یک تلمبه عمل می کند و خون را به تمام بدن به گردش در میآورد و خودش را نیز تغذیه می کند . عروقی که قلب را تغذیه می نماید به نام شریانهای اکلیلی یا عروق کرونر می نامند. که تمام اطراف قلب را مانند توری می پوشاند و هر گاه یک یا چند رشته از این عروق، قسمتی یا تمامی آن مسدود گردد آن قسمت از عضله قلب دچار ضعف و کم کاری شده و منشاء بیماریهای مختلف قلبی را باعث می شود از جمله آنژین صدری. و قلب چون دائم در حال فعالیت می باشد بنابراین بایستی که  خون کافی حاوی اکسیژن دائما عضلات قلب را تغذیه نماید.وهرگونه اشکالی درآن منجر به نقصان د ر عملکردکارقلب میگردد. (شکل 2-5)

 

علائم حمله قلبی:

علائم حملات قلبی عبارتست از:

1-  درد شدید در ناحیه سینه زیر استخوان جناق که همراه با فشار شدید می باشد و در مواردی هم طاقت فرسا می باشد(غیرا زافرادمعتادبه مواد مخدروبرخی ا زسالمندان )

2-  احساس ترس و وحشت

3-  عرق سرد و فراوان به خصوص روی چهره

4-  کاهش دمای بدن

5-  تنگی نفس همراه با نفس، نفس زنان

6-  تهوع و استفراغ

7-  تغییر در ریت قلب و گاهی در ریتم

 درد معمولا از بازوی چپ شروع شده به سمت گردن کشیده شده در قفسه سینه منتشر می شود و در زیر استخوان جناق مستقر می شود و ممکن هم هست در قسمت بالای شکم، پشت و ناحیه تحتانی جناق بماند و در ناحیه پشت هم احساس گردد. درد آن معمولا شدید و طاقت فرسا بوده الا در افراد سالمند و معتادان که به صورت خفیف تری ظاهر می شود که گاهی درد و علائم آن باعلائم سوءهاضمه اشتباه می شود و فرد را هم دچار ترس و وحشت زده می کند.

آنژین صدری:

آنژین صدری در واقع یک مشکل و بیماری قلبی محسوب می شود که به علت کاهش جریان خون در عضله قلب، پیش می آید که این اتفاق غالبا در فعالیتهای شدید بدنی، عصبانیتهای شدید ایجاد هیجان در فرد روی می دهد و این دردها شبیه به حملات قلبی و با شدت و زمان محدودتر می باشد و معمولا کمتر از 5 دقیقه طول می کشد و با استراحت رفع می شود.

افراد مبتلا به این گونه دردها معمولا از داروهای تجویز شده پزشک خود استفاده می کنند از جمله T.N.G که به تعداد 2 تا 3 عدد در فاصله زمانی 30 دقیقه بصورت زیر زبانی استفاده می کنند . و معمولا هم پس از استفاده آن و استراحت دردها رفع می شود که اگر با تکرار آن تغییر حاصل نشد و یا تشدید گردید مانند یک بیماری قلبی با انجام مراقبتهای ویژه به یک مرکز درمانی منتقل می شود.

یکی دیگر از ناراحتیهای قلبی ضعف و یا نارسایی آن می باشد و آن به دلیل ضعف عضله قلب، قلب قادر به تلمبه نمودن خون بداخل عروق ( البته اغلب در عضله بطن چپ) نبوده و در نتیجه خون در قلب پس زده می شود و در وردیدها تجمع می نماید و در این حالات مایعات خونی از آن تجزیه شده و در ریه ها می ماند و منجر به تنگی نفس فرد شده به خصوص در حالت دراز کشیدن و نیز باعث پس زدن خون در تمام عروق بدن گردیده که  ایجاد تورم در بدن بخصوص در انتها می شود و آغاز نارسائیهای قلب خواهد بود که علائم آن از این قرار است:

1-  تنگی نفس به خصوص در حالت دراز کشی

2-  هیجان و اضطراب و ترس

3-  سیانوزه شدن رنگ پوست به خصوص در انتهاها و لبها

4-  درد در ناحیه سینه

5-  تورم در دست و پاها و ناحیه صورت افراد، در این گونه حالتها مراقبتهای ویژه را لازمست بدین ترتیب:

1-  قرار دادن بیمار در حالت نشسته

2-  دادن اکسیژن

3-  عدم حرکت کردن بیمار

4-  گرفتن رگ باز

5-  ایجاد آرامش در بیمار

6-  شل نمودن لباسهای بیمار

7-  مراقبت از A.B.C

8-  انتقال به یک مرکز درمانی

غرق شدگی:

غرق شدن یعنی فرو رفتن مجاری تنفسی در مایعات و در نتیجه نرسیدن هوا و اکسیژن به فرد که منجر به ایست تنفسی و به تبع آن قلبی می گردد.

در غرق شدگیها به علت از کار افتادن دستگاه تنفس باید سریعا و بدون توجه به وضعیت داخلی فردغرق شده، مجاری تنفسی را باز نموده تنفس دهان به دهان را با فشار زیاد شروع نمود.

غرق شدن در نوع آب که شیرین است یا شور و یا سرد است و یا گرم تفاوت چندانی ندارد و در همه انواع غرق شدنها خطرناک و کشنده می باشدو تفاوتهای اینگونه آبها در تغییر و سرعت متابولیکی خون و داخل سلولها می باشد که در اعمال پیش بیمارستانی تأثیر ندارد.

در واقع در تمام موارد غرق شدگیها بایستی به سرعت عمل ونتیلاسیون  شروع شود و اگر چنانچه نبض هم غائب گردید بود ماساژ قلبی را هم نیز شروع نمود و پس از برگشت علائم حیاتی و تنفس نمودن فرد نسبت به خارج نمودن آب و سایر امور لازم اقدام نمود.

بیماری صرع( اپی لپسی )

: بیماری صرع یکی از مواردی می باشد که در بعضی از مواردچنبه فوریت پیدا می کند و یک بیماری عصبی می باشد و در اغلب افراد یک بیماری مادرزادی میباشد و گاهی هم به دلیل ابتلای فرد درسنین کودکی به یک بیماری عفونی به بیماری صرع مبتلا می شوند مانند بیماری دیفتری و یا مننژیت.

این بیماری در دو حالت Petitmal ( کوتاه و مختصر) و یا Grandmal ( طولانی و بزرگ) به فرد دست می دهد. در این نوع بیماری به خصوص نوع دوم آن بایستی فرد را از لحاظ پاک بودن و یا باز بودن مجاری تنفسی مورد مراقبت قرار داد و او را در وضعیت مناسب قرار داد(توضیح وکارعملی انجام شود) و مراقب بود تا از آسیب زدن به فرد جلوگیری نمود. در این نوع اخیر ممکن است فرد تشنج نماید که باید مراقبت شود تا حالت بیماری حمله ای فرد یهیود یابد و دراغلب موا ردبه صورت خود به خود بهبود می یابد و دراغلب موارداین گونه افراد از داروی خاص استفاده می کنند که همراه دارند.

 

 

آتل بندی و آسیبهای استخوانی:

آسیبهای استخوانی که قسمتی از دستگاه حرکتی میباشد به سه قسمت مجزا تقسیم بندی می شود: 1- شکستگیها 2- در رفتگیها 3- پیچ خوردگی یا رگ به رگ شدن. که هر سه مورد گاهی منجر به از کار افتادن و یا کاهش حرکت و آسیبهای دستگاه عضلانی هم می شود در نتیجه باعث از بین رفتن حرکت طبیعی عضو آسیب دیده می گردد، که قبلا توضیح داده شده است.

آسیبهای عضلانی به دو علت عمده بستگی دارد: 1- ایجاد و وارد شدن ضربه ( تروما) 2- به علت بیماری و ضعف استخوانی.

1-  شکستگیها: شکستگی عبارت است از ایجاد شکاف و یا تغییر شکل در فرم اصلی استخوان که در اکثر موارد این شکاف و تغییر شکل در تنه استخوان و در فاصله دو مفصل ایجاد می شود و کمتر از ناحیه مفصل استخوانها دچار شکستگی می گردند. شکستگیها به دو صورت ساده ( بسته) و مرکب(باز) اتفاق می افتد . که در هر دو صورت از لحاظ اقدامات اولیه تفاوت چندانی نخواهد داشت.

2-  در رفتگی: در تعریف داشتیم که مفصل عبارت است از محل تلاقی و اتصال دو یا چند استخوان را مفصل گویند. و بنا بر همین تعریف در رفتگی عبارت است از جا به جایی و خارج شدن استخوانها از محل اتصال آنها را در رفتگی گویند.که این عارضه به دلیل حرکت نا به جا و حرکت بر خلاف جهت حرکت مفصل در نتیجه پاره شدن چند رشته از لیگانهای محافظتی آنها پیش می آید و نیز گاهی به علت اسپاسم شدید عضلانی این اتفاق می افتد.

3-  رگ به رگ شدن: رگ به رگ شدن یا پیچ خوردگی عبارت است از کشیده گی و یا پاره شدن یک یا چند رشته از لیگانهای محافظ مفصل ها به دلیل وارد شدن فشار زیاد و یا پیچ خوردگی ناحیه مفصل می باشد.

علائم مربوط به آسیبهای استخوانی:

علائم آسیبهای استخوانی از هر نوعی که باشد تقریبا یکی بوده و تفاوتی غیرا ز  علائم موضعی آنها، با هم ندارند و دارای علائم مشترکی می باشند و این علائم عبارتند از :

1-  تورم

2-  درد شدید

3-  تغییر شکل ( که این تغییر شکل در دو قسمت عضو اندام حرکتی ایجاد می شود. (الف) در ناحیه مفصل( ب) در محل آسیب)

4-  تغییر رنگ

5-  کاهش و یا عدم حرکت عضوآسیب دیده

6-  حساسیت در محل آسیب

7-  وجود زخم در محل آسیب.

که این علائم چنانچه در ناحیه مفصل باشد آسیبها مفصلی در غیر این صورت تنه استخوان خواهد بود.

اقدامات اولیه:

انجام امور اولیه در آسیبهای استخوانی عبارت است از:

1-  تمام آسیبهای استخوانی از هر نوعی که باشد بایستی ثابت شوند(آتل بندی شود.)

2-  قبل از ثابت کردن بایستی ناحیه آسیب دیده به دقت بررسی شود و تمام زخمها پانسمان و بانداژ شوند.

3-  در صورت وجود خونریزی، کنترل شود

4-  وضعیت گردش خون در اندام آسیب دیده کنترل شود

5-  آتل مناسب برای عضو آسیب دیده به کار برده شود

6-  بدون هیچ گونه تغییر دادن وکشیدن عضو آتل گرفته شود و ثابت گردد.

7-  آتل ها قبل از بکار بردن پنبه پیچ شوند

8-  برای ثابت کردن یک شکستگی دو مفصل بالا و پایین شکستگی ثابت شود و در یک در رفتگی  دواستخوان بالا و پایین مفصل آسیب دیده ثابت شود

9-  علائم حیاتی و A.B.C کنترل و تحت کنترل قرار گیرد

10-                     اکسیژن داده شود

11-                      به یک مرکز درمانی و به صورت صحیح انتقال داده شود

توجه و مهم ( در هنگام برخورد با مصدومین آسیب دیده از ناحیه گردن و یا ستون فقرات و جمجمه در بکار بردن اتل مناسب و بستن آن خصوصا در نحوه انتقال و جا به جایی مصدوم و نیز کنترل A.B.C نهایت دقت به عمل آید).

در هنگام آسیبهای ناحیه لگن نیز به لحاظ قرار داشتن اعضاء تناسلی داخلی به خصوص در خانمها از ویژگی و حساسیت خاصی برخوردار بوده که بایستی دقتهای لازم انجام شود.

در مورد اتل بندی و محدود نمودن اندامهای آسیب دیده و نیز جا به جایی و نقل و انتقال بیماران و مصدومین روشهای خاصی لازمست که بایستی آموزش عملی و تمرینات عملی مفصل انجام گیرد.

برگرفته از وبلاگ بهداشت حرفه ای تهران

نشانه جدید سکته مغزی


*Blood  Clots/Stroke - They Now Have a Fourth Indicator, the  Tongue*

*سکته مغزی به دلیل لخته شدن خون در رگ*

*
Please continue to forward this every time it comes  around!*

*لطفاً هربار که این ایمیل به دست شما رسید آن را برای کلیه دوستان بفرستید*

*
STROKE**:**  *Remember  the 1st Three Letters....*S.T.R.*

*سکته مغزی*

*
STROKE  IDENTIFICATION*

*نشانه های سکته مغزی**
It only takes a minute to read  this...*

*خواندن این متن فقط چند دقیقه طول می کشد*

*
A neurologist says that if he can get to a  stroke victim within 3 hours he
can totally reverse the effects of a  stroke.! ..totally. He said the trick
was getting a stroke  recognized, diagnosed, and then getting the patient
medically cared for  within 3 hours, which is tough.*

*یک متخصص مغز و اعصاب می گوید چنانچه شخصی را که سکته مغزی کرده در کمتر از 3
ساعت ببیند می تواند عوارض سکته مغزی را بطور کامل اصلاح کند. "بطور کامل". او
می گوید نکته این است که سکته مغزی شناخته شده، تشخیص داده شده و بیمار در کمتر
از 3 ساعت به مراکز درمانی رسانده شود**.*

*
RECOGNIZING A  STROKE*

*شناخت سکته مغزی*

*
Thank God for the sense to remember the '3'  steps, STR . Read and Learn!*

*شکر خدا فقط سه کار برای تشخیص کافی است. بخوانید و به یاد بسپارید*

*Sometimes symptoms of a  stroke are difficult to identify. Unfortunately,
the lack of awareness  spells disaster. The stroke victim may suffer severe
brain damage when  people nearby fail to recognize the symptoms of a
 stroke
.*

*گاهی شناخت علائم سکته مغزی مشکل است. بدبختانه از هوش رفتن بیمار مشکل را
بدتر می کند. شخصی که سکته کرده ممکن است در شرایط بسیار خطرناکی قرار داشته
باشد اما اطرافیان نمی توانند مشکل را تشخیص دهند**.*

*Now doctors say a bystander can recognize a  stroke by asking three simple
questions:*

*پزشکان می گویند اطرافیان با پرسیدن سه سؤال ساده می توانند سکته مغزی را
تشخیص دهند*

*
S**  ***Ask  the individual to SMILE.*

*از بیمار بخواهید که لبخند بزند**  *

*T**  ***Ask  the person to TALK and*

* SPEAK A SIMPLE SENTENCE  (Coherently)*

*از بیمار بخواهید یک جمله ساده را بطور پیوسته بگوید**.*

*(I.e. It is sunny out today.)*

*(**مثلاً، امروز هوا آفتابی است**)**  *

*R**  ***Ask  him or her to RAISE BOTH ARMS..*

*از او بخواهید که هر دو دستش را بلند کند*

*
If  he or she has trouble with ANY ONE of these tasks, call emergency number
 immediately and describe the symptoms to the  dispatcher.*

*اگر بیمار در انجام دادن هر یک از سه مورد فوق با مشکل روبرو شد بلافاصله با
اورژانس تماس گرفته و این علائم را برای مسئول اورژانس توضیح دهید*

*
New  Sign of a Stroke -------- Stick out Your Tongue*

*نشانه جدید سکته مغزی**...*

*زبانت را بیرون بیاور*

*
NOTE:  Another 'sign' of a stroke is this: Ask the person to 'stick' out his
 tongue.. If the tongue is 'crooked', if it goes to one side or the  other**
, **that  is also an indication of a stroe.*

*توجه*

*یکی دیگر از نشانه های سکته مغزی این است که از بیمار*

*بخواهید زبانش را بیرون بیاورد. اگر زبانش کج و معوج بود و یا به طرفین دهان
متمایل شد نشانه سکته مغزی است** *

*
A  cardiologist says if everyone who gets this e-mail sends it to 10
 people; you can bet ! That at least one life will be  saved.*

*یک متخصص قلب می گوید اگر هرکس که این ایمیل را دریافت می کند آن را برای 10
نفر بفرستد حداقل یک نفر از مرگ نجات پیدا می کند**.  **  *

*
I  have done my part....will you?*

*من سهم خودم را انجام دادم تا شاید روزی جان یکنفر حفظ شود. شما چطور؟*



--



آفتاب مصنوعی "بدون شک" سرطان زاست

 

آفتاب مصنوعی "بدون شک" سرطان زاست


محققان می گویند آفتاب مصنوعی که بسیاری از آن برای برنزه شدن استفاده می کنند، بدون شک خطر ابتلا به سرطان پوست را افزایش می دهد.

پیشتر آژانس تحقیقات درباره سرطان (IARC)، به این نتیجه رسیده بود که آفتاب مصنوعی "احتمالا" خطر ابتلا به سرطان را زیاد می کند اما حال این آژانس می گوید "به طور حتم"چنین خواهد شد.

فعالان می گویند انتشار این خبر در مجله علمی 'لانست آنکولوژی' فشار را برای تنظیم مقررات سخت گیرانه تر در مراکز سولاریوم، بیشتر می کند.

ارزیابی جدید، خطر استفاده از آفتاب مصنوعی را همتراز با کشیدن سیگار و قرار گرفتن در معرض آزبست (پنبه نسوز) قرار داده است.

اما انجمن سانبد (Sunbed Association) در بریتانیا گفته است که هیچ ارتباط مستقیمی بین استفاده صحیح از آفتاب مصنوعی با ابتلا به سرطان وجود ندارد.

آژانس تحقیقات درباره سرطان، کمیته ای متشکل از کارشناسان است که توصیه های خود را در اختیار سازمان بهداشت جهانی قرار می دهد.

این آژانس در پی بازبینی تحقیقاتی که نشان می داد خطر ملانوما، مهلک ترین نوع سرطان پوست، در افرادی که پیش از 30 سالگی شروع به استفاده از آفتاب مصنوعی کرده اند به میزان 75 درصد افزایش داشته است، این موضوع را اعلام کرد.

همچنین نتیجه چندین تحقیقات نشان می دهد که بین استفاده از آفتاب مصنوعی و ابتلا به ملانومای چشم ارتباط مستقیم وجود دارد.

سازمان خیریه پژوهش سرطان در بریتانیا در اوایل سال جاری اخطار داده بود که استفاده زیاد از آفتاب مصنوعی باعث شده است که برای اولین بار در این کشور تعداد مبتلایان به ملانوما به ده هزار نفر برسد.

در طی 30 سال گذشته، میزان ابتلا به سرطان پوست در بریتانیا چهار برابر شده است.

دولت بریتانیا سرگرم مطالعه پیشنهاداتی برای منع کردن استفاده افراد زیر 18 سال از آفتاب مصنوعی در انگلستان است.

مقرراتی مشابه در اسکاتلند وضع شده است که طبق آن افراد زیر 16 سال از استفاده از آفتاب مصنوعی منع شده اند.

جسیکا هریس، مدیر دفتر اطلاع رسانی سازمان خیریه پژوهش سرطان در بریتانیا گفت: " ارتباط آفتاب مصنوعی با سرطان پوست در چندین مطالعه علمی معتبر نشان داده شده و ما بسیار خوشحالیم که آژانس تحقیقات درباره سرطان، استفاده از آن را در دسته بالاترین میزان خطر قرار داده است."

خانم هریس از نمایندگان پارلمان خواسته است تا فورا استفاده از آفتاب مصنوعی را برای افراد زیر 18 سال منع کنند و سولاریوم هایی را که تحت نظر افراد حرفه ای نیستند، تعطیل کنند.

منبع:بی بی سی

بیماری های کاربران رایانه

ازسایت پزشکان ایران:
مشکلات و عوارض کار با کامپیوتر

امروزه‌ کاربرد رایانه در زندگی بشر بسیار زیاد است و تعداد زیادی از افراد ساعت‌های متمادی با این وسیله الکترونیک کار می‌کنند، به همین دلیل شناخت عوامل مؤثر در محیط کار با رایانه اهمیت زیادی دارد.

وجود شرایط نامناسب در محیط کاری، توجه نداشتن به موارد ایمنی هنگام کار با رایانه و استفاده بیش از حد از این ابزار ممکن است در بلند مدت سبب بروز بیماری‌ها و ناهنجاری‌ها شود.

بحث مهمی که در این زمینه مطرح است، دانش ارگونومی رایانه است که شامل مطالعه و بررسی عوامل انسانی در ارتباط با رایانه و شیوه‌های تطبیق ابزارها و وسایل کار با بدن فرد است تا از بروز اثرات ناهنجار جلوگیری شود.

درچند سال اخیر تولیدکنندگان تجهیزات رایانه مانند صفحه کلید، ماوس، میز و صندلی و سایر وسایل رایانه سعی می‌کنند محصولات را مطابق با اصول ارگونومی طراحی و تولید کنند چرا که رعایت اصول ارگونومی سبب کاهش ضایعات چشم، سردرد و کمر درد کاربران رایانه خواهد شد.

ویژگی‌های یک محیط کاری مناسب برای کاربران رایانه عبارتند از: وجود سیستم تهویه مطبوع، نور کافی و مناسب، استفاده از میز مخصوص که دارای عرض و ارتفاع استاندارد باشد، استفاده از صندلی مخصوص رایانه که ارتفاع آن طوری تنظیم شود که ستون فقرات کاربر را آزار ندهد، استفاده از زیرپایی برای جلوگیری از بی‌حسی پا و کف پوش اتاق از جنس چوب یا پلاستیک باشد تا الکتریسیته ساکن تولید نکند.

با وجود رعایت نکات فوق، باز امکان بروز بیماری‌های خاص برای کاربر رایانه وجود دارد که به برخی از آنهااشاره می‌شود:

بیماری‌های چشم

استفاده نادرست و بیش از حد از رایانه برای اجزای مختلف بدن مضراتی به همراه دارد که چشم یکی از این اجزای آسیب‌پذیر است.

درد، سرخی و سوزش چشم و آب‌ریزش آن، دوبینی، احساس تاری دید که به کاهش قدرت بینایی، خستگی و درد چشم و سردرد منجر می‌شود از جمله این عوارض است.

چشم‌های انسان عادت دارند تا بسیار راحت روی اشیای دور و نزدیک متمرکز شوند به همین دلیل احتمال خستگی ماهیچه چشمی که روی کاغذ و صفحه مانیتور متمرکز شده است، وجود دارد.

همچنین ماهیچه‌های دیگر چشم، از تغییرات نور یا درخشندگی یا از تغییر مسیر دید بین صفحه نمایشگر و نوشته‌های در حال حروفچینی خسته می‌شوند و به دلیل جابه‌جایی زیاد کلمات، چشم قدرت تطابق خود را به مرور از دست می‌دهد.

افرادی که دارای اختلالات انکساری اصلاح نشده هستند، بیشتر در معرض خطرند.

همچنین محیط کار نباید خیلی پر نور یا تاریک باشد تا به چشم کاربر فشار وارد نیاید.

پزشکان توصیه می‌کنند برای جلوگیری از ابتدا به بیماری‌های چشمی پس از هر ۱۰دقیقه استفاده از رایانه، پلک‌های خود را به هم زنید و مدتی به یک نقطه دیگر خیره شوید تا خستگی چشم از بین برود هرچند در این زمینه سفارش شده است که از مانیتورهای جدید به خاطر ساختار بهتر و اشعه کمتر استفاده شود.

عوارض مفصلی و عضلانی

یکی دیگر از شایع‌ترین عوارض کار با رایانه، دردهای عضلانی و درد مچ دست و بازوها است چراکه درد گردن و کمر در طولانی مدت و خمیدگی پشت از عوارض کار زیاد و طولانی با رایانه است.

به طور معمول، کاربران رایانه، ساعدها، دست‌ها، بازوان، پشت و گردن خود را در یک حالت ثابت قرار می‌دهند و این عمل سبب وارد شدن فشار زیاد در زمان طولانی روی ماهیچه‌ها و تاندون‌های فرد می‌شود و در نهایت می‌تواند به مشکلات عضلانی و مفصلی منجر شود.

در این رابطه، عوامل ارگونومیکی مانند بار کاری، حرکات تکراری، طرز نشستن، زاویه دید، وضعیت میز و صندلی، ارتفاع صفحه کلید و مانیتور، وضعی نور، سرعت حروفچینی و نداشتن آرامش روانی می‌تواند از مشکلات جدی به شمار آید همچنین استفاده اشتباه و دائم از ماوس هنگام کار با رایانه می‌تواند به دست کاربران صدمه وارد کند به طوریکه درد، ناتوانی و لرزش و بی‌حسی ساعد و دست نخستین نشانه‌های فشار بیش از حد به تاندون‌ها و عصب‌ها به دنبال حرکت‌های نادرست هنگام کار با ماوس رایانه است.

به گفته کارشناسان هنگام آغاز عوارض و ناراحتی‌های دست این امکان وجود دارد که در مغز، ارتباطی بین دردها و کار با ماوس و کلیک کردن با آن ایجاد شود و به دنبال آن فقط با کلیک کردن با ماوس، دردها آغاز خواهد شد و صدمات آن می‌تواند تا ساعد و بازو نیز ادامه پیدا کند.

شایع‌ترین اختلالی که ممکن است در ارتباط با مچ دست پیش آید، سندروم کانال کارت است به طوری که عصب دست در زیر کانال کارت گیر می‌افتد و باعث خواب‌رفتگی، بی‌حسی و احساس درد در انگشتان دست می‌شود.

متخصصان سفارش می‌کنند در صورت بروز دست‌درد، کاربران به متخصص اعصاب مراجعه کنند.

مشکلات دوران بارداری و زایمان

برخی پژوهشگران بر این باورند که زایمان‌ها و بارداری‌های غیرعادی و تولد نارس و ناقص به استفاده از صفحه نمایش رایانه و وجود تشعشات آن مربوط است.

برخی تحقیقات نشان‌دهنده این مطلب است که سقط جنین در زمانی که مادر در معرض میدان‌های مغناطیسی حاصل از رایانه قرار دارد، شایع‌تر است بنابراین هنگام خرید یا استفاده از رایانه باید دقت کنید که رایانه شدت میدان مغناطیسی زیادی نداشته باشد.

پزشکان توصیه کرده‌اند که زنان باردار روزانه بیشتر از هشت ساعت در معرض امواج الکترومغناطیس که در رایانه، تلفن همراه، دستگاه‌های مایکروویو و به میزان بسیار کم در تلویزیون وجود دارد، قرار نگیرند.

هرچند برخی تحقیقات نیز نشان داده است امواجی که در رایانه وجود دارد می‌تواند باعث عقیم شدن مردان شود.

مشکلات پوستی

ولتاژ زیاد لامپ تصویر در انواع نمایشگرهای قدیمی موجب تولید میدان الکترواستاتیک و بارهای الکتریکی مثبت در سطح خارجی صفحه نمایش می‌شود.

در میدان بین بارهای مثبت و صورت کاربر، گرد و خاک و ذرات در تمامی جهات حرکت می‌کنند و جریان بارهای مثبت حاصل در این میدان ممکن است در افرادی که حساسیت پوستی دارند، موجب خشک شدن پوست دست و صورت، ترک خوردن آن و ایجاد آکنه شود.

همچنین بررسی‌ها نشان داده‌اند افرادی که دچار حساسیت‌های پوستی هستند و هنگام کار بیشتر تحت فشارهای فکری و عصبی قرار می‌گیرند، فشارها و استرس‌ها موجب تغییرات هورمونی مانند تیروکسین و پرولاکتین و همچنین ضایعات پوستی در آنها می‌شود.

به همین علت کارشناسان توصیه می‌کنند بهتر است تهویه و رطوبت محیط کار مناسب و کافی باشد.

استرس و مشکلات عصبی و روانی

به گفته کارشناسان، حجم کار زیاد و دوری از همکاران در محیط کار می‌تواند به بروز مشکلات روانی منجر شود.

البته کار با رایانه افسردگی‌زا به شمار نمی‌رود، بلکه حجم زیاد کار است که در ایجاد استرس روانی نقش دارد.

تنهایی ناشی از طبیعت کار با وسایل و ابزار الکترونیک از جمله رایانه که دنیای خصوصی یا مجازی را به ارمغان می‌آورد، افراد جامعه را هر چه بیشتر به کام خود می‌کشد و اثرات زیان‌بار و عمیقی را برجای خواهد نهاد که ابعاد آن به روشنی قابل تبیین نیست.

برای نمونه به روابط والدین و فرزندان که جزء اولین قربانیان زندگی الکترونیک هستند می‌توان اشاره کرد.

تنفس گازهای رایانه

بدنه رایانه‌ها و نمایشگرها بر اثر گرم شدن، بوی مخصوصی مانند« گاز دیوکسین» از خود متصاعد می‌کنند که به وسیله بدنه رایانه و صفحه نمایشگر تولید می‌شود.

همچنین گاز« اوزن »هنگام کار چاپگر لیزری تولید می‌شود که به بافت مخاطی بینی، چشم و گلو آسیب می‌رساند، بنابراین رعایت استانداردهای مربوط در این خصوص از سوی واردکنندگان یا تولیدکنندگان رایانه ضروری است.

کودکان و رایانه

کودکانی که زمان زیادی مقابل رایانه می‌نشینند علاوه بر آسیب کمر، دچار بلوغ زودرس می‌شوند.

به گفته متخصصان فیزیوتراپی، کودکان پنج ساله‌ای که ساعات طولانی را پشت رایانه می‌نشینند از درد کمر رنج می‌برند.

به گفته آنها استفاده بیش از حد از رایانه در کودکان شش ساله نیز می‌تواند به بیماری در آنها منجر شود.

چند توصیه

کارشناسان توصیه می‌کنند اگر با رایانه در محیط کار یا خانه زیاد کار می‌کنید بهتر است به این توصیه‌ها به‌منظور کاهش مضرات استفاده از رایانه توجه کنید:

۱) در طول روز برنامه پیاده‌روی، دو یا ورزش‌های دیگر را داشته باشید.

۲) در اوقات فراغت خود در طول روز، ورزش‌های مخصوص کمر، پشت و گردن را انجام دهید تا این عضلات استحکام خود را حفظ کنند.

همان‌طور که پشت میز کار خود نشسته‌اید، می‌توانید عضلات شکم و سرین را چند بار و هر بار به مدت ۱۰دقیقه سفت و بعد رها کنید.

بهتر است بیش از ۵۰دقیقه به طور ممتد پشت میز خود ننشینید، بلکه بعد از ۵۰دقیقه نشستن چند دقیقه بلند شوید، کمی راه بروید، کمر خود را به طرفین خم و راست کنید و دست هایتان را از ناحیه کتف بچرخانید.

۳) استفاده از صندلی ارگونومیک با قابلیت تنظیم را فراموش نکنید.

ارتفاع صندلی‌تان باید به گونه‌ای باشد که کف پایتان روی زمین قرار گیرد و زانوهایتان زاویه ۹۰درجه داشته و ران‌هایتان موازی زمین باشد.

صندلی باید در قسمت گودی کمر، محدب و در قسمت پشت دارای کمی قوس مقعر باشد و بهتر است دسته‌دار باشد.

فراموش نکنید هنگام کار با رایانه به پشتی صندلی تکیه کنید تا از کمر و ستون فقرات شما حمایت کند.

فقط هنگامی که با موس کار نمی‌کنید و تایپ انجام نمی‌دهید، ساعد شما باید روی دسته صندلی قرار گیرد.

۴) مانیتور مناسب به‌کار برید و بهتر است مانیتور در مرکز میز و درست در مقابل چشم شما قرار گیرد.

هر چه صفحه مانیتور بزرگتر باشد تصویر راحت‌تر دیده می‌شود و تطابق و تقارب چشم‌ها کمتر شده و بنابراین دیرتر خسته می‌شود.

فاصله مناسب مانیتور تا چشمان شما ۵۰ تا ۶۰سانتی‌متر یا معادل یک دست کشیده شماست.

بخش بالایی مانیتور باید هم سطح چشمان شما باشد که برای این کار می‌توانید صندلی خود را بلندتر کنید یا مانیتورتان را پایین‌تر بیاورید.

اگر از عینک استفاده می‌کنید، مانیتور را کمی به سمت بالا بچرخانید، طوری که بخش پایینی آن به چشم شما نزدیک‌تر باشد.

۵) باید صفحه کلید رایانه هم سطح آرنج شما یا هم‌ارتفاع با دسته صندلی قرار گیرد به طوری که تقریباً صفحه کلید هم سطح ران‌های شما پشت میز کامپیوتر باشد.

هنگام حروفچینی از هر دو دست کمک بگیرید و با نیروی متوسط و ملایمی روی صفحه کلید فشار وارد کنید.

هنگام حروفچینی نباید مچ دستتان روی جایی قرار گیرد یا خم شود و به سمت بالا یا پایین زاویه دار قرار نداشته باشد، گاهی به مچ‌هایتان استراحت دهید و به آنها ورزش دهید.

آسيب هاي ناشي از سرما  


سرمازدگي
توانايي بدن در مقابله با سرما بسيار كمتر از توان آن براي مقابله با گرما است و در واقع روش اصلي براي گرم نگه داشتن بدن استفاده از لباس و پوشش مناسب است . علاوه بر اين عواملي است مثل خستگي , تغذيه نامناسب , سابقه بيماري (مرض قند , بيماري قلبي - عروقي يا تنفسي , ...) , مصرف داروهاي خاص (مثل داروهاي فشارخون , و از همه مهمتر مصرف الكل ) , نامناسب بودن لباس و پوشش فرد و عوامل مختلف ديگري نيز باعث مستعد شدن فرد به كاهش درجه ي حرارت بدن و آسيب هاي ناشي از آن خواهد بود .
عدم تحرك براي مدت طولاني (مثل سربازان داخل سنگر ) به علاوه ي سرد بودن هوا , رطوبت بالا , وزيدن باد و خيس بودن لباس ها نيز باعث مستعد شدن فرد و بروز سريع تر و شديدتر آسيب هاي ناشي از سرما خواهد شد .
در موارد آسيب هاي ناشي از سرما نيز پيشگيري بر درمان مقدم است و با رعايت اصول مقابله با سرما حتي در بدترين شرايط آب وهواي نيز مي توان از بروز آنها جلوگيري كرد .
رطوبت هوا به همراه وزش باد باعث از دست رفتن درجه ي حرارت بدن مي گردد . به ويژه هرچه سرعت باد بيشتر باشد , كاهش درجه حرارت بدن سريع تر خواهد بود . وزش باد تند در يك آب و هواي سرد و مرطوب به سرعت باعث كاهش درجه حرارت بدن فرد خواهد شد .
كاهش عمومي درجه حرارت بدن (هيپوترمي يا افت دماي بدن )
در برخي شرايط مانند قرار گرفتن طولاني در معرض آب و هواي بسيارسرد و يا غوطه ور شدن در آب بسيار سرد , بدن توانايي توليد حرارت لازم براي مقابله با سرماي محيطي را ندارد و در نهايت دچار كاهش دماي عمومي بدن مي گردد . به اين حالت اصطلاحاً هيپوترمي گويند . در اين حالت هيپوتالاموس مغز دچار بدكاري مي شود و بدن قادر به كنترل دماي قسمت مركزي خود نيست و درجه حرارت حرارت مركزي بدن از 37 درجه به كمتر از 35 درجه سانتي گراد خواهد رسيد . افراد سالخورده و ضعيف بخصوص اگر لاغر , خسته و گرسنه هم باشند مستعد هيپوترمي هستند.
علائم و نشانه ي اين افراد عبارت است از :
1- ابتدا بدن آنها دچار لرز مي شود .
2- پوست سرد وخشك مي شود.
3- نبض كند مي گردد.
4- تعداد تنفس بيمار كمتر از حالت طبيعي مي شود .
5- درجه حرارت بدن به 35 درجه يا كمتر مي رسد .
6- خواب آلودگي ظاهر مي شود كه ممكن است به كُما منجر شود .
7- ممكن است ايست قلبي رخ دهد .
ساير علائم عبارتند از :
پوست سرد : يكي از علائمي كه دلالت بر افت دماي بدن و بروز حالت هيپوترمي دارد .(به ويژه سرد بودن پوست شكم )
لرز : از واكنش هاي دفاعي بدن براي گرم كردن خود است و بدن بطور خودكار سعي مي كند تا با افزايش كار عضلات حرارت بيشتري توليد كند و دماي قسمت مركزي خود را ثابت نگه دارد . اما با پيشرفت آسيب و كاهش بيشتر دماي بدن , اين واكنش دفاعي نيز مختل مي شود .
گيج و منگ شدن مصدوم و از دست دادن قدرت قضاوت وتصميم گيري و از دست دادن هماهنگي حركات و فعاليتهاي بدني
(مهم : مصرف الكل باعث تشديد اين حالت مي گردد)
اشكال در تكلم و صحبت كردن و همچنين سفتي و انقباض عضلاني از ديگر علائم هيپوترمي مي باشد .
كمك هاي اوليه
همانند ساير سوانح , ابتدا ارزيابي صحنه ي حادثه , دور كردن يا پرهيز از خطر و درخواست كمك را فراموش نكنيد .
سپس ارزيابي اوليه مصدوم و انجام مراحل ABC (كنترل راه هوايي , تنفس , ضربان قلب ) و ديگر كمكهاي اوليه ي ضروري در صورت لزوم
انتقال مصدوم به مكان گرم و خشك و ترجيحاً سربسته (مانند ساختمان , چادر , ماشين , ... )
خارج كردن لباس هاي مرطوب , خيس يا تنگ مصدوم و در صورت امكان پوشاندن لباس خشك به مصدوم و قرار دادن وي در داخل كيسه خواب يا انداختن چند پتوي گرم و خشك بر روي او
هيچگاه بدن مصدوم را با مالش گرم نكنيد و او را نيز تشويق به انجام فعاليتهاي بدني و راه رفتن نكنيد .
بدليل كاهش درجه حرارت بدن و بروز اختلال در سيستم الكتريكي قلب , هر ضربه ي ناگهاني ممكن است منجر به بي نظمي هاي بسيار شديد و كشنده در ضربان قلب فرد گردد . بنابراين حتي براي خارج كردن لباس هاي مصدوم ابتدا آنها را قيچي و سپس از بدن مصدوم خارج كنيد .
در صورتي كه فرد هوشيار است و دچار تهوع و استفراغ شديد نيست مي توانيد , نوشيدني و غذاي گرم به وي بدهيد .
براي كنترل نبض مصدوم مبتلا به هيپوترمي بايد حدود 30 تا 45 ثانيه صبر كنيد .
حتي در صورت فقدان هوشياري و ديگر علائم حياتي مثل تنفس و نبض نبايد فرد را مرده قلمداد كرد . هر فرد دچار هيپوترمي بايد حتماً به مراكز درماني منتقل گردد و تحت درمانهاي لازم از جمله گرم كردن بدن قرار گيرد .
مصرف نوشيدني حاوي الكل و كافئين به هيچ وجه مجاز نيست . به ويژه الكل علاوه بر تسريع در از دست دادن حرارت بدن , باعث كاهش حس لمس در پوست فرد و همچنين كاهش سطح هوشياري و قدرت قضاوت وي خواهد شد .
يخ زدگي
يخ زدگي در اغلب موارد بدنبال كاهش درجه حرارت محيط به كمتر از صفر درجه سانتي گراد (مثلاً در برف و بوران ) و معمولاً در نواحي انتهايي بدن مثل انگشتان دست و پا , لاله گوش و بيني كه معمولاً پوشش مناسب نيز ندارند , اتفاق مي افتد . اما در صورت تماس با سرما ممكن است در هرقسمتي از بدن ايجاد شود . يخ زدگي بر اساس شدت سرد بودن هوا و سرعت باد مي تواند حتي در مدت زمان كوتاهي اتفاق بيافتد . افزايش سرعت باد , اثري مشابه به كم شدن دماي هوا دارد . افراد مسن , خسته و گرسنه , مستعدترين افراد براي يخ زدگي مي باشند .
علائم و نشانه ها :
احساس سرما در ناحيه ي مربوطه كه سپس به احساس درد تبديل مي شود .
كرخت شدن يا بي حس شدن ناحيه ي مربوطه
احساس مورمور يا سوزن سوزن شدن در عضو درگير
موضع درگير ( در افراد داراي پوست روشن) به رنگ قرمز روشن يا صورتي و (در افراد داراي پوست تيره ) رنگ خاكستري به خود مي گيرد و در نهايت قسمت سرمازده رنگ خود را از دست داده و به رنگ سفيد تغيير رنگ ميدهد .
بروز تاول و ايجاد تورم
از دست دادن كامل حس , حتي در نواحي كه قبلاً دردناك بوده اند .
تبديل پوست و اندام صدمه ديده به حالت چرمي شكل يا شبيه موم ( زرد يا سفيد رنگ )
در نهايت عضو صدمه ديده سفت و سخت مي شود و در لمس شبيه چوب يا گوشت يخ زده خواهد شد .
كمك هاي اوليه
كمكهاي اوليه يخ زدگي تقريباً همانند سرما زدگي مي باشد , البته با رعايت نكات زير :
در صورتي كه عضو صدمه ديده باشد بايد آن را بي حركت كرد .( آتل بندي مناسب ).
از برخورد مجدد عضو صدمه ديده با سرما و باد جلوگيري كنيد.
از انجام كارهاي زير بايد به شدت پرهيز كنيد:
ماليدن يا ماساژ دادن عضو صدمه ديده
ماليدن برف بر روي عضو صدمه ديده
پاره كردن تاول ها
گرم كردن عضو آسيب ديده , به ويژه با حرارت خشك مثل بخاري , شوفاژ , شعله آتش , گرفتن روي موتور خودرو و .... كه البته بايد توجه داشت كه حرارت به گونه اي نباشد كه باعث صدمه به عضو يخ زده شود . بي حس شدن عضو آسيب ديده سبب مي شود كه مصدوم درد ناشي از حرارت را متوجه نشود , بنابراين توصيه مي شود در صورت وجود آب گرم با درجه حرارت 40 تا 41 درجه سانتي گراد , عضو آسيب ديده را در آب گرم قرار دهيد تا از عوارض احتمالي حرارت (مانند سوختگي , تاول ,... ) جلوگيري شود .
حركت دادن عضو آسيب ديده , به ويژه راه رفتن روي پاي آسيب ديده
ماليدن پماد , كرم يا مواد مختلف ديگر بر روي پاي آسيب ديده
عوامل زير باعث مستعدتر شدن فرد براي سرمازدگي و يخ زدگي خواهد شد :
مصرف دخانيات (سيگار ) يا مصرف نوشابه هاي الكلي و حاوي كافئين , تغذيه نامناسب , خستگي و نداشتن استراحت كافي , مصرف برخي داروها , مصرف الكل , كفش و لباس نامناسب , سن بالا و سابقه بيماري حاد يا مزمن نيز باعث مستعدتر شدن فرد براي ابتلا به سرمازدگي و يخ زدگي خواهد شد .

تاثير شغل بر پوست  

تاثير شغل بر پوست


کدام ضایعه، کدام شغل؟

بیشتر ضایعات پوستی را دردست‌ها می‌بینیم ولی گاهی به علت آلوده شدن لباس‌ها، ضایعات را می‌توان روی قسمت‌های مختلف بدن مشاهده کرد.
ضایعاتی که در صورت ایجاد می‌شود، بیشتر از طریق دست به صورت منتقل شده‌اند و یا مواد به شکل گاز ، بخار، گردوغبار در هوا پراکنده و روی پوست صورت نشسته اند. گاهی تغییرات رنگی پوست را درتماس شغلی با بعضی مواد شيمیایی داریم و این مساله در مورد افرادی که در کارخانه‌ها با فلزات سنگین از قبیل نقره، جیوه و... سروکار دارند ممکن است به صورت لکه های تیره رنگ، در محل تماس پوستی دیده شود .
مواد شیمیایی می‌توانند به دو صورت تحریکی وآلرژیک باعث التهاب وحساسیت پوست شوند. البته غلظت ماده، نوع ماده و دفعات تماس با آن مواد، در ایجاد و تشدید ضایعات پوستی موثر است.
انواع مواد اسیدی، قلیایی و فرآورده‌های نفتی و بنزینی و حلال‌های شيمیایی قادرند با حل کردن چربی بین سلولی پوست به زیرجلد نفوذ کنند و باعث قرمزی وخارش شدید شوند و درموارد شدیدتر به صورت ترشح و تاول هم دیده می‌شوند.
یکی از عوارض تماس پوستی با مواد ، جوش‌های چرکی است که به آن اکنه شغلی می گویند . در بعضی از شغل‌ها، آکنه ایجاد یا تشدید می‌شود و این اغلب در مشاغلی دیده می شود که باعث‌ ‌هیدراسیون لایه شاخی پوست می‌شوند، از قبیل کار کردن با مواد روغنی حیوانی یا معدنی، نفت‌ ‌و هیدروکربن‌های هالوژنه و تماس ماده‌ ‌شیمیایی با‌ پوست ‌که در صورت و اندام‌ها، آکنه ایجاد می‌کنند.
افرادی که در محیط‌های گرم کار می‌کنند نیز به دلیل تعریق زیاد، دچار تشدید آکنه می‌شوند. از دیگر موادی که می‌توانند منجر به این صدمه شوند مواد هالوژنی (کلر، ید،...(، گازوئیل، روغن موتور، آزبست و فرآورده‌های قطران هستند.
این آکنه‌ها به شکل جوش‌های قرمز، چرکی و یا زیرپوستی سرسیاه وسرسفید، در همان محل تماس پوستی با لباس‌های آغشته با مواد شیمیایی، بروز می‌کند که حتی بعد از بهبودی نیز، جا ي زخم به جای می‌گذارند.
بیماری های شغلی ناشی از نور
مساله دیگر تماس با نور خورشید است. کسانی که بنا به شغلشان وقت زیادی را در آفتاب صرف می کنند باید بدانند که نور خورشید ترکیبی از چند نور كه مخرب‌ترین جزء آن اشعه ماورا بنفش است که طول موج 280 -400 نانومتر دارد و با نفوذ به پوست باعث ایجاد صدماتی به سلول‌ها و رشته‌های ارتجاعی پوست می‌شود.
کشاورزان، دامداران ، کارگران ساختمانی و... جزء این گروه هستند و باید با کلاه و کرم‌های ضد آفتاب تا جائی که می‌توانند از پوست خود مراقبت کنند.
آفتاب سوختگی، مهم‌ترین عارضه زودرس اشعه ماوراء بنفش است که می‌تواند خفیف یا شدید باشد. در موارد شدید علائم عمومی مانند تب، لرز، بی‌قراری، سردردو خواب‌آلودگی وضعف نیز ممکن است در فرد دیده شود.
پوست‌های روشن و سفید نسبت به عوارض ماوراء بنفش حساسیت بیشتری دارند.
عوارض دیررس تماس با نورخورشید، در اثر تخریب تدریجی و مستمر الیاف ارتجاعی پوست و سلول‌های پوستی است ونتیجه آن شلی و افتادگی پوست، چین وچروک ولکه‌های رنگی پوست است. بیشتر از 50 درصد تغییرات پوستی که در افراد دیده می‌شود مربوط به صدمات آفتاب است.
کشاورزان و دامداران که بیشترین فعالیت خود را در مقابل نور خورشید انجام می‌دهند دچار چین وچروک های عمیق پوستی در صورت و پشت گردن می‌شوند.

کجا کار می‌کنید؟

در صورتی که محیط کار گرما و رطوبت بالایی داشته باشد و یا نوع کار همراه با انجام فعالیت شدید بدنی و عرق کردن زیاد بدن باشد، در لایه سطحی پوست که از نژاد ‌شاخی است، امکان صدمه خوردن ولیچ افتادگی وجود دارد، بنابراین طبقه شاخی نمی‌تواند وظیفه محافظتی خود را خوب انجام دهد و لذا، عوارض وبیماری‌هایی را به دنبال دارد. یکی از شناخته‌شده‌ترین عوارض گرما و رطوبت و تعریق، پدیده عرق سوزی است که اکثراٌ در چین‌های بدن مثل کشاله ران و زیر بغل، به وجود می‌آید در اثر رطوبت و تورم لایه‌های سطحی پوست ،دهانه غدد عرق بسته می‌شوند که این انسداد در اثر سائیدگی لباس تشدید می‌شود.

بیماری‌های میکروبی

گاهی عفونت‌های قارچی یا میکروبی نیز به آنها اضافه می‌شود و به همین دلیل است که در محیط‌های گرم و مرطوب، عفونت‌های پوستی، میکروبی و ویروسی شیوع بیشتری دارد. گاهی مشاغل خاصی باعث ایجاد عفونت‌های نادر ومقاوم به درمان می‌شود، مانند زخم‌های مزمن در دست ماهیگیران و ماهی فروشان که حتی گاهی نیاز به جراحی دارند.
همچنین گاهی در کف پای ورزشکاران و کارکنانی که در استخر و سونا‌ کار می‌کنند، زگیل‌های شدید ومتعدد بروز می‌کند و یا در دست قصاب‌ها که مرتب دست‌های خیس و مرطوب دارند زگیل ایجاد می‌شود.
آلودگی وسایل و لباس‌های کار، می‌تواند باعث برگشت وتکرار ضایعات درمان شده گردد. در بعضی از مشاغل پوست در معرض خطر سوختگی قرار دارد. اسیدها، قلیاها، سیمان، فنل، فسفر... موادی هستند که می‌توانند باعث سوختگی پوست و در صورت جذب پوستی، موجب مسمومیت و نارسایی کبدی و کلیوی شوند که حتی گاهی برای کامل شدن درمان فرد نیاز به جراحی پیدا می‌کند. گاهی علائم سوختگی پس از چند ساعت شروع می شود و ادامه تماس با مواد باعث صدمات بیشتری می‌شود از جمله: قرمزی، التهاب، سوزش، خارش و سیاه شدن بافت زیرین پوست و ایجاد زخم عمیق در آن.

بانک پوست برای آتش نشان‌ها

بد نیست بدانید ایتالیا اولین بانک پوست جهان را برای آتش‌نشانان، کارگران ذوب آهن و افرادی که به خاطر شغل خود در معرض افزایش خطر سوختگی قرار دارند ایجاد کرده است. این بانک قطعاتی از پوست کشت داده شده از فولیکول‌های موی این کارگران را نگهداری می کند تا در مواقع اورژانسی امکان دسترسی سریع به پوست پیوندی فراهم شود.
ادواردو راپوسیو یکی از پژوهشگران واحد جراحی پلاستیک دانشگاه جنوآ این بانک پوست را برای کسانی که به خاطر شغل خود در خطر سوختگی قرار دارند بسیار بااهمیت توصیف کرد. در حال حاضر کسانی که دچار سوختگی می‌شوند باید چندین روز صبر کنند تا پوست پیوندی از بافت سالم بدن آنها تهیه شود.
طی این مدت از پماد یا پوست موقتی که از بافت های افراد متوفی یا حیوانات تهیه شده و در بانک‌های بافت معمولی نگهداری می‌شود استفاده به عمل می‌آید. اما در نهایت باید از پوست تهیه شده از سلول های بدن خود بیمار استفاده شود. این چند روز برای بیشتر بیماران بسیار حیاتی است. با ایجاد بانک پوست، پوست پیوندی آماده است و امکان نگهداری این پوست تا چند سال وجود دارد. واحد جراحی پلاستیک درحال حاضر اقدام به جمع‌آوری نمونه‌های فولیکول موی آتش‌نشانان و امدادگران شهر جنوآ و کارکنان تاسیسات انرژی امگا کرده است.



برگرفته از وبسایت hse forum

آسیب به گوش میانی در اثر تغییرات فشار


در این‌ نوع‌ آسیب‌ گوش‌ میانی‌، شیپور اُستاش (مجرایی‌ که‌ محفظه‌ گوش‌ میانی‌ را به‌ حلق‌ وصل‌ می‌کند) و انتهای‌ اعصابی‌ که‌ در گوش‌ وجود دارند متأثر می‌شوند.

علایم‌ شایع‌ :

ناشنوایی‌ (به‌ درجات‌ مختلف‌)
احساس‌ گرفتگی‌ در گوش‌
درد خفیف‌ تا شدید در گوش‌، یا در ناحیه‌ فک‌ و پیشانی‌
گیجی‌ و منگی‌
وزوز گوش‌
گریه‌ در شیرخواران‌ و خردسالان‌

علل‌

- آسیب‌ ناشی‌ از افزایش‌ ناگهانی‌ فشار محیط‌ اطراف‌، مثلاً به‌ هنگام‌ ارتفاع‌ کم‌کردن‌ سریع‌ هواپیما یا به‌ هنگام‌ غواصی‌. در این‌ شرایط‌، هوا از راه‌ بینی‌ و حلق‌ به‌ محفظه‌ گوش‌ میانی‌ می‌رود تا فشار در دوطرف‌ پرده‌ گوش‌ متعادل‌ شود. اگر مجرایی‌ که‌ از حلق‌ به‌ محفظه‌ گوش‌ میانی‌ کشیده‌ شده‌ است‌ (شیپور اُستاش‌) درست‌ عمل‌ نکند، فشار در محفظه‌ گوش‌ میانی‌ کمتر از فشار محیط‌ خواهد بود. این‌ فشار منفی‌ در گوش‌ میانی‌ باعث‌ می‌شود پردة‌ گوش‌ به‌ درون‌ گوش‌ کشیده‌ شود. بعداً ممکن‌ است‌ خون و مخاط‌ در گوش‌ میانی‌ ظاهر شود. احتمال‌ بروز این‌ آسیب‌ وقتی‌ که‌ فرد سرماخوردگی‌ دارد و به‌ غواصی‌ می‌پردازد یا با هواپیما سفر می‌کند، بیشتر است‌.
- آسیب‌ در اثر ضربه‌ به‌ گوش‌ خارجی‌ یا میانی‌ (بوکس‌، اسکی‌ روی‌ آب‌، تصادفات‌، و غیره‌).


عوامل تشدید کننده بیماری :

عفونت تنفسی‌ اخیر
پرواز با هواپیما
غواصی‌
سقوط‌ با چتر نجات‌
کوهنوردی‌ در ارتفاعات‌ بالا
ورزش‌های‌ مستلزم‌ برخورد فیزیکی‌
کم‌ بودن‌ سن‌ (شیرخواران‌ و خردسالان‌). در این‌ حالت‌ گشادکردن‌ شیپور اُستاش‌ (با قورت‌ دادن‌ آن‌ دهان‌) دشوار است‌.


پیشگیری‌

وقتی‌ که‌ سرماخوردگی‌ دارید، غواصی‌ نکنید. اگر مجبور به‌ مسافرت‌ با هواپیما هستید، از قرص‌ها یا اسپری‌های‌ تخفیف‌دهنده‌ تورم‌ مخاط‌ حلق‌ و بینی‌ استفاده‌ کنید. دستور دارویی‌ را رعایت‌ کنید.
به‌ هنگام‌ پرواز، زمانی‌ که‌ هواپیما در حال‌ ارتفاع‌ گرفتن‌ است‌ یا از ارتفاع‌ خود کم‌ می‌کند، یک‌ شیرینی‌ سفت‌ یا آدامس‌ را در دهان‌ بجوید تا به‌ این‌ ترتیب‌ مجبور به‌ قورت‌ دادن‌ آب‌ دهان‌ خود به‌ دفعات‌ باشید.
یک‌ نفس‌ متوسط‌ بکشید، بینی‌ خود را با دست‌ بگیرید و دهان‌ خود را ببندید و سعی‌ کنید با راندن‌ آهسته‌ هوا به‌ لُپ‌ها، هوا را به‌ داخل‌ شیپور اُستاش‌ برانید (مانوور والسالوا).
به‌ هنگام‌ ارتفاع‌ گرفتن‌ و کم‌کردن‌ ارتفاع‌، به‌ شیرخوار یک‌ شیشه‌ آب‌ یا آب‌ میوه‌ بدهید.


عواقب‌ مورد انتظار

اغلب‌ موارد با درمان‌ قابل‌ برگشت‌ هستند، بدون‌ اینکه‌ آسیب‌ یا ناشنوایی‌ دایمی‌ رخ‌ دهد.


عوارض‌ احتمالی‌

ناشنوایی‌ دایمی‌
پاره‌ شدن‌ پرده‌ گوش‌
عفونت گوش‌ میانی‌


درمان‌


اصول‌ کلی‌ :

در اغلب‌ موارد، هیچ‌ درمانی‌ لازم‌ نیست‌ و علایم‌ در عرض‌ چند ساعت‌ یا چند روز برطرف‌ می‌شوند.
اگر گوش‌ ترشح‌ دارد، یک‌ تکه‌ کوچک‌ پنبه‌ را در کانال‌ گوش‌ خارجی‌ بگذارید تا ترشح‌ را جذب‌ کند.
ندرتاً لازم‌ می‌شود که‌ برای‌ آزاد کردن‌ مایع‌ محبوس‌ شده‌ در گوش‌ میانی‌، پرده گوش با جراحی‌ باز شود. گاهی‌ یک‌ لوله‌ کوچک‌ پلاستیکی‌ نیز در پرده‌ گوش‌ تعبیه‌ می‌شود تا فشار در دو طرف‌ پرده‌ گوش‌ متعادل‌ باقی‌ بماند. این‌ لوله‌ در عرض‌ 12-9 ماه‌ خود به‌ خود بیرون‌ می‌افتد.


داروها

برای‌ رفع‌ درد و ناراحتی‌ خفیف‌، می‌توان‌ از داروهای‌ کاهنده‌ تورم‌ مخاط‌ بینی‌ و حلق‌، و داروهای‌ ضددرد مثل‌ استامینوفن‌ استفاده‌ کرد.
امکان‌ دارد برای‌ شما قرص‌ها و اسپری‌های‌ قوی‌تر تخفیف‌ دهنده‌ تورم‌ مخاط‌ بینی‌ و حلق‌ تجویز شود. این‌ داروها باید حداقل‌ به‌ مدت‌ دو هفته‌ پس‌ از آسیب‌ مصرف‌ شوند.
اگر عفونت وجود داشته‌ باشد، آنتی بیوتیک تجویز می‌شود.


شرایطی كه در آن باید به پزشک مراجعه كرد:

اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ تان علایم‌ آسیب‌ به‌ گوش‌ میانی‌ در اثر تغییرات‌ فشاری‌ را دارید.
اگر یکی‌ از مشکلات‌ زیر در هنگام‌ درمان‌ روی‌ دهد:
تب
سرگیجه‌
سردرد شدید
درد شدید
گیجی‌
اگر دچار علایم‌ جدید غیرقابل کنترل شده اید. داروهای‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممکن‌ است‌ عوارض‌ جانبی‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.


آزبستوز  

شرح بیماری

آزبستوز عبارت‌ است‌ از التهاب‌ ریه ها به‌ علت‌ استنشاق‌ ذرات‌ آزبست‌. این‌ یک‌ اختلال‌ مزمن‌ است‌ اما مسری‌ نیست‌. آزبستوز ممکن‌ است‌ منجر به‌ سرطان ریه‌ شود (خطر بروز با سیگار کشیدن‌ بسیار بیشتر می‌شود). مردان‌ بالای‌ 40 سالی‌ که‌ در معرض‌ ذرات‌ آزبست‌ بوده‌اند با احتمال‌ بیشتری‌ دچار این‌ بیماری‌ می‌شوند. آزبستوز يكي ازمهمترین‌ بیماری‌ هاي ریوی‌ ناشی‌ از کار مي باشد.

علایم‌ شایع‌

علایم‌ اولیه‌:

تنگی‌ نفس‌
سرفه‌ای‌ که‌ بدون‌ خلط‌ است‌ یا خلط‌ کمی‌ دارد.
احساس‌ کسالت‌ عمومی‌

علایم‌ بعدی‌:

نامنظمی‌ خواب‌
بی‌اشتهایی‌
درد قفسه‌ سینه‌
خشونت‌ صدا
سرفه‌ خونی‌
علایم‌ نارسایی‌ احتقانی‌ قلب‌
آبی‌ شدن‌ ناخن‌ها

علل‌
مواجهه‌ طولانی‌ مدت‌ با ذرات‌ ریز آزبست‌ به‌ هنگام‌ کار یا از منابع‌ دیگر. قسمت محیطی‌ ریه‌ها در اثر فیبرهای‌ آزبست‌ دچار آزردگی‌ می‌شود، که‌ نهایتاً التهاب‌، ضخیم‌شدگی‌ و تشکیل‌ بافت‌ جوشگاهی‌ در بافت‌ ریوی‌ (فیبروز ریوی‌) را به‌ دنبال‌ خواهد داشت‌. امکان‌ دارد تا 20 سال‌ از زمان‌ مواجهه‌ با آزبست‌ بگذرد و سپس‌ علایم‌ بیماری‌ ظاهر شوند.

عوامل‌ افزایش‌ دهنده‌ خطر :

مشاغلی‌ که‌ در ارتباط‌ با آزبست‌ هستند.
تغذیه‌ نامناسب‌
سیگار کشیدن‌
سوء در مصرف‌ الکل


پیشگیری‌

به‌ هنگام‌ قرار گرفتن‌ در معرض‌ آزبست‌، از ماسک‌ حفاظتی‌ مناسب‌ یا هودی‌ که‌ با هوای‌ آزاد ارتباط‌ دارد استفاده‌ کنید.
اقدامات‌ توصیه‌ شده‌ در رابطه‌ با مهار غبارهای‌ آزبست‌ را به‌ کار بندید.
سیگار نکشید.
یک‌ برنامه‌ منظم‌ ورزشی‌ داشته‌ باشید تا سلامت‌ قلبی‌ ـ تنفسی‌ شما حفظ‌ شود.
برای‌ کارگرانی‌ که‌ در صنایع‌ آزبست‌ کار می‌کنند باید به‌ طور منظم‌ عکس‌برداری‌ با اشعه ایکس انجام‌ شود تا هرگونه‌ سایه‌ غیرطبیعی‌ در ریه‌ها شناسایی‌ شود. اگر در عکس‌ مشکلی‌ بود، فرد باید کار با آزبست‌ را رها کند حتی‌ اگر علامتی‌ وجود نداشته‌ باشد.


عواقب‌ مورد انتظار

این‌ بیماری‌ در حال‌ حاضر غیرقابل‌ علاج‌ است‌. اما علایم‌ را می‌توان‌ تخفیف‌ داد یا تحت‌ کنترل‌ در آورد.
تحقیقات‌ علمی‌ درباره‌ علل‌ و درمان‌ این‌ بیماری‌ ادامه‌ دارد.
بنابراین‌ امید می‌رود درمان‌های‌ رو به‌ روز مؤثری‌ ابداع‌ شوند و نهایتاً بتوان‌ این‌ بیماری‌ را معالجه‌ نمود.

عوارض‌ احتمالی‌ :

بیماری‌ سل
نارسایی‌ قلبی‌ به‌ علت‌ بیماری‌ ریوی‌
روی‌ هم‌ خوابیدن‌ بافت‌ ریوی‌
جمع‌شدن‌ مایع‌ در فضای‌ جنب‌ (اطراف‌ ریه‌ها)


درمان‌

اصول‌ کلی:‌

سیگار کشیدن‌ را متوقف‌ کنید.
در صورت‌ بروز هرگونه‌ عفونت‌ تنفسی‌، حتی‌ سرماخوردگی‌، به‌ پزشک‌ مراجعه‌ کنید.
اگر بیماری‌ پیشرفته‌ باشد، به‌ فکر نقل‌ مکان‌ به‌ یک‌ جای‌ گرم‌ و خشک‌ باشید.
فیزیوتراپی تنفسی‌ و یادگیری‌ روش‌های‌ آن‌ .
روش‌های‌ تخلیه‌ نایژه‌ای‌ را فرا گیرید و به‌ کار بندید.
از دستگاه‌ بخور خنک‌ برای‌ نرم‌ کردن‌ ترشحات‌ نایژه‌ای‌ استفاده‌ کنید تا این‌ ترشحات‌ راحت‌تر تخلیه‌ شوند.
واکسیناسیون‌ آنفلوانزا و پنوموکک ( ذات‌الریه ‌) را به‌ روز نگاه‌ دارید.
از افرادی‌ که‌ دچار عفونت هستند دوری‌ کنید.


داروها

آنتی‌بیوتیک‌ برای‌ عفونت‌
گشادکننده‌ نایژه‌ (استنشاقی‌ یا خوراکی‌) همراه‌ با استنشاق‌ درمانی‌ برای‌ باز کردن‌ لوله‌های‌ نایژه‌ای‌ تا حداکثر ممکن‌
برای‌ رفع‌ ناراحتی‌ خفیف‌ می‌توان‌ از داروهایی‌ مثل‌ استامینوفن استفاده‌ نمود.
امکان‌ دارد اکسیژن ضروری‌ شود.


فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری

در صورت‌ وجود عفونت‌، در رختخواب‌ استراحت‌ کنید.
برای‌ حفظ‌ ظرفیت‌ ریه‌ باید ورزش‌ منظم‌ به‌ هر شکلی‌ که‌ قابل‌ تحمل‌ باشد انجام‌ داد.


رژیم‌ غذایی‌ :
رژیم‌ خاصی‌ توصیه‌ نمی‌شود.


درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟

اگر یکی‌ از موارد زیر هنگام‌ درمان‌ رخ‌ دهد:
بالا رفتن‌ درجه‌ حرارت‌ بدن‌ تا 3/38 درجه‌ سانتیگراد با بالاتر
افزایش‌ درد قفسه‌ سینه‌ یا تنگی‌ نفس‌
وجود خون در خلط‌
کاهش‌ فزاینده‌ وزن‌
اگر دچار علایم‌ جدید و غیر قابل کنترل شده اید. داروهای‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممکن‌ است‌ عوارض‌ جانبی‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.
اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ تان علایم‌ آزبستوز را دارید.

بيماري‌هاي پوستي ناشي از كار

علل بيماري‌هاي پوستي ناشي از كار:

همانطور كه مي‌دانيم بيماري ناشي از كار بيماري است كه به علت اشتغال به يك كار و تحت تأثير شرايط موجود در آن كار ايجاد مي‌شود و اين نوع بيماري در اثر عوامل مختلفي حادث مي‌گردد. به كار بردن مواد شيميايي متنوع و متعدد در دنياي كار و صنعت از يك طرف و در محيط خانه و زندگي از طرف ديگر باعث به وجود آمدن عوارض پوستي گوناگون گرديده است.

علل بيماري‌هاي پوستي ناشي از كار را در دو گروه اصلي و مستعدكننده تقسيم كرده‌اند:

 

الف- علل اصلي:

1- عوامل فيزيكي

2- عوامل شيميايي

3-عوامل مكانيكي

4- عوامل بيولوژيكي

5- عوامل نباتي

 

 ب- عوامل مستعدكننده:

عوامل مستعدكننده در بروز بيماري‌هاي پوستي ناشي از كار عبارتند از:

1- نژاد

2- سن

3-جنس

4- آلرژي

5-فصل

6-تعريق

7- رژيم غذايي

8- وجود بيماري‌هاي پوستي

9- نظافت

 

علل اصلي:

1- عوامل فيزيكي:

از عوامل فيزيكي مي‌توان به گرما و سرما و اشعه خورشيد و تشعشعات حاصل از مواد راديواكتيو اشاره كرد.

 

2- عوامل شيميايي:

يكي از مهمترين علل اصلي به وجود آورنده بيماري‌هاي پوستي بوده و با توجه به نحوه تأثير به دو دسته تقسيم مي‌شود:

الف- مواد تحريك كننده اوليه

ب_ حساس كننده‌ها:

3- عوامل مكانيكي:

فشار و اصطكاك ابزارآلات بر روي دست يا قسمت‌هاي ديگر بدن باعث به وجود آمدن پينه مي‌شود كه بعدها نيز ممكن است عفونتي شود.

4- عوامل بيولوژيكي:

عوامل بيولوژيكي مانند باكتريايي و ويروسي و قارچي و پارازيتي ممكن است علل اصلي و يا تحريك كننده بيماري‌هاي پوستي ناشي از كار باشند.

5- عوامل نباتي:

اكثر گياهان و چوب كه سبب ايجاد ناراحتي پوستي مي‌گردند از گروه حساس كننده‌ها مي‌باشند. اين گياهان سبب درماتيت مي‌شوند.

  

علل مستعدكننده‌ها:

1- نژاد:

نتايج حاصل از مطالعات انجام شده نشان مي‌دهد كه حساسيت نژادهاي مختلف در مقابل مواد تحريك‌كننده يكسان نمي‌باشد.

2- سن:

كارگران جوان با مقايسه كار كم در مقايسه با كارگران مسن و با سابقه بيشتر به بيماري‌هاي پوستي مبتلا مي‌گردند.

3- جنس:

بيماري‌هاي پوستي ناشي از كار در كارگران زن كمتر از كارگران مرد مي‌باشد.

4- آلرژي:

عوارض پوستي آلرژيك ناشي از كار غالباً به صورت اگزمايي ناشي از حساسيت‌ها با علايمي چون خارش و اريتم تظاهر مي‌كند.

5- فصل:

نور آب و هواي گرم امكان ابتلا به بيماري‌هاي پوستي در محيط‌هاي كار را بيشتر مي‌كند.

 

6- تعريق:

تعريق بيش از حد سبب نرم‌شدن پوست و آسيب‌پذير شدن آن در مقابل تحريك‌كننده‌ها مي‌شود.

7- رژيم غذايي:

رژيم غذايي كارگر بر ميزان عرق تأثير داشته و از اين طريق يك فاكتور مستعدكننده در بروز بيماري‌هاي پوستي ناشي از كار مي‌باشد.

8- نظافت:

انتقال مواد شيميايي محيط كار از طريق لباس كار به محيط‌ خانه مي‌تواند زمينه ابتلاي اعضاي خانواده را نيز به بيماري‌هاي پوستي فراهم كند.

انواع بيماري‌هاي پوستي ناشي از كار

1- درماتيت حاد اگزماتوئيد

2- درماتيت مزمن شقاقي اگزماتوئيد

3- ضايعاتي شبيه آكنه و فوليكوليت

4- پروليفيراسيورن اپيدرم

5-تغييرات پيگمانتي

6-زخم‌ها

 

طبقه‌بندي بيماري‌هاي پوستي ناشي از كار

بيماري‌هاي پوستي را در 5 گروه دسته‌بندي مي‌كنند:

الف- درماتوزهاي شغلي غيراگزمايي ناشي از مواد شيميايي:

1- سوختگي شيميايي:

به دليل تماس پوست افراد با مواد شيميايي كه كمتر از 3 و بيشتر از 10 دارند ايجاد مي‌شود.

2- زخم‌هاي پوستي پيرونو:

در افراد شاغل در معادن نمك ديده مي‌شود.

3- ضايعات ناخن‌ها:

در افرادي كه در صنايع سيمان كار مي‌كنند ديده مي‌شود.

4- اختلالات پوست:

در افرادي كه در تصعيد رزين‌هاي پلاستيك كار مي‌كنند بروز مي‌كند.

5- فوليكوليت‌ها و آكندها:

اين نوع بيماري‌ها در كارگران صنايع فلزي و مكانيك‌ها كه با انواع روغن‌ها و چربي و گريس در تماسند ديده مي‌شود.

6- سرطان پوستي ناشي از عوامل شيميايي

اين نوع سرطان به دو گروه تقسيم مي‌شوند:

الف- سرطان ناشي از قير- قطران و مواد محتوي هيدروكربن‌هاي اشباع شده:

در كارگراني ديده مي‌شود كه در تهيه گلوله‌هاي زغال‌سنگ كار مي‌كنند.

ب- سرطان ناشي از آرسنيك:

بيشتر در كشاورزان و افرادي كه در ساخت حشره‌كش‌ها هستند ديده مي‌شود.

 

ب- درميت‌هاي اگزمايي شكل با منشاء شيميايي:

1- درميت‌هاي متمركز در دست‌ها و ساعدها

2- درماتيت‌هاي فتشه به ساير قسمت‌هاي بدن

 

ج- كهيرهاي شغلي:

عكس‌العملي است كه بدن در مقابل عوامل مختلف از خود نشان مي‌دهد و يك ضايعه كوتاه مدت است.

1- كهيرهاي ناشي از عوامل فيزيكي:

كهيرهاي ناشي از گرما و سرما و فشار ناشي از گرفتن ابزار در دست.

 

2- كهيرهاي ناشي از توليدات حيواني و محصولات نباتي:

در كارگراني ديده مي‌شود كه با پشه و موي حيوانات در تماسند.

3- كهيرهاي ناشي از تماس با عوامل شيميايي:

مانند: كلرافين و فرمل و آنتي‌بيوتيك و پرسولفات آمونيوم و...

 

د- درماتوزهاي شغلي ناشي از عوامل فيزيكي:

1- تروماتيسم مكانيكي:

بيشتر به شكل حوادث ناشي از كارند و باعث زخم‌ها و خراشيدگي‌هايي مي‌شوند.

2- درماتيت‌هاي ناشي از تأثير موضعي اشعه مادون قرمز:

در كارگرهاي شيشه‌سازي و ذوب فلز اتو آهنگري ديده مي‌شود.

3- كار در سرما:

ژلور- و- آنژلور- دو نوع عارضه‌اي است كه كساني كه در سرما كار مي‌كنند به اين عوارض مبتلا مي‌شوند.

4- اشعه ماوراء بنفش:

قرار گرفتن در معرض اين اشعه به مدت طولاني و مكرر سبب بروز ضايعاتي در منطقه سطحي در مردم مي‌شود.

5- تشعشعات يونيزان:

راديولوژيت‌ها و كاركنان نيروگاه‌هاي اتمي با اين تشعشعات در تماسند.

 

ح- درماتوزهاي شغلي ناشي از عوامل جاندار يا حيواني:

1- درمانوزهاي شغلي ناشي از ويروس‌ها:

افرادي كه در كشتارگاه‌ها و قصابي‌ها كار مي‌كنند.

2- درماتوزهاي شغلي ناشي از باكتري‌ها:

در پرستاران و ساير كساني كه در مراكز درماني كار مي‌كنند.

3- عوارض قارچي پوست:

در معدنچي‌ها و كارگران ساختماني و جاده‌سازي و ذوب فلزات به وجود مي‌آيد.

4- درماتوزهاي با منشاء پارازيتي يا انگلي:

يكي از اين درماتوزها چرب است و در محيط‌هاي درماني ديده مي‌شود. همچنين درماتوزهاي انگلي ناشي از كرم‌هاي شيستوز ماهي توبيوم كه در اندام‌هاي تحتاني و دست‌ها به صورت ضايعات پوستي عارض شده و داراي خارش شديد مي‌باشند.

اصول پيشگيري از بيماري‌هاي پوستي:

1-عدم استخدام كارگراني كه حساسيت پوستي دارند

2- دوره‌اي بودن اشتغال در پست‌هاي خطرناك با مواد شيميايي

3- تعويض مواد شيميايي خطرناك با مواد بي‌ضرر

4- مكانيكي كردن كارها و اجتناب از دست زدن به مواد مضر و محرك

5-شستشو و نظافت مرتب كارگاه

6- استفاده از دست‌شويي و دوش و مواد پاك‌كننده توسط كارگران

7- مجهز كردن كارگران به دستكش و لباس حفاظتي مناسب

8- اجتناب از ايجاد پست‌هاي خطرناك در محيط‌هاي گرم و سرد.

9- استفاده از سيستم‌هاي كاملاً بسته

10- تهويه مناسب

 

 

مفهوم برخي اصطلاحات:

 تراماتيك: فشار به وسيله ابزار

پروسيفراسيون: التهاب در نواحي پوست

درماتروفيت: يك بيماري قارچي عفوني است

پروسيفراسيون: التهاب در نواحي پوست

درماتيت: ورم پوست يا التهاب پوست

اگزما: قرمزي و التهاب پوست

آتروفي: پرخوني و التهاب پوست

خطرات وحوادث ناشى از استفاده نادرست مواد شوينده و پاك كننده درایام خانه تکانی

 

 

مقدمه:

يكى از فعاليت هاى شغلى كه گروه قابل توجهى به آن اشتغال دارند، اما نمود شغلى چندانى ندارد، «خانه دارى» است. در اين شغل همانند مشاغل ديگر عملاً عوامل بيمارى زاى متعددى وجود دارد. اين عوامل در گروه هاى گوناگون قابليت شناسايى و ارزيابى دارد و پتانسيل ايجاد تخريب و آسيب رسانى به دستگاه هاى مختلف بدن در آنها وجود دارد.از سويى شاغلان حرفه خانه دارى نيز همانند ديگر حرف نيازمند آشنايى با عوامل بيمارى زاى شغل خود هستند، شناخت مناسب مخاطرات و بيمارى هاى شايع در هر حرفه مى تواند موجب كاهش مواجهه و در نتيجه آسيب به بدن و به دنبال آن ارتقاى سلامت و تندرستى شود.

معمولاً هر ساله در روزهای پایانی سال و مقارن با انجام نظافت منازل در این ایام، به علت استفاده‌ نادرست از برخی فرآورده‌ های پاک‌ کننده‌ خانگی، مواردی از بروز مسمومیت با مواد شوینده بویژه پاك كننده ها و سفيدكننده ها افزايش مى يابد كه اغلب به علت مصرف زياد وايتكس است. براساس اعلام كارشناسان، سال گذشته حدود ۹۱ نفر در روزهاى پايانى سال و در ايام خانه تكانى بر اثر مسموميت با مواد شوينده، سفيد كننده و پاك كننده در بيمارستان لقمان حكيم بسترى شدند كه ۸۸ مورد مسموميت با مواد سفيد كننده و سه مورد مسموميت با مواد شوينده و پاك كننده بوده است.

بيشتر موارد مسموميت با شوينده ها از نوع استنشاقى است، استفاده از مواد سفيدكننده در فضاى بسته حمام و دستشويى به علت ايجاد گاز كلر، موجب تحريك راه هاى هوايى شده و علايم مسموميت در افراد بروز مى كند و سرفه، خس خس سينه و تنگى نفس بويژه در افراد داراى زمينه بيمارى هاى ريوى از جمله علايم مسموميت با اين مواد است. گاهى افراد بويژه زنان خانه دار براى پاكيزگى بيشتر سطوح سراميكى از مخلوط وايتكس و تركيبات اسيدى بسيار قوى مانند جوهر نمك استفاده مى كنند كه به علت برخى فعل و انفعالات شيميايى موجب آزاد شدن بيشتر گاز كلر و در نتيجه شدت علايم مسموميت مى شود و در صورت بالا بودن سن و داشتن زمينه بيمارى هاى ريوى و قلبى، مى تواند منجر به مرگ شود. لذا به زنان خانه دار توصيه مى شود از مخلوط كردن مواد سفيدكننده و جوهرنمك خوددارى كنند و هنگام شست وشوى حمام و دستشويى از ماسك هاى محافظ استفاده و پنجره ها را باز و تهويه را روشن كنند تا جريان هوا برقرار شود.

همچنين استفاده زياد از سفيد كننده و پاك كننده ، انواع حلال و مواد ضد عفونى بويژه در محيط هاى سربسته و كوچك مى تواند آسيب هاى جدى و گاه جبران ناپذيرى به ريه و مجارى وارد كند. اين درحالى است كه بسيارى از مواد ضد عفونى كننده نيز به راحتى از ماسك هاى كاغذى عبور مى كنند و مى توانند موجب آسيب ريه شوند. بنابراين تهويه مناسب در محل و استفاده نكردن از محلول هاى غليظ مى تواند به پيشگيرى از اين مشكلات كمك كند.

بيماران داراى مشكلات تنفسى مانند آسم يا افرادى كه حساسيت ريوى دارند، به هيچ عنوان نبايد با اين مواد شيميايى در تماس باشند و حتى افراد سالم نيز به اميد زدن ماسك هاى كاغذى، در محيط بسته و بدون تهويه نمى توانند از اين مواد استفاده كنند.
مشكلات پوستى ناشی ازتماس مستقیم با مواد شوينده و پاك كننده:

مشكلات پوستى و مخاطى از ديگر عوارض مصرف نادرست مواد شوينده مى باشد. تركيبات شوينده خاصيت سوزانندگى خفيفى دارند كه در نتيجه تماس طولانى با سطح پوست اثر تحريكى روى آن ايجاد مى كنند. معمولاً در روزهاى پايانى سال، بيمارى هاى ناشى از تماس مستقيم پوست دست با مواد سفيد كننده و پاك كننده و حتى تماس زياد با آب و رطوبت بشدت افزايش مى يابد، بيمارى «درماتيت» زنان خانه دار يا همان اگزماى دست شايع ترين بيمارى در اين ايام است كه خارش، قرمزى و خشكى پوست و تاول هاى ريز را به دنبال خواهد داشت. معمولاً تظاهر بيمارى در كف دست و روى نوك انگشتان بروز و گاهى فاصله ميان انگشت حلقه و كنارى را درگير مى كند و ضايعه اى به شكل پيش بند تشكيل مى شود كه به اگزماى پيش بندى معروف است. به علاوه زياد نگه داشتن دست در آب و رطوبت نيز منجر به ايجاد قارچ پوستى مى شود. اين ضايعات در صورت درمان نشدن بموقع موجب التهاب و ترك پوست مى شوند. همچنين تماس مواد شيميايى با پوست مى تواند عوارض مختلفى در بر داشته باشد، به عنوان مثال تماس مكرر با سفيد كننده ها موجب از بين رفتن چربى پوست در محل تماس شده و به دنبال آن خارش، سوزش، زخم، ترشحات آبكى و چركى ايجاد مى شود.

بهترين راه براى جلوگيرى از خشكى پوست و عود اين ضايعات، استفاده از كرم هاى حاوى اوره، گليسيرين، وازلين و غيره است. زنان خانه دار بايد هنگام خانه تكانى و استفاده از مواد شوينده، پاك كننده و سفيد كننده حتماً از دستكش استفاده كنند و به علت احتمال ايجاد حساسيت به دستكش هاى لاستيكى بايد ابتدا دستكش نخى و سپس از دستكش پلاستيكى استفاده كرد.

آسيب هاى ناشى از مواد شوينده بر چشم:

 انواع مواد شيميايى در درجه هاى مختلف به چشم آسيب مى رسانند و مواد شوينده و رنگ بر ازجمله خطرناك ترين مواد براى چشم به شمار مى روند و در صورت تماس با چشم به سرعت قرنيه را زخم كرده و حتى در موارد شديدتر مى توانند به سوراخ شدن كره چشم منجر شوند. مواد شوينده همچنين مى توانند موجب ايجاد زخم هاى شديد در پلك شده و چسبندگى هاى كره چشم و پلك را به همراه داشته باشند. آسيب ناشى از اين مواد ممكن است آن قدر جدى باشد كه بينايى به طور كامل از بين برود.

در صورت تماس مواد شوينده يا هر ماده شيميايى ديگر با چشم بايد بلافاصله چند بار چشم را در آب باز و بسته كرد تا ماده از چشم خارج شود. در صورت باقى ماندن ماده شيميايى در چشم، در فاصله زمانى مراجعه مصدوم به چشم پزشك، آسيب ناشى از اين مواد شديد تر مى شود.

آسيب هاى وارده به چشم از نظر زمانى و مالى بسيار هزينه بر است و به علاوه آسيب روانى شديدى به دنبال دارد، بنابر اين پيشگيرى از اين موارد بسيار ضرورى است و بايد هنگام كار با مواد شيميايى و شوينده از عينك هاى حفاظتى استفاده كرد. همچنين بايد اين مواد دور از دسترس اطفال نگهدارى و در حداقل غلظت استفاده شوند، چرا كه هرچه ميزان غلظت بيشتر باشد، آسيب ناشى از اين مواد شوينده و پاك كننده شديدتر مى شود.

خطرمسمومیت کودکان باموادشوینده:

برخى نيز به علت بى دقتى و سهل انگارى، مواد پاك كننده و سفيدكننده را در دسترس كودكان قرار مى دهند و احتمال دارد آنها نيز به علت كنجكاوى با اين مواد در تماس قرار گيرند. اين كار منجر به التهاب و سوختگى دستگاه گوارش مى شود و عمل بلع را با مشكل مواجه مى كند. والدين در صورت مسموميت خوراكى فرزندان، نبایستی آنها را وادار به استفراغ كنند، زیرا اين كار موجب آسيب ديدگى و سوختگى بيشتر دستگاه گوارش مى شود. بنابراين بهتر است تا رساندن مصدوم به بيمارستان يا مراكز درمانى، عمل رقيق سازى با آب يا شير صورت گيرد و به دفعات و به مقدار ۳۰ تا ۵۰ سى سى به كودك، شير يا آب خورانده شود.

توصیه های ایمنی جهت پیشگیری از حوادث ناشی ازموادشوینده :

هنگام استفاده از شوينده‌هاي شيميايي، حتماً از ماسك مناسب استفاده کنید.
èدر هنگام استفاده از مواد شيميايي و فرآورده هآی شوينده و پاک کننده ، پنجره ها را باز کرده و تهویه را روشن نمایید تا هوا بخوبي در محيط جريان داشته باشد .
èاز مخلوط کردن مواد شيميايي مانند جوهر نمک و مواد سفيد کننده جدا خودداري کنيد، بخار ها و گازهاي ناشي از اين اختلاط بسيار سمي و خفه کننده ميباشد .
بخار متصاعدشده از تركيب جوهرنمك و وايتكس بسيار خطرناك است؛ خصوصاً براي چشم، پوست و ريه. توصيه مي‌شود از تركيب اين دو ماده خودداري کنيد.
كاربرد فراوان مواد شوينده و پاك‌كننده از جمله جرم‌گيرها و سفيدكننده‌ها در منازل، موجب انتشار برخي ذرات شيميايي خطرناك در توالت، حمام و آشپزخانه می‌شود و استفاده و تداوم اين مواد به همراه آب گرم هم اثر منفي آن را دوچندان مي‌كند.

محصولات شيميايي و شوينده را هميشه در ظرف اصلي آن نگهداري کنيد هيچگاه اين مواد را در ظرف مواد خوراکي ( مانند بطري نوشابه ) نگه داري نکنيد . اين عمل سبب خورده شدن اشتباهي اين مواد توسط کودکان مي شود .
èهميشه پس از استفاده از مواد شيميايي سريعا درب آن را ببنديد .

بهترين اقدام براي مسمومین ريوي، خروج سريع فرد از محل سربسته و استفاده از هواي آزاد و تماس با اورژانس جهت تجويز اكسيژن و مصرف داروهاي ضدالتهابي است

سيلسکوزيس

سيلسکوزيس

هرساله ۳۰۰ نفر کارگر در جهان بر اثر بيماری سيليکوزيس جان خود را ازدست می دهند.

توجه

احتمال خطر تنها هنگامی وجود دارد که سيليس به صورت کريستالی وجود داشته باشد،‌ چه بسا موادی که حاوی سيليسند ولی تا هنگامی که از گردوغبار از آنها متصاعد نشود خطرناک نباشند و چه بسا مواردی که ذرات سيليس در هوا پراکنده اند ولی به چشم ديده نمی شوند.

صنايعی که در آنها احتمال ابتلا به سيليکوزيس وجود دارد:

· صنايع آسفالت سازی

· صنايع سفالگری و سراميک سازی

· صنايع سيمان سازی

· کوزه گری

· ذوب آهن

· حفاری بتون

· مخلوط سازی بتون

· تخريب

· صنايع الکتريکی

· ريخته گری

· آسياب کردن

· شيک اوت قطعات ريخته گری شده و.....

نام مواد

محصولي كه داراي سيليس است بايد برچسبي داشته باشد كه آن را نشان دهد.

ماشين آلاتي كه برروي سيليس فعاليت انجام مي دهند بايد علامتهايي داشته باشند كه هشدار لازم را در خصوص تماس با سيليس بدهند.

مسئوليت كارخانه: بايد برروي تمامي موادي كه حاوي مقادير بيشتراز ۰.۱% سيليسند برچسب هشدار قراردهند.

مسئوليت كارفرمايان: بايد اطمينان حاصل كنند كه اين برچسب ها كنده نشده باشند.

اختلالات اسكلتي عضلاني مرتبط با كار

اختلالات اسكلتي عضلاني مرتبط با كار به طور معمول باعث درگيري كمر، ستون فقرات گردني و اندام‌هاي فوقاني مي‌شود. اين آسيب‌ها شامل آسيب‌هاي گردن، شانه، آرنج، مچ دست و دست، ستون فقرات، لگن، زانو، مچ پا و پا است. اين اختلالات شايع‌ترين اختلالات و آسيب‌هاي شغلي در سراسر جهان است و علت اصلي از كار افتادگي كارگران را تشكيل مي‌دهد. در ميان اختلالات اسكلتي عضلاني در محيط‌هاي شغلي كمردرد شاخص‌ترين و شايع‌ترين آنها است. شايع‌ترين علل كمردرد‌هاي شغلي پارگي و كشيدگي عضلات ناشي از فشار بيش از حد و يا پارگي و كشيدگي ليگامان‌ها است. عوامل اصلي خطر در محيط‌هاي كاري كه به كمر درد منجر مي‌شوند عبارت‌اند از: كار جسماني سنگين، وضعيت‌هاي كاري ثابت و بدون تحرك، خم شدن و چرخيدن مكرر، بلند كردن و هل دادن بارهاي سنگين، كارهاي تكراري، ارتعاش، عوامل روحي و رواني در محيط كار.

 

پيشگيري از كمردرد

پيشگيري از كمر درد در محيط‌هاي كاري بسيار دشوار است اما مي‌توان با انتخاب روش‌ها و اعمال برنامه‌هايي نسبت به كاهش يا تاخير در شيوع آن اقداماتي انجام داد. به اين منظور اجراي برنامه‌هاي زير ضروري است:

1)  طراحي ارگونوميك محيط كار: تسهيلات مكانيكي و ابزارهايي كه به كمك آن بتوان فشار و نيروهاي مضاعفي كه به كمر كارگر وارد مي‌شود حذف كرد. به طور مثال استفاده از بالانسر براي نگه داشتن آچارهاي سنگين و يا جرثقيل دستي و سبك براي بلند كردن بارهاي سنگين در ايستگاه‌هاي كاري، طراحي خوب شغل، حجم كار متناسب با ظرفيت‌هاي فيزيكي و فيزيولوژيكي كارگران و بسته بندي مناسب بسته‌ها و بارها ورعايت استانداردهاي حمل بار.

2) معاينات قبل از استخدام: به منظور استخدام افرادي كه از سلامت كامل برخوردار باشند لازم است قبل از استخدام به طور صحيح به وسيله پزشك متخصص طب كار معاينه شوند.

3) آموزش: آموزش كارگران در خصوص مراقبت از كمر، انجام ورزش‌هاي مناسب و بلند كردن صحيح بارها و آموزش مديران در خصوص اصول ارگونومي‌كار، گردش شغلي افراد در ايستگاه‌هاي كاري .

4) گردش شغلي: در پست‌هاي كاري سنگين كه كمر كارگر در معرض آسيب قرار دارد بايد به طور متناوب افراد را در پست‌هاي گوناگون گردش داد تا به يك كارگر فشار زيادي وارد نشود.

سوختگي‌ با آب‌ جوش ، الكتريكي ،‌ شيميايي ،‌ در اثر اشعه ، سوختگي‌هاي‌ راه‌ تنفسي

 

سوختگي‌هاي‌ شديد و سوختگي‌ با آب‌ جوش

در درمان‌ سوختگي‌هايي‌ كه‌ عميق‌ يا وسيع‌ هستند، مراقبت‌ كافي‌ به‌ عمل‌ آوريد. هرچه‌ طول‌ مدت‌ سوختگي‌ بيشتر باشد، شدت‌ آسيب‌ هم‌ بيشتر خواهد بود. اگر مصدوم‌ در جريان‌ آتش‌سوزي‌ دچار سوختگي‌ شده‌ است‌، بايد فرض‌ كنيد كه‌ دود يا هواي‌ داغ‌ به‌ دستگاه‌ تنفسي‌ نيز آسيب‌ رسانده‌ است‌ (مبحث‌ « سوختگي‌هاي‌ راه‌ تنفسي‌ » را ببينيد). اولويت‌ها عبارتند از: شروع‌ سريع‌ خنك‌سازي‌ سوختگي‌ و بررسي‌ تنفس‌. مصدومي‌ كه‌ دچار سوختگي‌ شديد يا سوختگي‌ با آب‌ جوش‌ شده‌ است‌، به‌ احتمال‌ يقين‌ دچار شوك‌ خواهد شد و بايد تحت‌ مراقبت‌ بيمارستاني‌ قرار بگيرد. صرف‌ نظر از سن‌ مصدوم‌، امكان‌ آسيب‌ غيرتصادفي‌ بايد هميشه‌ مدنظر قرار بگيرد. جزييات‌ را به‌ دقت‌ ثبت‌ كنيد. لباس‌هايي‌ را كه‌ از تن‌ مصدوم‌ خارج‌ كرده‌ايد، براي‌ تحقيقات‌ آتي‌ حفظ‌ كنيد.

تشخيص‌

ممكن‌ است‌ موارد زير وجود داشته‌ باشند:

درد

اشكال‌ در تنفس‌

نشانه‌هاي‌ شوك‌   

اهداف‌ :

متوقف‌ كردن‌ سوختگي‌ و تسكين‌ درد

باز نگه‌ داشتن‌ راه‌ تنفسي‌

درمان‌ آسيب‌هاي‌ همراه‌

به‌ حداقل‌ رساندن‌ خطر عفونت‌

فراهم‌ كردن‌ شرايط‌ انتقال‌ فوري‌ به‌ بيمارستان‌ و جمع‌آوري‌ اطلاعات‌ براي‌ نيروهاي‌ خدمات‌ اورژانس‌

 

هشدار!

به‌دنبال‌ نشانه‌هاي‌ اشكال‌ در تنفس‌ بگرديد؛ آماده‌ باشيد تا در صورت‌ لزوم‌، احياي‌ تنفسي‌ و ماساژ قفسه‌ سينه‌ را آغاز كنيد (مبحث‌ « اقدامات‌ نجات‌دهنده‌ حيات‌ » را ببينيد).

 

۱) به‌ مصدوم‌ كمك‌ كنيد تا دراز بكشد. در صورت‌ امكان‌، سعي‌ كنيد از تماس‌ ناحيه‌ دچار سوختگي‌ با زمين‌، ممانعت‌ به‌عمل‌ آوريد.

 

۲) حداقل‌ به‌ مدت‌ ۱۰ دقيقه‌، (محل‌ سوختگي‌ را با مقدار زيادي‌ از يك‌ مايع‌ خنك‌، خيس‌ كنيد اما انتقال‌ مصدوم‌ به‌ بيمارستان‌ را به‌ تأخير نيندازيد. با مركز اورژانس‌ تماس‌ بگيريد و آمبولانس‌ درخواست‌ كنيد.

 

۳) خنك‌سازي‌ محل‌ سوختگي‌ را تا زمان‌ تسكين‌ درد، ادامه‌ دهيد.

 

۴) در صورت‌ امكان‌، دستكش‌ يكبار مصرف‌ بپوشيد. قبل‌ از آنكه‌ بافت‌ها شروع‌ به‌ تورم‌ كنند، به‌ آرامي‌ وسايلي‌ مثل‌ حلقه‌، ساعت‌، كمربند، كفش‌ يا لباس‌هاي‌ در حال‌ سوختن‌ را خارج‌ كنيد. با دقت‌ لباس‌هاي‌ سوخته‌ شده‌ را از تن‌ خارج‌ كنيد (مگر آنكه‌ اين‌ لباس‌ها به‌ محل‌ سوختگي‌ چسبيده‌ باشند).

 

۵) روي‌ محل‌ آسيب‌ ديده‌ را با يك‌ پانسمان‌ استريل‌ بپوشانيد تا در برابر عفونت‌ محافظت‌ شود. اگر پانسمان‌ استريل‌ در دسترس‌ نيست‌، از يك‌ باند مثلثي‌ تا شده‌، قسمتي‌ از يك‌ ملحفه‌ يا پلاستيك‌ نازك‌ آشپزخانه‌ (دو دور اول‌ لوله‌ را كنار بگذاريد و بقيه‌ را به‌طور طولي‌ روي‌ محل‌ سوختگي‌ قرار دهيد) استفاده‌ كنيد. مي‌توان‌ از كيسه‌ پلاستيكي‌ تميز براي‌ پوشاندن‌ دست‌ يا پا استفاده‌ كرد؛ اين‌ كيسه‌ را به‌ كمك‌ باند يا چسب‌ نواري‌ كه‌ روي‌ خود پلاستيك‌ مي‌بنديد (نه‌ روي‌ پوست‌)، محكم‌ كنيد.

 

۶) جزييات‌ آسيب‌هاي‌ مصدوم‌ را جمع‌آوري‌ و ثبت‌ كنيد. علايم‌ حياتي‌ (سطح‌ پاسخ‌دهي‌، نبض‌ و تنفس‌) را به‌طور مرتب‌ كنترل‌ و ثبت‌ كنيد .

 

احتياط‌!

بدن‌ مصدوم‌ را بيش‌ از حد خنك‌ نكنيد چون‌ ممكن‌ است‌ درجه‌ حرارت‌ بدن‌ را تا سطح‌ خطرناكي‌ پايين‌ بياوريد. اين‌ خطر، به‌ ويژه‌ شيرخواران‌ و سالمندان‌ را تهديد مي‌كند.

لباس‌هايي‌ را كه‌ به‌ محل‌ سوختگي‌ چسبيده‌اند، خارج‌ نكنيد؛ (با اين‌ كار) امكان‌ دارد صدمات‌ بيشتري‌ وارد كنيد و راه‌ ورود عفونت‌ را به‌ محل‌ سوختگي‌ باز كنيد.

به‌ محل‌ سوختگي‌ به‌ هيچ‌ صورت‌ دست‌ نزنيد.

هيچ‌ تاولي‌ را نتركانيد.

از به‌ كار بردن‌ موادي‌ مثل‌ لوسيون‌، پماد، روغن‌ يا نوارچسب‌ (زخم‌بندي‌) روي‌ محل‌ سوختگي‌، خودداري‌ كنيد.

 

مورد خاص‌ :

سوختگي‌ صورت‌

اگر مصدوم‌ دچار سوختگي‌ صورت‌ شده‌ است‌، روي‌ موضع‌ آسيب‌ را نپوشانيد؛ اين‌ كار مي‌تواند موجب‌ رنج‌ مصدوم‌ و انسداد راه‌ تنفسي‌ شود. تا زمان‌ رسيدن‌ نيروي‌ امدادي‌، با استفاده‌ از آب‌، موضع‌ را خنك‌ كنيد تا درد تخفيف‌ پيدا كند.

 

۷) در زماني‌ كه‌ منتظر رسيدن‌ نيروهاي‌ امدادي‌ هستيد، به‌ مصدوم‌ اطمينان‌ خاطر بدهيد و در صورت‌ بروز شوك‌ ، به‌ درمان‌ آن‌ بپردازيد.

 

سوختگي‌هاي‌ خفيف

 

سوختگي‌هاي‌ خفيف‌ سطحي‌ اغلب‌ ناشي‌ از حوادث‌ خانگي‌ (مثلاً دست‌ زدن‌ به‌ يك‌ اتوي‌ داغ‌ يا ريزش‌ آب‌ جوش‌ روي‌ پوست‌) هستند. بسياري‌ از سوختگي‌هاي‌ سطحي‌ را مي‌توان‌ با ارايه‌ كمك‌هاي‌ اوليه‌ به‌ صورتي‌ موفقيت‌آميز درمان‌ كرد؛ اين‌ سوختگي‌ها به‌طور طبيعي‌ بهبود خواهند يافت‌. با اين‌ حال‌، اگر در مورد شدت‌ آسيب‌ نگران‌ هستيد، به‌ مصدوم‌ توصيه‌ كنيد كه‌ به‌ يك‌ پزشك‌ مراجعه‌ كند (مبحث‌ « ارزيابي‌ سوختگي‌ » را ببينيد). تاول‌ها ممكن‌ است‌ مدتي‌ پس‌ از سوختگي‌ تشكيل‌ شوند. اين‌ «حباب‌هاي‌» ظريف‌، در اثر نشت‌ مايع‌ بافتي‌ (سرم‌) به‌ داخل‌ محل‌ سوختگي‌ (درست‌ زير سطح‌ پوست‌) ايجاد مي‌شوند. هرگز نبايد تاولي‌ را بتركانيد چون‌ (با اين‌ كار،) عفونت‌ را وارد زخم‌ مي‌كنيد.

 

تشخيص:

قرمز شدن پوست

درد درموضع سوختگي مورد زير ممكن است ديرتر ظاهر شود:

بروز تاول روي پوست دچار سوختگي

 

 

اهداف‌ :

توقف‌ سوختگي‌

تخفيف‌ دادن‌ درد و تورم‌

به‌ حداقل‌ رساندن‌ خطر عفونت‌

 

احتياط‌!

از تركاندن‌ تاول‌ها يا هرگونه‌ دست‌ زدن‌ به‌ موضع‌ آسيب‌ديده‌ خودداري‌ كنيد.

از قرار دادن‌ پانسمان‌ چسبدار (چسب‌ زخم‌) يا نوارچسب‌ روي‌ پوست‌ خودداري‌ كنيد؛ وسعت‌ سوختگي‌ ممكن‌ است‌ گسترده‌تر از آن‌ چيزي‌ باشد كه‌ در ابتدا به‌نظر مي‌رسد.

از پماد يا روغن‌ استفاده‌ نكنيد؛ اين‌ وسايل‌ ممكن‌ است‌ به‌ بافت‌ها صدمه‌ بزنند و خطر عفونت‌ را افزايش‌ دهند.

 

۱) به‌ مدت‌ حداقل‌ ۱۰ دقيقه‌، منطقه‌ آسيب‌ديده‌ را با آب‌ سرد بشوييد تا سوختگي‌ متوقف‌ شود و درد تسكين‌ پيدا كند. اين‌ عمل‌، اثربخش‌تر از استفاده‌ از اسپري‌ها است‌. در صورتي‌ كه‌ آب‌ در دسترس‌ نباشد، مي‌توان‌ از هر مايع‌ سرد و بي‌ضرر (مثل‌ شير يا نوشيدني‌هاي‌ كنسرو شده‌) استفاده‌ كرد.

 

 

۲) در صورت‌ امكان‌، دستكش‌ يكبار مصرف‌ بپوشيد. قبل‌ از آنكه‌ موضع‌ آسيب‌ديده‌ شروع‌ به‌ تورم‌ كند، هرگونه‌ وسايل‌ زينتي‌، ساعت‌، كمربند يا لباس‌هاي‌ تنگ‌ را به‌ آرامي‌ خارج‌ كنيد.

 

۳) موضع‌ را با يك‌ پانسمان‌ استريل‌ يا يك‌ تكه‌ پارچه‌ تميز بدون‌ كرك‌ بپوشانيد و آن‌ را به‌ كمك‌ باند در محل‌ نگه‌ داريد. يك‌ كيسه‌ پلاستيكي‌ يا سلفون‌ آشپزخانه‌ را مي‌توان‌ به‌عنوان‌ پوشش‌ موقت‌ مناسب‌ به‌كار برد. سلفون‌ آشپزخانه‌ را به‌ صورت‌ طولي‌ قرار دهيد تا در صورت‌ تورم‌ بافت‌، روي‌ موضع‌ فشار وارد نكند.

 

 

مورد خاص‌

تاول‌ تاول‌ را معمولاً بايد درمان‌ كرد. با اين‌ حال‌، اگر تاول‌ها شكافته‌ شوند يا در شرف‌ تركيدن‌ بودند، يك‌ پانسمان‌ غيرچسبي‌ كه‌ اندازه‌ آن‌ وسيع‌تر از حدود تاول‌ است‌، روي‌ آن‌ قرار دهيد. پانسمان‌ را تا زمان‌ فروكش‌ كردن‌ تاول‌، در محل‌ باقي‌ بگذاريد.

   

سوختگي‌هاي‌ راه‌ تنفسي  

سوختگي‌هاي‌ صورت‌ و سوختگي‌هاي‌ داخل‌ دهان‌ و حلق‌، بسيار جدي‌ هستند چون‌ راه‌ هوايي‌ در اين‌ سوختگي‌ها به‌ سرعت‌ دچار تورم‌ مي‌شود. معمولاً نشانه‌هاي‌ سوختگي‌ آشكار هستند. با اين‌ حال‌، در مواردي‌ كه‌ سوختگي‌ در يك‌ فضاي‌ بسته‌ روي‌ داده‌ است‌، به‌ دليل‌ آنكه‌ امكان‌ دارد مصدوم‌ گاز يا هواي‌ داغ‌ را استنشاق‌ كرده‌ باشد، بايد هميشه‌ به‌ آسيب‌ راه‌ تنفسي‌ مشكوك‌ شويد. در موارد شديد، هيچ‌ درمان‌ خاصي‌ از عهده‌ ارايه‌كننده‌ كمك‌هاي‌ اوليه‌ برنمي‌آيد؛ تورم‌ مي‌تواند به‌ سرعت‌ راه‌ تنفسي‌ را مسدود كند و خطر خفگي‌ وجود دارد. كمك‌هاي‌ طبي‌ فوري‌ و تخصصي‌ ضروري‌ هستند.

 

تشخيص‌

ممكن‌ است‌ موارد زير وجود داشته‌ باشند:

دوده‌ در اطراف‌ دهان‌ و بيني‌

سوختگي‌ موهاي‌ بيني‌

قرمزي‌، تورم‌ يا حتي‌ سوختگي‌ زبان‌

آسيب‌ به‌ پوست‌ اطراف‌ دهان‌

خشن‌ شدن‌ صدا

مشكلات‌ تنفسي‌

  

اهداف‌

باز نگه‌ داشتن‌ راه‌ تنفسي‌

فراهم‌ كردن‌ شرايط‌ انتقال‌ فوري‌ به‌ بيمارستان‌

 

هشدار!

اگر مصدوم‌ بي‌هوش‌ شد، راه‌ تنفسي‌ را باز و تنفس‌ را كنترل‌ كنيد؛ آماده‌ باشيد تا در صورت‌ لزوم‌، احياي‌ تنفسي‌ و ماساژ قفسه‌ سينه‌ را آغاز كنيد (مبحث‌ « اقدامات‌ نجات‌دهنده‌ حيات‌ » را ببينيد). اگر مصدوم‌ نفس‌ مي‌كشد، او را در وضعيت‌ بهبود قرار دهيد.

 

۱) با مركز اورژانس‌ تماس‌ بگيريد و آمبولانس‌ درخواست‌ كنيد. به‌ افسر مسؤول‌ بگوييد كه‌ مشكوك‌ به‌ سوختگي‌ راه‌ تنفسي‌ هستيد.

 

۲) گام‌هاي‌ ممكن‌ براي‌ بهبود جريان‌ هواي‌ مصدوم‌ (مثل‌ شل‌ كردن‌ لباس‌هاي‌ اطراف‌ گردن‌) را طي‌ كنيد.

 

۳) از يخ‌ يا مقادير كم‌ آب‌ سرد براي‌ كاهش‌ تورم‌ و يا درد استفاده‌ كنيد.

 

۴) به‌ مصدوم‌ اطمينان‌ خاطر بدهيد. تا رسيدن‌ نيروهاي‌ امدادي‌، علايم‌ حياتي‌ (سطح‌ پاسخ‌دهي‌، نبض‌ و تنفس‌) را كنترل‌ و ثبت‌ كنيد .

  

 

سوختگي‌ الكتريكي

 

با عبور الكتريسيته‌ از داخل‌ بدن‌، ممكن‌ است‌ سوختگي‌ رخ‌ دهد. بيشترين‌ آسيب‌ قابل‌ مشاهده‌ در نقاط‌ ورود و خروج‌ جريان‌ برق‌ ظاهر مي‌شود. با اين‌ حال‌، امكان‌ دارد ردّي‌ از آسيب‌ داخلي‌ هم‌ وجود داشته‌ باشد. محل‌ و جهت‌ جراحات‌ ورودي‌ و خروجي‌، در مورد مكان‌ احتمالي‌ و وسعت‌ آسيب‌ پنهان‌ و نيز درجه‌ شوك‌ (كه‌ احتمالاً مصدوم‌ دچار آن‌ شده‌ است‌) اطلاعاتي‌ به‌ شما مي‌دهند. سوختگي‌ الكتريكي‌ ممكن‌ است‌ در اثر صاعقه‌ و يا جريان‌هاي‌ الكتريكي‌ ولتاژ پايين‌ يا ولتاژ بالا ايجاد شود. همچنين‌ شوك‌ الكتريكي‌ مي‌تواند سبب‌ ايست‌ قلبي‌ شود. اگر مصدوم‌ بي‌هوش‌ است‌، اولويت‌ فوري‌ شما پس‌ از اطمينان‌ از بي‌خطر بودن‌ محل‌، باز كردن‌ راه‌ تنفسي‌ و كنترل‌ تنفس‌ و گردش‌ خون‌ است‌.

 

تشخيص‌

ممكن‌ است‌ موارد زير وجود داشته‌ باشند:

بي‌هوشي‌

سوختگي‌هاي‌ تمام‌ ضخيم‌ همراه‌ با تورم‌، دوده‌زدگي‌ و زغالي‌ شدن‌ محل‌هاي‌ ورود و خروج‌ جريان‌ برق‌

نشانه‌هاي‌ شوك‌

اگر مصدوم‌ قرباني‌ «قوس‌ الكتريكي‌» ولتاژ بالا باشد، يك‌ ته‌مانده‌ قهوه‌اي‌ مسي‌ روي‌ پوست‌ باقي‌ مي‌ماند (اين‌ ته‌مانده‌ را با آسيب‌ اشتباه‌ نگيريد).

 

 

اهداف‌

درمان‌ سوختگي‌ها و شوك‌

فراهم‌ كردن‌ شرايط‌ انتقال‌ فوري‌ به‌ بيمارستان‌

 

۱) قبل‌ از دست‌ زدن‌ به‌ مصدوم‌، بايد مطمئن‌ شويد كه‌ تماس‌ با منبع‌ الكتريكي‌ قطع‌ شده‌ است.

 

۲) به‌منظور خنك‌ كردن‌ سوختگي‌ها، موضع‌ آسيب‌ (در نقاط‌ ورود و خروج‌ جريان‌ برق‌) را با مقدار زيادي‌ آب‌ سرد بشوييد.

 

۳) در صورت‌ امكان‌ دستكش‌ يكبار مصرف‌ بپوشيد. به‌ منظور محافظت‌ از سوختگي‌ها در برابر عفونت‌هاي‌ منتقل‌ شونده‌ از راه‌ هوا، روي‌ آنها را با پانسمان‌ استريل‌، باند مثلثي‌ تا شده‌ يا يك‌ قطعه‌ پارچه‌ تميز بدون‌ كرك‌ بپوشانيد. با مركز اورژانس‌ تماس‌ بگيريد و آمبولانس‌ درخواست‌ كنيد.

 

۴) به‌ مصدوم‌ اطمينان‌ بدهيد و در صورت‌ بروز شوك، به‌ درمان‌ آن‌ بپردازيد.

 

 

احتياط‌!

تا زماني‌ كه‌ رسماً به‌ شما اطلاع‌ داده‌ شود كه‌ جريان‌ قطع‌ و مصدوم‌ از برق‌ جدا شده‌ است‌، به‌ مصدوم‌ ناشي‌ از الكتريسيته‌ ولتاژ بالا نزديك‌ نشويد.

 

هشدار!

اگر مصدوم‌ بي‌هوش‌ است‌، راه‌ تنفسي‌ را باز و تنفس‌ را كنترل‌ كنيد؛ آماده‌ باشيد تا در صورت‌ لزوم‌، احياي‌ تنفسي‌ و ماساژ قفسه‌ سينه‌ را آغاز كنيد  .

   

سوختگي‌ شيميايي

برخي‌ مواد شيميايي‌ مي‌توانند سبب‌ آزردگي‌، سوختگي‌ يا سوراخ‌ شدن‌ پوست‌ شوند و از اين‌ طريق‌، صدمات‌ گسترده‌ و گاه‌ كشنده‌ ايجاد كنند. نشانه‌هاي‌ سوختگي‌ شيميايي‌ بر خلاف‌ سوختگي‌ ناشي‌ از حرارت‌، به‌ آرامي‌ بروز مي‌كنند اما (نحوه‌ ارايه‌) كمك‌هاي‌ اوليه‌ مشابه‌ است‌. بسياري‌ از مواد شيميايي‌ قوي‌ و خورنده‌ در صنعت‌ يافت‌ مي‌شوند اما سوختگي‌هاي‌ شيميايي‌ در منازل‌ هم‌ مي‌توانند روي‌ دهند به‌ويژه‌ در اثر موادي‌ مثل‌ محصولات‌ ظرف‌شويي‌ (شايع‌ترين‌ علت‌ سوختگي‌ قليايي‌ در كودكان‌)، پاك‌كننده‌هاي‌ فر و رنگ‌برها. سوختگي‌هاي‌ شيميايي‌ هميشه‌ جدي‌ هستند و ممكن‌ است‌ مصدوم‌ به‌ درمان‌ بيمارستاني‌ فوري‌ نياز داشته‌ باشد. درصورت‌امكان‌، نام‌ و علامت‌ تجاري‌ ماده‌ سوزاننده‌ را يادداشت‌ كنيد. قبل‌ از پرداختن‌ به‌ درمان‌ مصدوم‌، مطمئن‌ شويد كه‌ محل‌ براي‌ شما و سايرين‌ بي‌خطر است‌ زيرا از برخي‌ مواد شيميايي‌، گازهاي‌ سمي‌ متصاعد مي‌شود.

 

تشخيص‌

ممكن‌ است‌ موارد زير وجود داشته‌ باشند:

شواهدي‌ از مواد شيميايي‌ در محل‌

درد شديد سوزش‌آور

در ادامه‌، تغييررنگ‌، تاول‌ زدن‌، پوسته‌ريزي‌ و تورم‌ محل‌ آسيب‌ديده‌

 

اهداف‌

بي‌خطر كردن‌ محل‌ واطلاع‌ دادن‌ به‌ مسؤولان‌ مربوط‌

زدودن‌ و از بين‌ بردن‌ ماده‌ شيميايي‌ زيان‌بار

فراهم‌ كردن‌ شرايط‌ انتقال‌ به‌ بيمارستان‌

 

احتياط‌!

هرگز در جهت‌ خنثي‌ كردن‌ اسيد يا الكل‌ تلاش‌ نكنيد مگر آن‌ كه‌ براي‌ اين‌ كار آموزش‌ ديده‌ باشيد.

شروع‌ درمان‌ را به‌ دليل‌ جستجو به‌ دنبال‌ يك‌ پادزهر، به‌ تأخير نيندازيد.

 

۱) مطمئن‌ شويد كه‌ محلي‌ كه‌ مصدوم‌ در آن‌ به‌سر مي‌برد، بي‌خطر است‌. با تهويه‌ محل‌، گازها را پراكنده‌ كنيد و در صورت‌ امكان‌، سر ظرف‌ (محتوي‌) ماده‌ شيميايي‌ را محكم‌ ببنديد. در صورت‌ لزوم‌، مصدوم‌ را از محل‌ خارج‌ كنيد.

 

۲) حداقل‌ به‌ مدت‌ ۲۰ دقيقه‌، محل‌ سوختگي‌ را بشوييد تا ماده‌ شيميايي‌ پخش‌ و سوختگي‌ متوقف‌ شود. اگر مصدومي‌ را روي‌ زمين‌ درمان‌ مي‌كنيد، دقت‌ كنيد كه‌ آب‌ در زير او جمع‌ نشود.

 

۳) هنگام‌ شستن‌ محل‌ آسيب‌، لباس‌هاي‌ آلوده‌ را به‌ آرامي‌ خارج‌ كنيد.

 

۴) شرايط‌ انتقال‌ مصدوم‌ به‌ بيمارستان‌ را فراهم‌ كنيد. اطمينان‌ حاصل‌ كنيد كه‌ راه‌ تنفسي‌ باز است‌. علايم‌ حياتي‌ (سطح‌ پاسخ‌دهي‌، نبض‌ و تنفس‌) را كنترل‌ و ثبت‌ كنيد . جزييات‌ ماده‌ شيميايي‌ را به‌ اعضاي‌ گروه‌ پزشكي‌ منتقل‌ كنيد. در صورتي‌ كه‌ آسيب‌ در محل‌ كار رخ‌ داده‌ است‌، به‌ مأمور ايمني‌ و يا گروه‌ خدمات‌ اروژانس‌ اطلاع‌ دهيد.

 

 

سوختگي‌ چشم‌ در اثر اشعه

 

اين‌ وضعيت‌ وقتي‌ رخ‌ مي‌دهد كه‌ سطح‌ چشم‌ (قرنيه‌) در اثر مواجهه‌ با پرتو ماوراء بنفش‌ (مثلاً تابش‌ طولاني‌مدت‌ نور آفتاب‌ بازتابيده‌ از روي‌ برف‌ به‌ چشم‌) دچار آسيب‌ شود. علايم‌ معمولاً به‌ صورت‌ تدريجي‌ ظاهر مي‌شوند و روند بهبود ممكن‌ است‌ تا يك‌ هفته‌ طول‌ بكشد. تابش‌ نور شعله‌ جوشكاري‌ نيز مي‌تواند به‌ سوختگي‌ ناشي‌ از اشعه‌ بينجامد.

 

تشخيص‌

درد شديد در چشم‌(هاي‌) آسيب‌ديده‌ ممكن‌ است‌ موارد زير نيز وجود داشته‌ باشند:

احساس‌ «سنگ‌ريزه‌ (جسم‌ خارجي‌)» در چشم‌(ها)

حساسيت‌ به‌ نور

قرمزي‌ و اشك‌ ريزش‌ از چشم‌(ها)

 

 

 

 

اهداف‌

پيشگيري‌ از صدمات‌ بيشتر

فراهم‌ كردن‌ شرايط‌ انتقال‌ به‌ بيمارستان‌

 

احتياط‌!

لنز تماسي‌ را خارج‌ نكنيد.

 

۱) به‌ مصدوم‌ اطمينان‌ خاطر بدهيد. از او بخواهيد يك‌ پوشش‌ چشمي‌ روي‌ چشم‌ آسيب‌ ديده‌ نگه‌ دارد. اگر تا زمان‌ پيشگيري‌ پزشكي‌ مدتي‌ طول‌ مي‌كشد، با استفاده‌ از باند، اين‌ لايه‌ پوششي‌ را به‌ صورت‌ شل‌ در محل‌ خود ببنديد.

 

۲) شرايط‌ انتقال‌ مصدوم‌ به‌ بيمارستان‌ را فراهم‌ كنيد.

 

آسم شغلی

آسم شغلی

 

ایا شما با خس خس سینه ,سرفه یا تنگی نفس در کارتان مواجهه شده اید . اگر پاسخ شما مثبت

است احتمالا شما آسم شغلی دارید .

 ایا آسم شما به وسیله محیط کارتان ایجاد شده است .

پاسخ به این سوال خیلی مشکل است . شروع با خودتان است . خود شما باید به تعدادی

سوالات در باره آسم و شغلتان جواب دهید . برای مثال  

- ایا آسم شما هنگامی که شغلتان تعقیر پیدا کرده ,شروع شده است .

- ایا آسم شما هنگامی که دور از محیط کارتان هستید بهبود پیدا می کند .

-   ایا به چیز هایی در محیط کارتان شک دارید که باعث به وجود امدن مشکل شما شود .

اگر شما آسم دارید . پزشکتان به وسیله پرسیدن سوالات مشابه بایستی در نظر داشته باشد که

آسم شما مرتبط با کارتان است .

(آسمی که در نتیجه شغل به وجود اید آسم شغلی نامیده می شود . )

( آسمی که در نتیجه موارد دیگر به وجود اید ,آسم غیر شغلی نامیده می شود . )

همچنین در بعضی مواقع ممکن است فردی آسم غیر شغلی داشته باشد که به وسیله محیط کار بدتر شود.

اثبات آسم شغلی

تعدادی از متخصصین گمان می کنند که 5تا 10درصد از آسم ها به وسیله محیط کار ممکن است ایجاد شود .

آسم شغلی باعث به وجود امدن مشکلات طولانی مدت می شود . ایا شک دارید که آسم شما

مرتبط با شغلتان است . باید ارزشیابی شود . پزشک شما به پرسیدن تعدادی سوال در مورد

آسم تان وشغلتان و چگونه ممکن است باهم مرتبط باشند دارد نیاز دارد .                         

خودتان را برای جواب دقیق به این پرسشها اماده کنید .

شما باید قادر باشید توضیح دهید در مورد شغلتان و مشاغل قبلیتان و چگونه به نظر می رسد

که انها مرتبط با آسم شما باشد .

شما بایستی شغلتان و شرایط کاری را به طور دقیق توصیف کنید .

هر تماسی با سوخت ,گاز ,دود و عوامل محرک ,شیمیایی, الرژیهای بالقوه یا شرایط محیط

کاری اضافی مانند گرما,سرما ,خشکی یا رطوبت ویا شرایط پروسه کاری که شما در معرض

ان هستید .

اسپری نقاشی یکی از رایجترین خطرات محیط کاری به شمار می رود که باعث به وجود

امدن آسم مرتبط با شغل می شود .

صدها آلرژی محرک که می تواند باعث به وجود امدن این مشکل شود وجود دارد .

شما به طور کامل جزییاتی از خطرات بالقوه محیط کار از سوپروایزر بپرسید . کسی که به

شما ایمنی شغلی و مدیریت بهداشتی می دهد .

تاکنون در حدود 25کیس بالقوه از آسم شغلی شناخته شده است .

دکتر ممکن است آزمایشاتی را تجویز کند .

اگر مشکوک به آسم شغلی هستید و با دانستن این موضوع که شما در معرض موارد بالقوه از

آسم هستید ثابت نمی کند که شما آسم شغلی دارید .

با پزشکتان مشورت کنید با هم کار کنید . شما و پزشک شما نیاز دارید تا ثابت کنید ایا آسم

شما به وسیله شغلتان به وجود امده یا بدتر شده است . اگر اینچنین است . شما باید روی این

موضوع تمرکز داشته باشید که کار شما چگونه روی آسم شما تاثیر می گذارد . پزشک ممکن

است از میان آزمایشات پزشکی ثابت کند که آسم وابسته به شغل دارید .

اثبات این موضوع به بررسیهای پزشکی نیاز دارد و ازمایشاتی را دور از محیط کار

وازمایشات دیگری را در محیط کار و ازمایشات مخصوص دیگر مانند ازمایشات مشکوکی

که واکنش بدن هنگامی که در تماس با نمونه های بالقوه مشکل زا هستند همچنین برای ثابت

کردن آسم شغلی وعلت ان ازمایش خون ممکن است نیاز باشد .

در ارزشیابی آسم به موارد غیر شغلی هم باید توجه داشت . اینها معمولا معمول هستند ونیاز

به درمان مختلف دارند .

چک لیست آسم شغلی

به خاطر داشته باشید اگر شما در محیط کارتان از سرفه ,عطسه یا تنگی نفس در عذاب هستید

شما احتمالا آسم شغلی دارید .

-  با پزشکتان مشورت کنید او ممکن است تست عملکرد ریوی را پیشنهاد کند .

-   سوپروایزر کارتان را ببینید واز اودر مورد خطرات بالقوه در محیط کارتان سوال کنید .

-   برای ثابت کردن آسم شغلی مشکوک و علت ان به تعدادی ازمایش و ارزشیابی انها نیاز است .

-   از پزشکتان توصیه هایی را برای درمان آسم شغلی بخواهید .

منبع:www.medem.com

 

آلومینیوم ( سولفات آلومینیوم و آلومینیوم بی فلوراید )

آلومینیوم ( سولفات آلومینیوم و آلومینیوم بی فلوراید )

 

 

آلومینیوم ( سولفات آلومینیوم  و آلومینیوم بی فلوراید )

 ویژگی آلومینیوم :

چگونگی مواجهه با آلومینیوم :

چگونه آلومینیوم سلامتی راتحت تاثیرقرارمی دهد :

آزمایشات تشخیص جهت تعیین سطح تماس با آلومینیوم :   

مقادیرتوصیه شده ومجاز :

 

ادامه مطلب

 

ادامه نوشته